پرش به محتوای صفحه

اندوه بی پایان مردم غمزده: از مجموعه داستان تب جنوب – چشم و چراغ ۱۰

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۱۹۱

صفحه

۱۳۹۴

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

گزیده ای از کتاب اندوه بی‌پایان مردم غمزده: از مجموعه داستان تب جنوب در آغاز کتاب اندوه بی‌پایان مردم غمزده: از مجموعه داستان تب جنوب می خوانیم درباره‌ی نویسنده. 7 در این دنیای کوچک و تنگ….. 19 بعد از آسمان‌ها 43 تب جنوب… 57 مردی که در جستجوی ستاره‌ی دنباله‌دار بود. 67 باران آمد.. 85 کلافگی… 93 آنها در حالی که به پشت سر نگاه می‌کردند رفتند.. 101 سِروب اهل لی

این کتاب فعلا ناموجود است

شماره‌ات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت می‌فرستیم تا حسابت ساخته شود و به‌محضِ موجود شدن خبرت کنیم.

با ادامه، حساب کاربری‌ات (در صورت نبود) ساخته می‌شود.

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-541976
شابک
۹۷۸۹۶۴۳۵۱۸۴۸۶
تعداد صفحه
۱۹۱
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
سال انتشار شمسی
۱۳۹۴

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از اندرانیک خچومیان

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب بازی دوران و رساله ای درباره دستمال

اندرانیک خچومیان

ترجمه‌ی آندرانیک خچومیان

کتاب کوله پشتی

ناموجود
جلد کتاب خورشید روی قلم مو

نارک مسروپیان، اندرانیک خچومیان

نگاه

ناموجود

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب عشق و فراموشی

شمس لنگرودی

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تراژدی ریچارد سوم

ویلیام شکسپیر

ترجمه‌ی رضا براهنی

نگاه

۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اگزیستانسیالیسم چیست؟ (و چند جستار فلسفی دیگر)

سیمون دو بووار

ترجمه‌ی فرهاد کربلایی

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب سام (سفر پیدایش پیش از ابراهیم)

دیوید کیشیک

ترجمه‌ی امیرحسین طاهری، ابراهیم رنجبر

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جامعه تسکینی (درد در عصر حاضر)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اینفوکراسی (دیجیتالی شدن و بحران دموکراسی)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نااشیا (شورش زیست جهان)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اتاق شماره 6 و چند داستان دیگر

