اُه پدر، پدر بیچاره&#۸۲۳۰;
۱۵۰
صفحه
۱۴۰۳
سال چاپ
اُه پدر، پدر بیچاره، مامان تو را در کمد آویزان کرده و من دلم خیلی گرفته| آرتور کوپیت | عاطفه پاکبازنیا :: اُه پدر، پدر بیچاره مامان تو را…: آرتور کوپیت نمایشنامهٔ اُه پدر… را زمانی نوشت که در حال گذراندن مقطع کارشناسی ارشد در رشتهٔ تئاتر اروپا بود. هدف اصلیاش از نوشتن این نمایشنامه، برنده شدن در مسابقهٔ نویسندگی بود و هرگز پیشبینی نمیکرد که در سن بیستو
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- نمایشنامه و فیلمنامه
- شناسه کالا
- kj-820284
- تعداد صفحه
- ۱۵۰
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۳
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از مهرگان خرد
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی جامعه
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی سیاست
مشاهدهی همهتوضیحات
اُه پدر، پدر بیچاره، مامان تو را در کمد آویزان کرده و من دلم خیلی گرفته| آرتور کوپیت | عاطفه پاکبازنیا :: اُه پدر، پدر بیچاره مامان تو را…: آرتور کوپیت نمایشنامهٔ اُه پدر… را زمانی نوشت که در حال گذراندن مقطع کارشناسی ارشد در رشتهٔ تئاتر اروپا بود. هدف اصلیاش از نوشتن این نمایشنامه، برنده شدن در مسابقهٔ نویسندگی بود و هرگز پیشبینی نمیکرد که در سن بیستوسهسالگی به چنین موفقیتی برسد و درامنویسان سرتاسر جهان او را تحسین کنند. همانطور که عنوان این مسابقه نشان میداد، کوپیت نمایشنامهاش را بهعنوان اثری پارودی ــ یک کمدیفارس شبهکلاسیک به سنت فرانسوی تقلبی ــ تحت تأثیر نمایشنامهنویسان پیشتاز فرانسوی همچون آرتور آداموف ، اوژن یونسکو و ساموئل بکت نوشت. پیشتازانی که در ابتدا از آنان بهعنوان «بخش فرعی تئاتر» نام میبردند و مارتین اسلین در 1961 آن را «تئاتر ابزورد» نامید. این نمایش جنبشی را آفرید و در کمبریج ، ماساچوست ، کامرشیال هاوس و … که بازتابهای بسیار مثبتی داشت، اجرا شد. نگاههای مساعد بر این نمایشنامه، توجه تئاتر فونیکس نیویورک که در اصل محلی بود خارج از برادوی برای اجراهای نمایشی متناوب را جلب کرد. این نمایش در بیستوششم فوریه 1962 در این سالن به روی صحنه رفت و پسازآن 454 اجرا، که در اصل رقمی باورنکردنی و موفقیتی بسیار بزرگ برای نمایشنامهنویسی بود که تا آن روز هیچ اعتباری در تئاتر نیویورک کسب نکرده بود. این اثر جایزهٔ ورنون رایس و اوتر سیرکل را از آن خود کرد. شخصیتهای ناکارآمد و خلاف عرف ــ خصوصاً مادام رزپتل و پسرش، جاناتان ــ نگاههای منتقدانهٔ بحثبرانگیزی دربارهٔ نبودن هدفی جدی در نمایش و نیز اِلمانهای مشتق شده از آن را معطوف به خود کرد، اما درمان مضحک و بوالهوسانهٔ مادری بیشازحد مراقب و سلطهجوی و پسر عصبیاش، دلیلی شد تا مخاطبین اروپایی و نیویورکی کمی بیشتر بر روی این نمایش تمرکز کنند. بیشتر مفسران نتوانستند موفقیت چشمگیر اثر را نادیده بگیرند و آن را برداشتی از خالکوبی سرخ نوشتهٔ تنسی ویلیامز و رفتن بهسوی روانشناسی فروید دانستند.





























