پرش به محتوای صفحه

اخرین روزهای زندگی البر کامو

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۱۶۷

صفحه

۱۴۰۲

سال چاپ

شومیز

نوع جلد

کتاب «آخرین روزهای زندگی آلبر کامو » نوشتۀ ژوزه لانزینی ترجمۀ عباس عبدالملکی گزیده ای از کتاب پیشگفتار این کتاب روایتی است که آخرین روزهای آلبر کامو در آن تداعی شده‌. نویسنده با دقت خاصی به آن پرداخته است. او این آخرین سفر را با وفاداری به واقعیت شرح می‌دهد؛ همان واقعیتی که در آثار مختلف، مقالات مطبوعاتی یا شهادت‌های گوناگون در چارچوب کتاب‌ها یا کنفرانس‌های

۳۲۵٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-873593
شابک
۱۴۰۱۰۵۲۱۰۲
تعداد صفحه
۱۶۷
نوع جلد
شومیز
سال انتشار شمسی
۱۴۰۲

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از ژوزه لانزینی

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب آخرین روزهای زندگی آلبرکامو (ادبیات فرانسه)

ژوزه لانزینی

ترجمه‌ی عباس عبدالملکی

نگاه

۱۲۵٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب عشق و فراموشی

شمس لنگرودی

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تراژدی ریچارد سوم

ویلیام شکسپیر

ترجمه‌ی رضا براهنی

نگاه

۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اگزیستانسیالیسم چیست؟ (و چند جستار فلسفی دیگر)

سیمون دو بووار

ترجمه‌ی فرهاد کربلایی

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب سام (سفر پیدایش پیش از ابراهیم)

دیوید کیشیک

ترجمه‌ی امیرحسین طاهری، ابراهیم رنجبر

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جامعه تسکینی (درد در عصر حاضر)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اینفوکراسی (دیجیتالی شدن و بحران دموکراسی)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نااشیا (شورش زیست جهان)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اتاق شماره 6 و چند داستان دیگر

آنتون چخوف

ترجمه‌ی کاظم انصاری

نگاه

۷۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصور کن
۱۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای
۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب گوزن در بوران شدید
۱۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بینوایان
۲٬۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان پروین اعتصامى
۴۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خاطرات بولیوى
۵۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شبگرد

نگاه

۱۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اشغالدونی
۱۰۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پخمه

نگاه

۱۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای
۱۵۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر با ترجمه‌ی عباس عبدالملکی

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب یک تابستان با پروست

لورا ال مکی

ترجمه‌ی عباس عبدالملکی

نگاه

۱۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب آخرین روزهای زندگی آلبرکامو (ادبیات فرانسه)

ژوزه لانزینی

ترجمه‌ی عباس عبدالملکی

نگاه

۱۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب یک تابستان با پروست (مجموعه ادبیات فرانسه)

دیگران، لورا ال مکی

ترجمه‌ی عباس عبدالملکی

نگاه

۱۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مجموعه آلبر کامو (11جلدی،باقاب)

