اولین ادم بد
اولین آدم بد اثر میراندا جولای ترجمهی حمید دشتی اولین آدم بد نخستین زمان بلند میراندا جولای؛ شگفتی مطلق است با چفتوبستهای روایی مثالزدنی. در این رمان هر آنچه غیر ممکن یا حتی اغراقشده بهنظر میرسد بهنحوی کنار سایر اتفاقها قرار میگیرند که تبدیل به طبیعیترین اتفاق ممکن میشوند. در این رمان شاهد پازلی هستید که در نهایت شما را با چیزی بسیار غریبتر از
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-242281
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نیماژ
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی حمید دشتی
مشاهدهی همهتوضیحات
اولین آدم بد اثر میراندا جولای ترجمهی حمید دشتی اولین آدم بد نخستین زمان بلند میراندا جولای؛ شگفتی مطلق است با چفتوبستهای روایی مثالزدنی. در این رمان هر آنچه غیر ممکن یا حتی اغراقشده بهنظر میرسد بهنحوی کنار سایر اتفاقها قرار میگیرند که تبدیل به طبیعیترین اتفاق ممکن میشوند. در این رمان شاهد پازلی هستید که در نهایت شما را با چیزی بسیار غریبتر از آنچه در ذهن دارید مواجه میکند. دربارهی نویسنده: میراندا جولای، زادهی 15 فوریهی 1974، نویسنده، فیلمنامهنویس، کارگردان، بازیگر و خوانندهی آمریکایی است. جولای در ورمونت به دنیا آمد. پدر و مادر او هر دو نویسنده بودند. جولای پساز کالج به پورتلند در اورگان رفت و هنرهای نمایشی را دنبال کرد. او در عرصهی نمایش و سپس نویسندگی به موفقیتهای فراوانی رسید. دربارهی اولین آدم بد: این رمان داستان زنی به نام شریل را روایت میکند. شریل محسور پسربچهای است که در ششسالگی با او ملاقات کرده بود و گاهی میپندارد نوزادانی که میبیند، همان پسربچه است و از سوی دیگر شیفتهی فیلیپ یکی از اعضای هیئتمدیرهی ازمان غیرانتفاعی دفاع شخصی زنان، یعنی محل کار خودش شده است. شریل معتقد است که آن دو در زندگیهای گذشتهشان همواره به هم میرسیدهاتند اما در این زندگی مشکلی پیش آمده و باید کارها درست شوند. دختر بیسویکسالهی زوج مدیر مؤسسه به خانهی شریل میآید و دنیای این زن میانسال را از هم میپاشد اما… در بخشی از اولین آدم بد میخوانیم: یک روز طول کشید تا آرام شوم و غرورم را دوباره بهدست بیاورم. «حساس» واژهای بود که فیلیپ برای توصیف من بهکار برد. زنی حساس در خانهاش به دیگری مشت نمیپراند. چه روحیهٔ خشنی! میلیونها راه دیگر برای مقابله با مناقشه وجود دارد. نامهای برای کیلی نوشتم؛ صریح و بیپرده. در واقع، خواندنش با صدای بلند تأثیرگذار بود. احتمالاً با دعوت او به رفتار متمدنانه، بیشتر از هرکس دیگری تاحالا برایش احترام قائل میشدم. شرافت مسیر خودش را دارد. در شیشهٔ خالی کرهٔ بادام تف انداختم. خلطدان چیزی عجیب در خود داشت. نیازی نبود برای صفا و صداقتم از من تشکر کند؛ اما اگر روی این امر تأکید کند، چارهای جز پذیرشش ندارم. چند باری تمرین کردم که چطور تشکر را قبول کنم. نامه را در پاکتی گذاشتم که رویش اسم کیلی ثبت شده بود. آن را روی آینهٔ حمام چسباندم و از خانه بیرون رفتم تا وقتی نامه را میخواند، در خانه نباشم.











































