امپراتوری، بیست سال بعد
۲۳۸
صفحه
۱۴۰۲
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
کتاب «امپراتوری، بیست سال بعد » نوشتۀ مایکل هارت و آنتونیو نگری گزینش و ترجمه فؤاد حبیبی گزیده ای از متن کتاب: بیست سال پیش، زمانی که کتاب ما با نام امپراتوری نخستینبار منتشر شد، فرایندهای اقتصادی و فرهنگی جهانیشدن صحنه را به تسخیر خود درآورده بود: همه میتوانستند ببینند که نوعی نظم نوین جهانی در حال ظهور است. امروزه جهانیشدن یک بار دیگر موضوعی محوری به ش
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- علم عمومی و ترویج علم
- شناسه کالا
- kj-667587
- شابک
- ۱۴۰۲۰۸۱۷۰۲
- تعداد صفحه
- ۲۳۸
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۲
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب «امپراتوری، بیست سال بعد » نوشتۀ مایکل هارت و آنتونیو نگری گزینش و ترجمه فؤاد حبیبی گزیده ای از متن کتاب: بیست سال پیش، زمانی که کتاب ما با نام امپراتوری نخستینبار منتشر شد، فرایندهای اقتصادی و فرهنگی جهانیشدن صحنه را به تسخیر خود درآورده بود: همه میتوانستند ببینند که نوعی نظم نوین جهانی در حال ظهور است. امروزه جهانیشدن یک بار دیگر موضوعی محوری به شمار میرود، اما اینک صاحبنظران در سراسر طیف سیاسی در حال کالبدشکافی جنازۀ آن هستند. تحلیلگران سیاسی دستگاه حاکم، بهویژه در اروپا و آمریکای شمالی، بر زوال نظم بینالمللی لیبرال و مرگ صلح آمریکایی مویه میکنند. به مدد برچیدن معاهدات تجاری و از سرگیری منازعات اقتصادی، نکوهش نهادهای فراملی و نخبگان جهانوطن، و در همین حال دمیدن در کورۀ نژادپرستی و خشونت علیه مهاجران، نیروهای ارتجاعیای که بهتازگی مسلط شدهاند خواستار بازگشت حاکمیت ملیاند. حتی نزد چپ برخی منادی قسمی حاکمیت ملی احیاشدهاند تا بتوان از آن چون سلاحی دفاعی در برابر تعرضات نولیبرالیسم، شرکتهای چندملیتی و نخبگان جهانی استفاده کرد. اما بهرغم این دست اظهارنظرهای توأماً آرزومندانه و مضطربانه، جهانیشدن نه مرده است و نه حتی در حال زوال، بلکه صرفاً دیدن و فهم آن دشوارتر شده. درست است که نظم جهانی و ساختارهای استیلای جهانی ملازم آن همهجا با بحران دستوپنجه نرم میکنند، اما بحرانهای گوناگون امروزین به صورتی پارادوکسیکال مانع از تداوم فرمانروایی ساختارهای جهانی نیست. نظم جهانی در حال ظهور همانند خود سرمایه از رهگذر بحران عمل میکند و حتی از آن تغذیه میشود. این نظم جهانی از جهات بسیاری به مدد در هم شکسته شدن کارش را پیش میبرد. (1) این واقعیت که فرایندهای جهانیشدن امروزه کمتر دیده و فهم میشود اهمیت بس بیشتری میبخشد به بررسی گرایشات بیست سال اخیر هم در بطن ساختار متنوع حکمرانی جهانی، که شامل قوای دولتملتها میشود، اما کاملاً به فراسوی آنها میرود، و هم در قلب ساختارهای جهانی تولید و بازتولید کاپیتالیستی. تفسیر ساختارهای اصلی استیلا و استثمار در بستر جهانی برای شناسایی و پیشراندن نیروهای بالقوۀ شورش و آزادی کلیدی است. بیتردید نظم جهانی در حال ظهور و شبکههای سرمایه عملیاتی تهاجمی را به راه انداختهاند که باید در برابرشان از اقدامات دفاعی پشتیبانی کنیم؛ اما همچنین باید آنها را پاسخ هایی به تهدیدات و تقاضاهایی در نظر بگیریم که از بطن تاریخچۀ طولانی انواع گوناگون انترناسیونالیسم انقلابی و مبارزات رهاییبخش سر برآوردهاند. درست همانگونه که امپراتوری کنونی در پاسخ به شورشهایی شکل گرفته که انبوه خلقها [در سراسر جهان] از پایین برپا کردهاند، به همین قرار و به صورت بالقوه امکان دارد که به دست آنها از پای درآید، البته مادام که انبوه خلقهای مزبور بتوانند نیروهایشان را به قالب ضدقدرتهایی مؤثر و کارآمد درآورند، و مسیر منتهی به فرم بدیلی از سازماندهی اجتماعی را در پیش بگیرند. جنبشهای اجتماعی و سیاسی کنونی از جهات بسیار پیشاپیش به این مسیر اشاره دارند. قلمروهای ناهماهنگ بحرانهای مستمر امپراتوری را امری در نظر بگیرید که مابین دو قلمرو تودرتو رخ میدهد _ شبکههای جهانگستر تولید و بازتولید اجتماعی و ساختار حکمرانی جهانی _ که بیشازپیش ناهماهنگاند. قلمرو درونی، یعنی ساحت جهانگستر تولید و بازتولید اجتماعی، تشکیل شده است از شبکههای بیش از پیش پیچیده و عمیقاً بههمپیوستۀ ارتباطات، زیرساختهای مادی و غیرمادی، خطوط حملونقل هوایی، دریایی و زمینی، خطوط ارتباطی فراسوی اقیانوسها و سیستمهای ماهوارهای، شبکههای اجتماعی و مالی و تعاملات کثیر و متنوع همپوشان میان زیستبومها، انسانها و دیگر گونههای زیستی. فرمهای سنتی تولید اقتصادی محلی، ازقبیل کشاورزی و معدنکاوی، کماکان درون این قلمرو جهانگستر باقی میمانند؛ اما بیشازپیش از جانب این مدارهای بینقارهای جذب و تقویت و از بسیاری جهات تهدید میشوند. کار نیز در چنبرۀ شبکۀ جهانگستر بازارها، زیرساختها، قوانین و رژیمهای مرزی گرفتار و به بند کشیده شده است. فرایند ارزشافزایی و استثمار تحت فرمان قسمی خط مونتاژ جهانی بهغایت گوناگون و، بااینحال یکپارچه، قرار دارد. در نهایت، چهبسا نهادهای بازتولید اجتماعی و مدارهای متابولیسم بومشناختی محلی بمانند، اما این نهادها همچنین به سیستمهای پویای بیشازپیش بزرگ وابستهاند و اغلب از سوی آنها در معرض تهدید و خطرند. این سیستمهای جهانگسترْ فعالیتهای گوناگون تولید و بازتولید اجتماعی در سراسر فضاها و زمانمندیهای مختلف را تحت تابعیت، توأماً واقعی و صوری، خود درمیآورند. این واقعیت که این قلمرویی بهغایت ناهمگون است، یعنی از مرزها و





