آنتون چخوف

ترجمه‌ی کاظم انصاری

نگاه

۷۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصور کن

یغما گلرویی

نگاه

۱۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بینوایان

ویکتور هوگو

ترجمه‌ی نسرین تولایى

نگاه

۳٬۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پخمه

عزیز نسین، رضا همراه

نگاه

۱۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای

عزیز نسین، قدیر گلکاریان

نگاه

۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خاطرات بولیوى

ارنستو چه گوارا، جمشید نوایى

نگاه

۵۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شبگرد

نجیب محفوظ | صادق دارابی

ترجمه‌ی صادق دارابی

نگاه

۱۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جنس ضعیف

اوریانا فالاچی، یغما گلرویی

نگاه

۲۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان پروین اعتصامى

پروین اعتصامی

نگاه

۴۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اشفته حالان بیداربخت

غلامحسین ساعدی

نگاه

۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تالار ایینه

امیرحسن چهل تن

نگاه

۲۴۵٬۰۰۰تومان

توضیحات

گزیده ای از کتاب اندوه بی‌پایان مردم غمزده: از مجموعه داستان تب جنوب در آغاز کتاب اندوه بی‌پایان مردم غمزده: از مجموعه داستان تب جنوب می خوانیم درباره‌ی نویسنده. 7 در این دنیای کوچک و تنگ….. 19 بعد از آسمان‌ها 43 تب جنوب… 57 مردی که در جستجوی ستاره‌ی دنباله‌دار بود. 67 باران آمد.. 85 کلافگی… 93 آنها در حالی که به پشت سر نگاه می‌کردند رفتند.. 101 سِروب اهل لیم رفت…. 111 سرنوشت…. 119 وقتی در گرما می‌خندند.. 127 بازگشت شعبان.. 137 آخرین نفر. 149 شتری که مُرد. 163 آخرین مرد روستای بِند.. 169 درباره‌ی نویسنده آبیگ آواکیان در سال 1919 در تهران بدنیا آمد. خاطرات دوران کودکی او از خانه‌ای بزرگ آغاز می‌شود که بر خلاف دلبازی‌اش حال و هوایی غریب، دلگیر و حزن‌آور داشته و این فضا با تمام ویژگی‌های غریبش در ضمیر نویسنده رسوخ کرده و انگار هرگز رهایش نگذاشته بوده… خانه‌ای که متعلق به مادربزرگ مادری‌اش بود. او خوب به‌یاد دارد که چطور بعد از درگذشت مادربزرگ ثروتمندش برای تقسیم ارث به‌جا مانده بین افراد خانواده اختلاف و درگیری پیش آمد. در همان دوران پدرش از راه می‌رسد و از سهم همسرش صرف‌نظر می‌کند و خانواده‌اش را به شهر کوچک و مذهبی قم می‌برد. آنها چهار سال در قم زندگی می‌کنند. آبیگ که آن زمان کودکی بی‌هم‌زبان بود، بنا به شرایط حاکم رفته‌رفته زبان مادری‌اش را فراموش می‌کرد، چون در شهر قم به‌جز آنها ارمنی دیگری زندگی نمی‌کرد. سپس آنها از قم به شهر قزوین می‌روند در خانه قدیمی پدری‌اش به همراه مادربزرگ پدرش و عموهایش زندگی می‌کنند. در آن سال‌ها ارمنیان بسیاری در قزوین ساکن بودند. مـدارس، کلیساهـا، انجمن‌هـا و تجارت‌خانه‌های ارمنی‌ها فعال بودند. او یک سال در تهران به مدرسه آمریکایی می‌رود، سپس در قم دو سال به مدرسه فارسی‌زبانان می‌رود و بالاخره در قزوین به یادگیری زبان ارمنی می‌پردازد. به مرور کار تجارت در قزوین رو به کسادی می‌گذارد و جامعه ارمنی قزوین نیز رفته‌رفته نفوذ خودش را از دست می‌دهد. از سویی هم فشار و خفقان در کل ایران حاکم می‌شود. مدارس ارمنیان، یهودی‌ها و زرتشتی‌ها بسته می‌شوند. خانواده آواکیان مجبور می‌شوند به تهران برگردند. نویسنده آینده فقط سه سال آموزش زبان ارمنی را می‌گذراند. او در سال 1939 مجبور می‌شود به مدرسه فارسی‌زبانان، و در مدرسه فرانسویان و سپس در کالج آمریکایی‌ها تحصیل را ادامه بدهد. او در کنار مطالعه آثار شعرای کلاسیک ایران و بخصوص سعدی و حافظ، به مطالعه آثار نویسندگان ارمنی از جمله هوهانس تومانیان، متسارنتس و آکسِل باکونتس می‌پردازد و این آثار باعث تجربه‌های اول نویسنده جوان می‌شود. او در آن سال‌ها با صادق هدایت آشنا می‌شود و دوستی آنها سال‌ها ادامه می‌یابد. آبیگ که خود خلبان بود در سال 1946 به ارمنستان شوروی مهاجرت می‌کند. این مهاجرت تاثیر تعیین‌کننده‌ای در زندگی او می‌گذارد. آبیگ در ارمنستان شوروی بهترین آثارش را خلق می‌کند. تا کنون نقد و نظرهای فراوانی از سوی نویسندگان، منتقدان به چاپ رسیده که در هیچ‌یک دیده نشده که جز با عشق و علاقه از او سخن رفته باشد. استقبال از نوشته‌های او گواه این بود که مردم نیز او را به‌عنوان نویسنده‌ای بزرگ ستایش می‌کردند. هیچ نویسنده ارمنی ـ ایرانی‌تبار را نمی‌توان یافت که این‌چنین در نوشته‌هایش به ایران و بخصوص جنوب ایران در طی سال‌های جنگ جهانی دوم پرداخته باشد. در مجموعه داستان‌های «تب جنوب» نوعی حسرت، نوعی دلتنگی، نوعی امیال و آرزوهای انسانی و نوعی وابستگی به آب و خاک و زادگاه آدمی نهفته است که نه‌تنها برای هر خواننده‌ای قابل درک است بلکه چنان روح و روان آدمی را درگیر خود می‌کند که نمی‌توان با قهرمان‌های داستان‌ها هم‌سو و هم‌درد نشد. داستان‌های او درباره عشق است، درباره مهر و دلبستگی است، داستان‌های او بازگوکننده غم، شادی، حسرت و اندوه انسان‌هایی است که زادگاه خود را ترک کرده و یا وادار به ترک‌شان کرده‌اند. این اولین بار است که بخشی از آثار او به زبان فارسی ترجمه و به صورت مجموعه‌ای تقدیم می‌گردد. از این بابت از دوست فرهیخته‌ام و مترجم گرانقدر گئورک آساتوریان سپاسگزارم که «تب جنوب» و آبیگ آواکیان را «به زور» به من «تحمیل کرد.» آبیگ آواکیان در سال 1983 در گذشت. آندرانیک خچومیان