ایوار

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

او در دانشگاه هنر سمنان، مرمت و صنایع دستی تدریس می‌کند و داستان کوتاه می‌نویسد. آثار حاجی‌علیان تا کنون در جشنواره‌های متعددی از جمله «داستان کوتاه رضوی» برگزیده شده‌اند. بخشی از داستان «می‌شه شما بهش بگید؟»: چند تا پیرزن نشسته بودند توی دلم و هی رخت‌چرک‌ها را چنگ می‌زدند. آرام و قرار هم نمی‌گرفتند. دست خودم نبود. همه‌اش گوهربانو می‌آمد جلوی چشمم که با دست‌

۳۰۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-963070

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از سوره مهر

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب هزار سال وزن در موسیقی ایران
۳۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سیر حکمت و هنر مسیحی

محمد مددپور

سوره مهر

۶۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نوری بر فراز دار
۱۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب درآمدی بر معنی شناسی

کوروش صفوی

سوره مهر

۴۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب فرمانده شهر:براساس زندگی شهید محمد جهان آرا (قصه فرماندهان15)
۱۱۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دا (خاطرات سیده زهرا حسینی)

زهرا حسینی

سوره مهر

۱٬۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مبانی نشانه شناسی

دانیل چندلر

ترجمه‌ی مهدی پارسا

سوره مهر

۵۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مردی که تا پیشانی در اندوه فرو رفت (قصه 84)

دیگران، رضا امیرخانی

سوره مهر

۱۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب آن روز سه و نیم بعد از ظهر (خاطرات مهدی صمدی صالح)
۶۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب وقتی گم شدم

سوره مهر

۴۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب هزار خانه خورشید
۲۳۵٬۰۰۰تومان

توضیحات

او در دانشگاه هنر سمنان، مرمت و صنایع دستی تدریس می‌کند و داستان کوتاه می‌نویسد. آثار حاجی‌علیان تا کنون در جشنواره‌های متعددی از جمله «داستان کوتاه رضوی» برگزیده شده‌اند. بخشی از داستان «می‌شه شما بهش بگید؟»: چند تا پیرزن نشسته بودند توی دلم و هی رخت‌چرک‌ها را چنگ می‌زدند. آرام و قرار هم نمی‌گرفتند. دست خودم نبود. همه‌اش گوهربانو می‌آمد جلوی چشمم که با دست‌هایش سفت چادرچاقچورش را می‌کشید و از آن‌طرف غلام‌آجان، با آن سبیل‌های ازبناگوش‌دررفته، چادر را هی می‌کشید و جِرواجر می‌کرد. می‌نشست و چکمۀ چرمش را درمی‌آورد و می‌گذاشت بالای کلاه گرد آجانی‌اش و برای گوهربانو عر می‌کشید. گوهربانو صُم‌البُکم نشسته بود و غلام‌آجان را نگاه می‌کرد که سرِ فرصت سیگار دست‌پیچش را توتون می‌ریخت و لبۀ کاغذ را تف ورمی‌مالید و می‌گذاشت توی صندوق نقره‌ای و سیگار می‌پرید توی دستش. سرش را بلند می‌کرد و گوهربانو را سیاحت می‌کرد و کبریت می‌کشید به تن چکمه‌اش و فیشی روشن می‌شد و بوی لاشۀ مرده می‌پرید بیرون تا توی دماغم و غلام‌آجان بی‌خیال دودش را فرومی‌داد و بعد توی مژه‌های کمانِ گوهربانو فوت می‌کرد که تصویر آشغال آجان از کاسۀ چشم گوهربانو بپرد.

۳۰۰٬۰۰۰تومان