پرش به محتوای صفحه

انجا که ایمانم را رها کردم _ چشم و چراغ ۸۰

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

۱۷۳

صفحه

۱۳۹۷

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

در آغاز کتاب آنجا که ایمانم را رها کردم می خوانیم : پیشگفتار در سال 1957 در الجزیره سروان «آندره دگورس» ستوان «اوراس آندره آنی» را که با او در جنگ‌های هند و چین شرکت داشته و هر دو مدت‌ها در آن جا بازداشت بوده اند پیدا می‌کند. از این زمان به بعد زندانیان جنگ‌های استقلال الجزایر به دست این دو نفر که خود شکنجه گران مخوفی شده‌اند می‌افتند. «آندره آنی» وظیفه جدید

این کتاب فعلا ناموجود است

شماره‌ات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت می‌فرستیم تا حسابت ساخته شود و به‌محضِ موجود شدن خبرت کنیم.

با ادامه، حساب کاربری‌ات (در صورت نبود) ساخته می‌شود.

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-806203
تعداد صفحه
۱۷۳
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
سال انتشار شمسی
۱۳۹۷

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب عشق و فراموشی

شمس لنگرودی

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تراژدی ریچارد سوم

ویلیام شکسپیر

ترجمه‌ی رضا براهنی

نگاه

۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اگزیستانسیالیسم چیست؟ (و چند جستار فلسفی دیگر)

سیمون دو بووار

ترجمه‌ی فرهاد کربلایی

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب سام (سفر پیدایش پیش از ابراهیم)

دیوید کیشیک

ترجمه‌ی امیرحسین طاهری، ابراهیم رنجبر

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جامعه تسکینی (درد در عصر حاضر)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اینفوکراسی (دیجیتالی شدن و بحران دموکراسی)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نااشیا (شورش زیست جهان)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اتاق شماره 6 و چند داستان دیگر

