پرش به محتوای صفحه

سی ویک روز و پنج انگشت

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

بخش کوتاهی از داستان «۳۱ روز و پنج انگشت» را می‌خوانید: اولین شبی که فرخرو را دیدم، شب چله بود. مادرم برایم خواستگاری‌اش کرده و بعد از یک ماه جواب گرفته بود. توی یک کیسه آجیل شب چله ریخت و داد دستم. گفت: «برو نامزدبازی… زود برگردی‌ها، نگن پسرشون هولِه!» کوبهٔ مردانهٔ در را که زدم، صدای پسربچه‌ای کیه گفت. گفتم: «سیروسم.» صدای خنده‌اش آمد. بعد گفت: «من هم بیست

۱۹۵٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-382315

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از محمداسماعیل حاجی علیان

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب نیستدر جهان (هیلا)

محمداسماعیل حاجی علیان

هیلا

۳۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب می نار

محمداسماعیل حاجی علیان

کتابستان معرفت

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب چهار زن

محمداسماعیل حاجی علیان

آموت

۱۱۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از سوره مهر

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب الواتان

علی محمد ابراهیمی

سوره مهر

۱۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تردید

سوره مهر

۲۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ستارخان

سوره مهر

۳۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تراژدی

سوره مهر

۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مترسک

سوره مهر

۱۱۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب برهوت

سوره مهر

۹۸٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پریزاد

سوره مهر

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پناهگاه

سوره مهر

۱۱۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شمارش معکوس

سوره مهر

۶۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب غریبه

سوره مهر

۱۱۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بعد از پایان

سوره مهر

۱۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بی نشان

سوره مهر

۳۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب استعاره

سوره مهر

۶۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب افرت

سوره مهر

۲۶۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب یلدا

سوره مهر

۱۳۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب همزاد

سوره مهر

۳۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب درویش

سوره مهر

۳۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بر دامان امستردام
۷۹۵٬۰۰۰تومان

توضیحات

بخش کوتاهی از داستان «۳۱ روز و پنج انگشت» را می‌خوانید: اولین شبی که فرخرو را دیدم، شب چله بود. مادرم برایم خواستگاری‌اش کرده و بعد از یک ماه جواب گرفته بود. توی یک کیسه آجیل شب چله ریخت و داد دستم. گفت: «برو نامزدبازی… زود برگردی‌ها، نگن پسرشون هولِه!» کوبهٔ مردانهٔ در را که زدم، صدای پسربچه‌ای کیه گفت. گفتم: «سیروسم.» صدای خنده‌اش آمد. بعد گفت: «من هم بیست و نه روزم.» و صدایی دیگر نیامد. کسی نیامد در را باز کند. چند دقیقه‌ای ایستادم. عصبانی شده بودم. محکم‌تر جفت کوبه‌ها را زدم. این بار صدای دخترانه‌ای کیه گفت. گفتم: «سیروسم.» صدای خنده‌اش آمد و بعد گفت: «من هم سی و یک روزم.» عصبانی‌تر شدم. دوباره کوبه را زدم. صدای مردانه‌ای گفت: «کیه؟ درو از جا کندی…

۱۹۵٬۰۰۰تومان