پرش به محتوای صفحه
تخفیف کتاب‌خوانیتا ۲۰٪ تخفیف
جلد کتاب ایران و بابر اثر ویلیام ارسکین
تاریخ۲ اثر یکپارچه · موجود از ۲ ناشر

ایران و بابر

نوشته‌ی ویلیام ارسکین

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

قیمت از

۱٬۱۲۰٬۰۰۰تومان

انتخاب ناشر و خرید

معرفی کتاب

کتاب ایران و بابر نوشتۀ ویلیام ارسکین با ترجمه و اقتباس ذبیح‌الله منصوری گزیده‌ای از متن کتاب فصل اول خردسالی درحالی‌که زنان قریه برای کمک به وضع ‌ حمل و نجات زائو اطراف زن جوان و زیبا تقلا می‌کردند مردان و جوانان با شمشیرهای برهنه اطراف خانه و بر روی بام پیوسته در حرکت بودند و به ‌ نوبت نگهبانی می‌کردند تا اینکه آل [1] وارد خانه نشود و زائو را به قتل نرساند. زمستان سخت ترکستان در آن شب بیداد می‌کرد. یخ ‌ بندان توأم با برف ‌ و بوران سخت سرتاسر شمال خراسان و ماوراءالنهر را فراگرفته بود، به ‌ طوری‌که در آن سال برای نخستین بار آب رودخانۀ سیحون یخ بست. به همین جهت سال ۱۴۸۳ میلادی مطابق با سال ۸۸۸ هجری به ‌ خاطر سرمای زیادش مبدأ تاریخ شد و پیرمردان قریه می ‌ گفتند که ما هرگز ندیده و نشنیده بودیم که آب رودخانۀ سیحون یخ ببندد. هریک از نگهبانان که نمی ‌ توانست به نگهبانی ادامه بدهد و برودت هوا وی را بی ‌ تاب می‌کرد وارد خانه می ‌ شد و کنار آتش خود را گرم می ‌ نمود و دیگری جایش را می ‌ گرفت. در آن قریه قابله وجود نداشت، لیکن تمام زن ‌ ها از مسائل و کارهای مربوط به وضع ‌ حمل، مطابق عقیده و رسم آن زمان، اطلاع داشتند و می ‌ دانستند که در شب زمستان وقتی زائو در آغاز شب دچار درد زایمان شد هنگام بامداد وضع ‌ حمل خواهد کرد. بامداد روز دیگر زن ‌ هایی که در اتاق زائو بودند شادی‌کنان بیرون دویدند تا به پدر و دیگران مژده بدهند که زائو یک پسر زاییده است. پدر طفل از آن مژده بسیار خوشوقت شد، زیرا پسر نداشت و دارای دختری پنج ‌ ساله بود. پس ‌ از اینکه طفل متولد گردید قسمتی از خانه را که مسکن زائو بود از قسمت ‌ های دیگر به‌کلی مجزا نمودند و به هیچ زن خارجی اجازه داده نمی ‌ شد که وارد آن قسمت شود، چون می ‌ دانستند که آل وقتی می ‌ خواهد به زائو حمله ‌ ور شود خود را به ‌ شکل زن می ‌ سازد و با لباس زنانه قدم به مسکن زائو می ‌ گذارد و جگر زائو را می ‌ خورد و از لحظه ‌ ای که جگر زائو خورده شد رنگ زنی که وضع ‌ حمل کرده تغییر می‌کند و قرمز می ‌ شود و به همین جهت اسم عفریت هولناک را که به زن ‌ های زائو حمله ‌ ور می ‌ شود آل گذاشته ‌ اند. مدت ده شبانه ‌ روز مسکن زائو به ‌ وسیلۀ نگهبانانی که شمشیر آخته داشتند محافظت می ‌ شد و خوشبختانه توانستند از ورود آل به مسکن زائو ممانعت کنند. [2] تا مدت ده روز کسی به دیدار پدر نرفت و به ‌ طریق ‌ اولی هیچ زن مجاز نشد که مادر را ملاقات نماید. پس ‌ از ده روز که محقق شد خطر آل ‌ زدگی از بین رفته زائو را با آب نیم ‌ گرم شستند و آن وقت مردها به ملاقات پدر و زن ‌ ها نزد مادر رفتند و پدر طفل به ‌ شکرانۀ اینکه خداوند یک پسر به او عطا فرموده ولیمه داد. در خانۀ پدر یک تالار طولانی و عریض بود دارای پنج در و به همین جهت آن را پنج ‌ دری می ‌ گفتند و تالار مذکور اختصاص به غذاخوری در موقع مهمانی داشت و به ‌ طور معترضه می ‌ گوییم که اتاق غذاخوری از اختراعات اروپاییان نیست، بلکه قبل ‌ از اینکه اتاق غذاخوری در اروپا به وجود بیاید در شرق مرسوم بود و ازآنجا به روم سرایت کرد و از روم به اروپا رسید. روزی که پدر به ‌ شکرانۀ تولد پسر در اتاق غذاخوری ولیمه داد آن اتاق را با منقل ‌ های بزرگ پر از آتش گرم کرده بودند و سفره ‌ ای طولانی و عریض در اتاق گستردند و انواع گوشت ‌ های آب ‌ پز و بریان را بر سفره نهادند و چند غذا از برنج به مهمانان خورانیدند. وقتی غذا خورده شد مهمانان از سفره برخاستند و به اتاق دیگر، که آنجا هم با منقل ‌ های بزرگ آتش گرم شده بود، رفتند و یکی از مهمانان پیشنهاد کرد که برای پیش ‌ بینی آیندۀ پسری که متولد گردیده تفأل بزنند. پدر طفل عقیده ‌ ای خاص نسبت به شاهنامه اثر فردوسی شاعر ایرانی داشت و هروقت می ‌ خواست فال بگیرد شاهنامه را می ‌ گشود و امر کرد که بروند و شاهنامۀ او را بیاورند. بعداز اینکه کتاب آورده شد شخصی که پیشنهاد تفأل را کرده بود شاهنامه را گشود و اولین شعر آغاز صفحه را به این مضمون خواند: «نژاد از دو کس دارد این نیک ‌ پی ز افراسیاب و ز کاوس‌کی» پدر طفل و کسانی که از شجرۀ خانوادگی نوزاد اطلاع داشتند بانگ تحسین برآوردند و بر روح فردوسی، سرایندۀ شاهنامه، رحمت فرستادند. زیرا کودکی که ده روز قبل در آن خانه متولد شده بود نژاد از دو نامدار جهان می ‌ برد، یکی «چنگیز» ازطرف مادر و دیگری «تیمورلنگ» ازطرف پدر. بعد راجع به نام طفل شور کردند که اسمش را چه بگذارند؟ پدر گفت: من تصمیم دارم که نام پسرم را «محمد» بگذارم. یکی از حضار گفت: تنها محمد کافی نیست و پسرت باید لقبی هم داشته باشد. قدری راجع به لقب شور کردند و لقب «ظهیرالدین» را برای طفل انتخاب نمودند. بااینکه نام طفل «محمد ظهیرالدین» بود کسی وی را با این اسم نمی ‌ شناسد و تاریخ دن

