اخر داستان
۲۳۸
صفحه
۱۴۰۳
سال چاپ
شومیز - رقعی
نوع جلد
کتاب اخر داستان رمانی از لیدیا دیویس با ترجمه ی فریماه مؤیدطلوع است. این نویسنده ی امریکایی نوشتن را با ترجمه اغاز کرده و در این عرصه خیلی زود توجه منتقدان را به خود جلب کرده است. او مترجم داستان «مادام بواری» نوشته ی گوستاو فلوبر و «در جست وجوی زمان ازدست رفته» اثر مارسل پروست است. نقطه ی عطف او در نوشتن داستان کوتاه و پس از تجربه ی سال ها ترجمه، اشنایی با
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-500368
- تعداد صفحه
- ۲۳۸
- نوع جلد
- شومیز - رقعی
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۳
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نیلوفر
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب اخر داستان رمانی از لیدیا دیویس با ترجمه ی فریماه مؤیدطلوع است. این نویسنده ی امریکایی نوشتن را با ترجمه اغاز کرده و در این عرصه خیلی زود توجه منتقدان را به خود جلب کرده است. او مترجم داستان «مادام بواری» نوشته ی گوستاو فلوبر و «در جست وجوی زمان ازدست رفته» اثر مارسل پروست است. نقطه ی عطف او در نوشتن داستان کوتاه و پس از تجربه ی سال ها ترجمه، اشنایی با اشعار راسل ادسون بوده که سبک ادبی او را دستخوش تغییر کرده است. او تا پیش از این اشنایی، در داستان نویسی از همان قواعد کلاسیک پیروی می کرد. لیدیا دیویس در سال 1999 از طرف دولت فرانسه موفق به دریافت «نشان شوالیه ی هنر و ادب» شد و در سال 2003 بورس بنیاد مک ارتور را دریافت کرد. «اخر داستان» یگانه رمانی است که از این نویسنده منتشر شده و سرشار از ظرافت، دقت، تغییر و تنوع فرمی و دوری از عشق در مفهوم سانتی مانتال ان است. همان طور که از نام کتاب معلوم است، نویسنده اخرِ داستان را اولِ داستان تعریف می کند؛ انگار که بخواهد تکلیف خود را با مخاطب از همان ابتدا یک سره کند و پرده از کلیت رمان بردارد؛ رمانی درباره ی عشق، پشیمانی و خاطره. نویسنده در جایی از کتاب (که بی ارتباط با این موضوع نیست) می نویسد: «به نظر می رسید این اخر داستان باشد و تا چند وقت، اخر رمان هم بود، یک چیز خیلی پایانی همراه ان فنجان چای تلخ بود. بعد، هرچند هنوز اخر داستان بود، ان را اول رمان گذاشتم، انگار نیاز داشتم اول، اخر را بگویم تا بتوانم ادامه بدهم و بقیه را تعریف کنم. اگر از اول شروع می کردم خیلی راحت تر می شد، ولی اول، بدون انچه بعد پیش امد چندان معنایی نداشت و چیزی که بعد پیش امد بدون پایان، معنایی نداشت.»


