آلبر کامو

ترجمه‌ی دیگران، عباس عبدالملکی

نگاه

۴٬۲۵۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

کتاب «آخرین روزهای زندگی آلبر کامو » نوشتۀ ژوزه لانزینی ترجمۀ عباس عبدالملکی گزیده ای از کتاب پیشگفتار این کتاب روایتی است که آخرین روزهای آلبر کامو در آن تداعی شده‌. نویسنده با دقت خاصی به آن پرداخته است. او این آخرین سفر را با وفاداری به واقعیت شرح می‌دهد؛ همان واقعیتی که در آثار مختلف، مقالات مطبوعاتی یا شهادت‌های گوناگون در چارچوب کتاب‌ها یا کنفرانس‌های دیگر تداعی شده است. این شاهدان __ خویشاوندان و دوستان کامو، منشی، هم‌قطارها یا همکارانِ روزنامه‌نگارش __ به نویسنده اجازه داده‌اند حکایت‌هایی را بیان کند که هدفشان نشان دادن اوج انسانیتِ این مرد آزاد از جهان باشد. این کتاب که موضوع اصلی‌اش سکوت مادر است، موقعیت‌هایی را به نمایش می‌گذارد که ممکن است کامو را در مواجهه با سرنوشتی که به نظرش قطعی نبود تصور کند. این واقعیت که ذهن نویسندۀ بیگانه یا کالیگولا را به خود مشغول کرده، همیشه درون این رمان‌نویسِ روزنامه‌نگار و فیلسوفِ انسان‌گرا زنده بوده است. ازاین‌روست که تصمیم گرفته‌ایم مجموعه‌ای از نقل‌قول‌های آثار کامو را برگزینیم. این نقل‌قول‌ها، در بین صفحات، می‌آیند و داستان را با حقیقت کلماتش تغذیه می‌کنند. این نقل‌قول‌ها، که اغلب کوتاه و مختصرند، بین گیومه قرار گرفته‌اند تا از کل داستان تفکیک شوند. اگر تصمیم گرفته‌ایم ارجاعات را نیاوریم ازآن‌روست که با ارجاعات در پایین صفحه خواندن قطع نشود. امید است که این نقل‌قول‌ها ما را به (باز)خوانی آثار کامو و کشف دوبارۀ سکوتی وا‌دارد که باعث غنای اثرش می‌شود. آپارتمان سایه‌ها «خیلی جوونه…» فقط این دو کلمه را گفت و تا می‌توانست سعی کرد آنها را خوب ادا کند. دو کلمه پس از سکوتی طولانی؛ سکوتی که همچون بیابانی در آن جملات ناگفته‌، غمگین و مبهمِ بسیاری نهفته بود. نتوانست گریه کند. گوی آتشین بزرگی راه گلویش را بسته بود و داشت تا اعماق جانش را می‌سوزاند و اشک‌‌هایش را می‌خشکاند. برادرزاده‌هایش پل [1] و لوسیِن [2] کمی عقب ایستاده بودند و از اینکه گریه و زاری نمی‌کرد کمی متعجب بودند. آن دو بی‌حرکت همدیگر را در آغوش کشیدند و منتظر ماندند، درحالی‌که نمی‌دانستند چه بکنند و چه بگویند، حتی نمی‌دانستند چه رفتاری کنند. نگاه پیرزن بی‌اختیار به عکس روی کمد افتاده بود. او آنجا بود، در بارانیِ یخ‌زده‌اش با سیگاری در دست و نگاه یک‌وری‌اش؛ نگاهی که نمی‌توانست با نگاه مادرش تلاقی کند. نگاهش از مهر و بی‌خیالی است. نگاهی که بسیاری معتقد بودند بی‌تفاوتی‌ای را در آن می‌خوانند که او هیچ‌وقت انکارش نکرده بود، شاید برای اینکه مجبور به توجیه این «ناتوانی ذاتی» نباشد که از لحظات طولانی بی‌گفت‌وگوی کنار مادرش به ارث رسیده… موهای پیرزن سفید شده بود و صورتش گود افتاده بود، اما بینی کوچکش را صاف نگه داشته بود و نگاهی گرم و زیبا با چشمانی بلوطی داشت. با این همه، «در این چهره چیزی بود که آدم را شگفت‌زده می‌کرد. نه اینکه فقط از آن نقاب‌هایی باشد که خستگی یا هر چیزی شبیه به آن موقتاً بر چین‌وچروک صورتش کشیده باشد، نه، بیشتر نوعی حالت گیجی و حواس‌پرتی بود که برخی بی‌گناهان همواره بر چهره دارند، اما در اینجا، در چهرۀ این زن، به صورت گذرایی روی زیبایی چهره‌ نمایان می‌شد.» آپارتمان کوچک که بوی سوپ، موم و رطوبت می‌داد تاریک بود. فضای این اتاقی که شیشه‌های تنها پنجره‌اش با عبور تراموا به لرزه می‌افتاد گرفته و خفه بود؛ تراموایی که با به صدا درآوردن سوتش لحظه‌ای هیاهوی همیشگی خیابان را قطع می‌کرد. این سروصدا مزاحم پیرزن نبود. او ناشنوا بود و خیلی وقت بود که دیگر فقط با لرزش می‌شنید، یا با نگاه؛ با همۀ اعضای بدنش گوش می‌کرد، بی‌آنکه صداهای روزمره را تشخیص دهد. مادر که قاب عکس را در دستان پرگره‌اش و به سمت نور کم‌فروغ پایان روز گرفته بود مدام تکرار می‌کرد: «واقعاً خیلی جوونه…»، «آلبر! آلبرِ بیچاره! مثل پدرش… هر دو چقدر جوون بودن…» برادرزاده‌ها به یکدیگر نگاه می‌کردند و با لب‌ولوچه‌های آویزان شک و تردیدشان را نشان می‌دادند. واقعاً آلبر هنوز جوان بود… چهل‌وهفت سال! آدم نباید در این سن و این‌قدر دور از خانه‌اش بمیرد. اما سرنوشت این بود… نگاه پیرزن، تقریباً غریزی، به قاب دیگری که به دیوار آویخته بود افتاد: مدال نظامی پدر که در نبرد مارن [3] جان باخت. پیرزن کمی سرش را تکان داد و یک بار دیگر احساس کرد یتیم و بیوه شده است. دستانش را که براثر رماتیسم از ریخت افتاده بودند به قاب کوچک چسباند. حتماً می‌خواست صحبت کند. اما بلد نبود. هیچ‌وقت بلد نبود. او همیشه در این سکوتِ تغییرناپذیرِ آدم‌هایی زندگی کرده بود که کلمات را نادیده می‌گیرند، به حدی که از آنها می‌ترسند، به حدی که قبول می‌کنند دیگر چیزی درباره‌شان نگویند، چراکه در اهلی کردنشان ناتوان‌اند. در

۳۲۵٬۰۰۰تومان