پرش به محتوای صفحه
تخفیف کتاب‌خوانی۲۰٪ تخفیف

آن مرد با باران می‌آید

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

۱۸۴

صفحه

۱۳۹۵

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

۴۲۰٬۰۰۰۲۰٪۳۳۶٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

معرفی کتاب

« بسیار خوب و هنرمندانه و پرجاذبه نوشته شده است. تصویری که از ماه های آخر مبارزات نشان می دهد، درست و روشن و واقعی است. به گمان من همۀ جوانها و نوجوانهای امروز به خواندن این کتاب و امثال آن نیاز دارند. از نویسندۀ کتاب باید تقدیر و تشکر شود ان شاءالله.» متن بالا نوشته رهبر انقلاب دربارۀ کتاب “ آن مرد با باران می آید ” است. در همین چند خط ساده، عمیق و با محبت، می توان شناخت کاملی از کتاب به خواننده نشان داد. «وجیهه سامانی» نویسنده کتاب سعی می کند حال و هوای تازه ای از روزهای پایانی انقلاب در پاییز و زمستان سال 1357 را به خواننده منتقل کند. داستان کتاب در مورد خانواده ای با سطح زندگی متوسط و گروهی از نوجوانان است که تلاش می کنند در انقلاب آن روزها سهم داشته باشند. بهزاد نوجوانی منزوی و گوشه گیر است که فضای اطرافش کم کم در او تأثیر می گذارد و شاید در رقابت با دوستانش گام به جایی می گذارد که هیچکس فکرش را هم نمی کرد. او ایدئولوژی انقلاب را از برادر بزرگترش یاد می گیرد و شجاعت را از دوستانش خصوصاً سعید که هم محلی و هم کلاسی او است تقلید می کند. چه کسی باور می کند که بهزاد دیروز، کفن پوش امروز است و می خواهد در مقابل شاه که عزاداری محرم  را ممنوع اعلام کرده است، دستۀ عزاداری راه بیاندازد و به پدرش بگوید: « تاریخ می گه واسه سربلندی و عزت اسلام همیشه باید عده ای فدا بشن.» فضای نگران کننده و تعیلق زای داستان وقتی به اوج می رسد که از بهزاد خبری نیست. گویا گرفتار ساواک شده و به قول بهناز دستگیر شده. تصویر سازی دقیق آن لحظه ها از نگرانی پدر که سیگار پشت سیگارمی کشد و مادر که کز کرده گوشۀ اتاق و لب از لب بر نمی دارد، همزاد پنداری مخاطب با داستان را به جایی می رساند که غم، ترس و خشم را می تواند به صورت مخلوط به راحتی حس کند. « بابا در اتاق را باز می کند و می آید تو. تندی با آستین اشک هایم را پاک می کنم و بینی ام را بالا می کشم. نگاهی به من می اندازد و همان جا کنار  در، روی زمین می نشیند. احساس می کنم قدش کمی خمیده شده و وقتی می نشیند، چیزی روی شانه هایش سنگینی می کند. با صدایی گرفته و خسته سکوت اتاق را می شکند: …»

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
رمان نوجوان
شناسه کالا
kj-957433
تعداد صفحه
۱۸۴
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
سال انتشار شمسی
۱۳۹۵

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از کتابستان معرفت

مشاهده‌ی همه
۲۰٪۴۲۰٬۰۰۰
۳۳۶٬۰۰۰تومان