نسخه‌های موجود

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه · مجموع همه‌ی ناشرها

هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از نشرنگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب پک داستان های غلامحسین ساعدی 8 جلدی
۱۰٪۳٬۷۵۰٬۰۰۰۳٬۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پک ون گوگ 2 جلدی
۱۰٪۲٬۹۵۰٬۰۰۰۲٬۶۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شازده کوچولو با cd

آنتوان‌دوسنت‌اگزوپری

نشرنگاه

۱۰٪۲۵۵٬۰۰۰۲۲۹٬۵۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه اشعار سید علی صالحی 1
۱۰٪۱٬۱۲۵٬۰۰۰۱٬۰۱۲٬۵۰۰تومان
جلد کتاب آناکارنینا 2 جلدی

لئو تولستوی

نشرنگاه

۱۰٪۲٬۵۰۰٬۰۰۰۲٬۲۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب رومی

جلال الدین محمد مولوی

نشرنگاه

۱۰٪۱٬۱۷۵٬۰۰۰۱٬۰۵۷٬۵۰۰تومان
جلد کتاب پک مفاهیم روانکاوی 1
۱۰٪۱٬۷۵۰٬۰۰۰۱٬۵۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پک اختلالات روانی
۱۰٪۱٬۱۱۵٬۰۰۰۱٬۰۰۳٬۵۰۰تومان
جلد کتاب پک عزیز نسین

عزیز نسین

نشرنگاه

۱۰٪۱٬۷۵۰٬۰۰۰۱٬۵۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه آثار 40 تن 11 جلدی قابدار
۱۰٪۱٬۷۲۵٬۰۰۰۱٬۵۵۲٬۵۰۰تومان
جلد کتاب تبریز مه آلود 2 جلدی

محمدسعید اردوبادی

نشرنگاه

۱۰٪۱٬۹۵۰٬۰۰۰۱٬۷۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شوریدگی و ماخولیا

ساوریو آنسالدی

نشرنگاه

۱۰٪۶۵۰٬۰۰۰۵۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بدرود آناتولی

دیدو سوتیریو

نشرنگاه

۱۰٪۳۲۵٬۰۰۰۲۹۲٬۵۰۰تومان
جلد کتاب آخرین زمستان دیکتاتور

نیکولای چائوشسکو

نشرنگاه

۱۰٪۳۸۵٬۰۰۰۳۴۶٬۵۰۰تومان
جلد کتاب دشت خورشید قابدار

فریدون مشیری

نشرنگاه

۱۰٪۵۷۵٬۰۰۰۵۱۷٬۵۰۰تومان
جلد کتاب شرح غزلیات حافظ ثروتیان 4 جلدی قابدار
۱۰٪۳٬۲۵۰٬۰۰۰۲٬۹۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خواهران دشمن

ماری پل آرماند

نشرنگاه

۱۰٪۱۵۸٬۰۰۰۱۴۲٬۲۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر با ترجمه‌ی ذبیح‌الله‌منصوری

مشاهده‌ی همه
ارسال سریع به سراسر کشور
تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
پرداخت امن از درگاه بانکی