اسمبلی
۵۲۰
صفحه
۱۴۰۴
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
کتاب اسمبلی نوشتۀ مایکل هارت و آنتونیو نگری ترجمۀ فواد حبیبی گزیده ای از کتاب حفظ ایمان به مردمی که در لابهلای آروارههای سرکوب بیرحمانه مقاومتی خودانگیخته میکنند، در دل شب کار کاملاً درستی است. اما وقتی روز بعد سر میرسد، این امر کافی نمینماید، چراکه دیر یا زود لشکریان پیشگام با سلاحهای برتر و واکنشهای ماهرانۀ خود شماری از جوانان ما را در شبی
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- فلسفه
- شناسه کالا
- kj-557843
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۲۶۷۱۹۴۵
- تعداد صفحه
- ۵۲۰
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- وزن
- ۴۵۵ گرم
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۴
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی فواد حبیبی
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب اسمبلی نوشتۀ مایکل هارت و آنتونیو نگری ترجمۀ فواد حبیبی گزیده ای از کتاب حفظ ایمان به مردمی که در لابهلای آروارههای سرکوب بیرحمانه مقاومتی خودانگیخته میکنند، در دل شب کار کاملاً درستی است. اما وقتی روز بعد سر میرسد، این امر کافی نمینماید، چراکه دیر یا زود لشکریان پیشگام با سلاحهای برتر و واکنشهای ماهرانۀ خود شماری از جوانان ما را در شبی تاریک و در امتداد یکی از این معابر گیر میاندازند و انتقام خودشان را میگیرند. _ استوارت هال، «مزرعۀ راحت و سرد» شناخت جذبۀ امور مشترک به معنای شناخت این است که شخص صرفاً چیزی را آغاز نمیکند، بل به عوض چنان بختیار است که در امری گستردهتر، ناتمام، ناکامل، و همواره بسط یابنده مشارکت میورزد. _ خوزه مونیز، «امور مشترک قهوهای» ___ پیشگفتار ___ اینجا شعر با قیام برابری میکند _ امه سرز اینک همه با این سناریو آشنا هستند: جنبشهای اجتماعی الهامبخش علیه بیعدالتی و سلطه به پا میخیزند، مدت کوتاهی سرخط اخبار در سطح جهان را به خود اختصاص میدهند و سپس از دیدرس محو میشوند. آنها حتی زمانی که رهبران اقتدارطلب منفرد را به زیر کشیدهاند، تا بدینجا از ایجاد بدیلهای نوین و ماندگار ناتوان ماندهاند. این جنبشها، بجز استثنائاتی چند، یا از آمال رادیکال خود دست کشیده و به بازیگرانی در نظامهای موجود بدل شدهاند یا سرکوبی سبعانه آنها را دچار هزیمت ساخته است. چرا این جنبشها، که به نیازها و امیال انسانهای بسیاری میپردازند، نتوانستهاند به تغییری پایدار دست یابند و جامعۀ نوین، جامعهای دموکراتیکتر و عادلانهتر، بیافرینند؟ این پرسش بدین سبب بیش از پیش ضرورت مییابد که نیروهای سیاسی دستراستی در سرتاسر کشورهای جهان ظهور کرده، قدرت را به دست گرفته، رویههای قانونی معمول را جهت حمله به رقبای سیاسیشان به تعلیق درآورده، استقلال قضایی و رسانهای را از بین برده، به اقدامات نظارتی گسترده دست یازیده، جوّی از ترس را در میان جماعتهای فرودست گوناگون ایجاد کرده، انگارههایی در خصوص خلوص نژادی و مذهبی را در حکم شروط تعلق اجتماعی مطرح ساخته، به تهدید مهاجران به اخراج دستهجمعی پرداختهاند و قسعلیهذا. مردم به اعمال این حکومتها بهحق اعتراض خواهند کرد. اما اعتراض کافی نیست. جنبشهای اجتماعی همچنین باید قسمی دگرگونی اجتماعی پایدار را رقم بزنند. امروزه ما در مرحلۀ گذار به سر میبریم، امری که به پرسش کشیدن برخی از مفروضات سیاسی بنیادین ما را اقتضا میکند. باید به عوض صرف پرسش از چگونگی کسب قدرت، همچنین از نوع قدرتی بپرسیم که میخواهیم و، چهبسا مهمتر از آن، از کسانی که میخواهیم بدان بدل شویم. چنانکه هگل میگوید، «همهچیز حول فهم و بیان امر حقیقی نه صرفاً همچون جوهر، بل به همان اندازه در حکم سوژه میچرخد.» (1) باید چشمانمان را تعلیم دهیم تا ببینیم که چگونه جنبشهای مزبور از توانش بازتعریف روابط اجتماعی برخوردارند، بدان نحوی که بکوشند تا قدرت را نه چنانکه هست، بل به طرزی متفاوت به دست بگیرند، تا به جامعهای از بنیاد نوین و دموکراتیک دست یابند و، مهمتر از همه، به تولید سوبژکتیویتههایی نوین بپردازند. قدرتمندترین جنبشهای اجتماعی امروزه حتی با اصطلاح رهبری بهمنزلۀ واژهای پست و نامطبوع برخورد میکنند _ و برای این کار دلایل خوب و فراوانی در دست دارند. فعالان سیاسی برای بیش از نیم سده بهدرستی به نقد این امر پرداختهاند که چگونه فرمهای متمرکز و عمودی سازماندهی، از جمله چهرههای کاریزماتیک، شوراهای رهبری، ساختارهای حزبی، و نهادهای بوروکراتیک به موانعی بر سر راه بسطوتوسعه دموکراسی و مشارکت کامل همگان در حیات سیاسی بدل میشود. از یک طرف، آن روزها گذشت که پیشگام سیاسی میتوانست به طرز موفقیتآمیزی به نام تودهها قدرت را قبضه کند؛ معلوم شده است که داعیههای ناظر بر رئالیسم سیاسی و کارآمدی مفروض چنین رهبری متمرکزی کاملاً موهوم است. و با این حال، از طرف دیگر، اشتباه وحشتناکی است ترجمۀ این نقدهای معتبر در خصوص رهبری به امتناع از سازماندهی و نهادسازی سیاسی دائمی، کنار گذاشتن عمودی بودن صرفاً به قصد ایجاد بتوارهای از افقی بودن و غفلت از نیاز به ساختارهای اجتماعی ماندگار. جنبشهای «بیرهبر» باید تولید سوبژکتیویتۀ ضروری برای ایجاد روابط اجتماعی پایدار را سروسامان دهند. به عوضِ دست شستن تمام و کمال از مسئلۀ رهبری، باید با مشخص کردن یکایک کارکردهای سیاسی محوری آن آغاز کنیم و سپس به ابداع سازوکارها و اقدامات جدیدی برای تحقق آنها بپردازیم. (اینکه آیا باید چنین چیزی را کماکان «رهبری» نامید چندان مهم نیست). دو کارکرد کلیدی رهبری عبارت است از: تصمیمگیری و گردآوری. چنین تصور میشود که رهبران باید ب



































![جلد کتاب بازگشت [به] اسپینوزا (بدن ها،توده ها،قدرت)](/uploads/covers/1da6ad816503.webp)
