مترسک مزرعه اتشین
۲۲۳
صفحه
۱۳۹۳
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
داوود امیریان در رمان «مترسک مزرعه آتشین» که یک رمان نوجوان با موضوع دفاع مقدس است به سرگذشت نوجوان سیزده چهارده سالهای به نام آیدین پرداخته که در مسیر به اصطلاح مرد شدن تصمیم میگیرد به جبهه برود تا بتواند از رهگذر حضور در جبهه به مردانگی دست یابد. این رمان داستان مرد شدن آیدین نیست، بلکه دغدغه امروز تمامی نوجوانان ایرانی است که با بحران عدم استقلال شخصیت
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- کودک و نوجوان
- شناسه کالا
- kj-265611
- تعداد صفحه
- ۲۲۳
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۹۳
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از کتابستان معرفت
مشاهدهی همهتوضیحات
داوود امیریان در رمان «مترسک مزرعه آتشین» که یک رمان نوجوان با موضوع دفاع مقدس است به سرگذشت نوجوان سیزده چهارده سالهای به نام آیدین پرداخته که در مسیر به اصطلاح مرد شدن تصمیم میگیرد به جبهه برود تا بتواند از رهگذر حضور در جبهه به مردانگی دست یابد. این رمان داستان مرد شدن آیدین نیست، بلکه دغدغه امروز تمامی نوجوانان ایرانی است که با بحران عدم استقلال شخصیت روبرو هستند و میتواند این داستان الگوی مناسبی در شکل دهی شخصیت این گروه باشد. شخصیت آیدین در این کتاب یک نوجوان لوس و نازپروردهای است که در خانه به خاطر تک پسر بودنش به شدت مورد توجه پدر و مادر قرار دارد و این مسئله صدای مهناز و لیلا خواهران آیدین را نیز درآورده است و همین مسئله کمی از استقلال آیدین کاسته، هرچند او سعی دارد با توجه به علاقمندی و تواناییهای خود در برق و رشته ورزشی پینگپنگ خود را اثبات کند اما در مقاطعی با مخالفت های خانواده و جدی گرفته نشدن روبرو میشود و همین در شخصیت وی تاثیر میگذارد و اجازه نمیدهد روی پای خود بایستد. این کتاب یادآوری خاطرات کودکیها و اتفاقات دوران مدرسه مانند دعوا کردن با همکلاسیها، شیر و کیک خوردن در راه مدرسه و … است و بازتاب حسی و تجربی آن در اتصال با رشادتهایی که در حساسترین وقایع روزهای سخت دفاع مقدس که بروز مردانگی شخصیت داستان از نوجوانی رنجور و ضعیف، مخاطب را متحیر و شیفته میسازد. پسرکی که اشکش دم مشکش است و به طرفة العینی زیر گریه میزند پس از اعزام به جبهه و اسارات به دست عراقیها، زیر شکنجههای سنگین افسر عراقی مقاومت میکند و عملیات نیروهای ایرانی را افشا نمیکند.
















