آنتون چخوف

ترجمه‌ی کاظم انصاری

نگاه

۷۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصور کن

یغما گلرویی

نگاه

۱۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بینوایان

ویکتور هوگو

ترجمه‌ی نسرین تولایى

نگاه

۳٬۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پخمه

عزیز نسین، رضا همراه

نگاه

۱۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای

عزیز نسین، قدیر گلکاریان

نگاه

۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خاطرات بولیوى

ارنستو چه گوارا، جمشید نوایى

نگاه

۵۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شبگرد

نجیب محفوظ | صادق دارابی

ترجمه‌ی صادق دارابی

نگاه

۱۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جنس ضعیف

اوریانا فالاچی، یغما گلرویی

نگاه

۲۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان پروین اعتصامى

پروین اعتصامی

نگاه

۴۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اشفته حالان بیداربخت

غلامحسین ساعدی

نگاه

۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تالار ایینه

امیرحسن چهل تن

نگاه

۲۴۵٬۰۰۰تومان

توضیحات

در آغاز کتاب آنجا که ایمانم را رها کردم می خوانیم : پیشگفتار در سال 1957 در الجزیره سروان «آندره دگورس» ستوان «اوراس آندره آنی» را که با او در جنگ‌های هند و چین شرکت داشته و هر دو مدت‌ها در آن جا بازداشت بوده اند پیدا می‌کند. از این زمان به بعد زندانیان جنگ‌های استقلال الجزایر به دست این دو نفر که خود شکنجه گران مخوفی شده‌اند می‌افتند. «آندره آنی» وظیفه جدید را کاملاً بر عهده می‌گیرد اما «دگورس»، تسکین و آرامش خود را نزد «طاهر» فرمانده جبهه آزادی‌بخش ملی که در سلولی زندانی شده است می‌یابد. در صحنه ای دلخراش و تکان دهنده، هنگامی که باد، تازیانه می‌زند و خون و شن با هم آمیخته شده است در سلول‌های نمور و زیر زمینی الجزیره جایی که جلادان بی رحم در اطراف بدن‌های برهنه جمع شده‌اند «ژِروم فِراری» برای سه شخصیت ویژه، با نوشتاری موشکافانه فرمان صریح تاریخ را بدون در نظر گرفتن قیافه یا زبان، نقش و نشان، در ماوراء خوبی و بدی، بیان و راه واقعیت تلخ و دشوار را در برابر چنین افرادی روشن و آنان را به اعماق جهنم در روی زمین دعوت می‌کند. نویسنده که اهل پاریس و استاد فلسفه مدرسه بین المللی الجزیره است سعی در شناخت روح و روان و تجزیه و تحلیل تضادهای درونی بازجویان و شکنجه گران سفاکی دارد که خود زمانی زندانی و قربانی رژیم‌های فاشیستی نظیر هیتلر بوده، با چنین نظام‌هایی مبارزه کرده اند و اینک خود نهال مرگ و شقاوت می‌کارند. شاید این موضوع، تئوری «هانس دریش» فیلسوف را که عقیده دارد گذشته موجود زنده، همواره در چگونگی وضعیت و واکنش‌های کنونی او موثر است تایید می‌کند، و یا آخرین نظریه روانشناسان که می‌گویند باور آدم‌ها در مدت بسیار کوتاهی می‌تواند زیر و رو شود، ارزش به ضد ارزش، انسانیت به ضد انسانیت و بالعکس تبدیل شود درست است و یا این که اصولاً تاکیدی است بر برخی از اندیشه‌های «فردریش نیچه» در رابطه با فلسفه «اراده معطوف به قدرت» که عقیده دارد این انگیزه چنان نیرومند و بنیادین است که آدمی برای آن چه بسا از زندگی خود می‌گذرد. «نیچه» می‌گوید ذات زندگانی همانا «اراده معطوف به قدرت» است. زنده یاد مصطفی رحیمی نیز در نوشتار خود به نام «تراژدی قدرت در شاهنامه» به دقت روح و سرشت انسان‌ها را از زوایای مختلف و در سطوح مختلف می‌کاود و می‌گوید قدرت گاهی تمام بخش اهورایی انسان را به تمامی می‌جود، و او را تبدیل به موجودی سراپا اهریمنی میکند. هیولایی است که از جوهر هستی دیگران تغذیه می‌کند. نگارش و انتشار کتاب «آن جا که ایمانم را رها کردم» در فرانسه که برنده چهار جایزه شد و نقدهای فراوانی را در رسانه‌های آن کشور به دنبال داشت و بحث‌های فراوانی برانگیخت اگرچه در قالب رمان صورت گرفته معهذا می‌تواند بخشی از واقعیت‌هایی باشد که امروزه به نحو شگفت انگیزی به صورت دور و تسلسل درآمده است. وقایعی که در خاور میانه و شمال افریقا در این چند سال اخیر روی داد؛ خشونت‌های بی حد و مرز و کشتار بی رحمانه لیبیایی‌ها به دست لیبیایی‌ها به جای ارتش استعماری ایتالیا، جنگ داخلی در سوریه و کشت و کشتار سوری‌ها به دست سوری‌ها به جای ارتش عثمانی و فرانسه، انحراف انقلاب عظیم الجزایر پس از استقلال [1] با آن همه فداکاری‌ها و قربانی‌ها که موضوع عمده این کتاب است و در نهایت کشتار دویست هزار الجزایری به دست الجزایری پس از سال 1991 در یک جنگ بی رحمانه داخلی. بدون شک آن چه که در زندان‌های الجزیره به قلم نویسنده این کتاب و در سیاهچال‌های تازمامارت مراکش به روایت بن جلون در مرگ نور گذشت، و هر آن چه که هم اکنون در همین ارتباط در سایر نقاط می‌گذرد تنها و تنها گوشه‌هایی است از سبعیت انسانی برای تشدید آلام بشری به منظور ارضای خود کامگی‌ها در عصر تمدن کنونی. و آیا این به راستی همان زمانی نیست که نیچه در کتاب معروف «دانش شاد» [2] خود داستان مرد دیوانه ای را بیان می‌کند که در روز روشن فانوس به دست به میان بازار دوید و در میان شگفتی مردم بی اعتقادی که به تماشای او ایستاده بودند و می‌خندیدند فریاد برآورد «من در جستجوی خدا هستم» و پس از شنیدن گفته‌های ریشخند آمیز آنا ن که «آیا خدا گم شده است؟ آیا به جای دیگر سفر کرده و یا از ترس پنهان شده است» به آنان گفت «ما بودیم که او را کشتیم، تبهکارترین تبهکاران. و ما زنجیری که زمین را به دور خورشید می‌پیوست گسستیم و اکنون زمین به سوی نقطه نامعلومی می‌رود… » این کتاب صرف نظر از پیچیدگی دیدگاه فلسفی نویسنده به دلیل به تصویر کشیدن صحنه‌هایی که وجدان هر انسان آگاهی را می‌آزارد کتابی است در خور تامل. امید که وجدان‌های بیدار به آن گوش فرا دهند. ای آسمان پرستاره، ای کوه‌هایی که با برف‌های پاک و سفید ابدی پوشیده شده اید، ای رودها و ای جنگل‌های سرو، کاج و افرا، شما را به شهادت می‌گیرم