السستیاد و خواهران باده خوار
۱۱۸
صفحه
۱۳۹۹
سال چاپ
رقعی
قطع
شمیز
نوع جلد
سه الههی تقدیر بر تختی نشستهاند که در پس کلافهای انبوه آنان پوشیده گشته است. نقاب زنان سالخورده را بر چهره دارند که اندکی گروتسک مینماید اما بقایایی از شکوه نیز در آنها به چشم میخورد. کلوتو با دوک نخریسی خود، لَکِسیس با تودهای از ریسمانهای زندگی بر دامان و اَتروپاس با قیچی نشتهاند. آنها در حین کار کردن به پس و پیش تاب میخورند و نخها را از راست ب
فروشنده
کتابجم
۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- رمان خارجی
- شناسه کالا
- kj-436989
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۳۲۶۳۱۷۸
- تعداد صفحه
- ۱۱۸
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شمیز
- وزن
- ۱۴۶ گرم
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۹۹
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از افراز
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی مهتاب صفدری
مشاهدهی همهتوضیحات
سه الههی تقدیر بر تختی نشستهاند که در پس کلافهای انبوه آنان پوشیده گشته است. نقاب زنان سالخورده را بر چهره دارند که اندکی گروتسک مینماید اما بقایایی از شکوه نیز در آنها به چشم میخورد. کلوتو با دوک نخریسی خود، لَکِسیس با تودهای از ریسمانهای زندگی بر دامان و اَتروپاس با قیچی نشتهاند. آنها در حین کار کردن به پس و پیش تاب میخورند و نخها را از راست به چپ میگذرانند. تماشاگران مدتی آنها را تماشا میکنند که خاموش نشستهاند؛ سکوت تنها گااهی با زمزمهی ضعیفی از سوی کلوتو شکسته میشود. کلوتو: آن چیست که نخست بر چهار پا راه میرود و سپس بر دو پا؟ نگویید! نگویید! لکسیس: [بیحوصله] خودت میدانی! کلوتو: بگذار چنین وانمود کنم که نمیدانم. اتروپاس: دیگر چیستانی باقی نمانده. همه را میدانیم. لکسیس چه قدر زندگی ما بدون چیستان ملالآور است! کلوتو، چیساتانی بساز. کلوتو: پس خاموش باش و بگذار بیندیشم... آن چیست که... آن چیست که...؟ آپولو با لباس مبدل وارد میشود.

















