اگر تا حالا رمانی خوانده باشید که در آن یک رواندرمانگر و یک بیمار روبهروی هم نشستهاند و کمکم معلوم میشود که هر دو به یک اندازه زخم دارند، به احتمال زیاد با دنیای اروین د.یالوم آشنا شدهاید. یالوم روانپزشک آمریکایی و استاد بازنشستهی دانشگاه استنفورد است که هم در دنیای رواندرمانی چهرهای جدی و صاحبنظر به حساب میآید و هم در دنیای ادبیات، نویسندهای پرفروش و محبوب. کتابهای اروین یالوم در ایران خوانندههای بسیار زیادی دارند؛ از دانشجوی روانشناسی گرفته تا کسی که فقط دنبال یک رمان خوب و فکربرانگیز است. در این صفحه با زندگی، شیوهی فکر، مهمترین آثار و ترجمههای فارسی او آشنا میشوید و میفهمید از کدام کتابش شروع کنید.
یالوم از آن نویسندههایی است که خواندنش آدم را عوض میکند. حرف اصلی او ساده به نظر میرسد اما سنگین است: همهی ما روزی میمیریم، همهی ما در نهایت تنهاییم، آزادیم و مسئول انتخابهایمان، و معنای زندگی را خودمان باید بسازیم. او این حرفها را نه با زبان خشک کتابهای درسی، که با قصه، با گفتوگو و با روایت جلسههای درمان میزند. به همین دلیل است که خیلی از خوانندهها میگویند بعد از خواندن یک کتاب یالوم، نگاهشان به مرگ، به عشق و به رابطه با دیگران تغییر کرده است.
اروین د.یالوم کیست؟
اروین یالوم در سال ۱۹۳۱ در واشنگتن به دنیا آمد. پدر و مادرش مهاجرانی یهودی از اروپای شرقی بودند که در آمریکا مغازهی کوچکی داشتند. خود یالوم بارها گفته و نوشته که کودکیاش در محلهای شلوغ و نهچندان امن گذشت و پناهگاهش کتاب بود. همین علاقهی زودهنگام به ادبیات بعدها در همهی نوشتههایش دیده میشود. او پزشکی خواند و بعد به روانپزشکی رو آورد و سالهای طولانی در دانشگاه استنفورد درس داد و پژوهش کرد.
یالوم را در جهان بیشتر با دو عنوان میشناسند: یکی از چهرههای اصلی رواندرمانی اگزیستانسیال و یکی از صاحبنظران مهم گروهدرمانی. کتاب درسی او دربارهی نظریه و عمل گروهدرمانی سالها در دانشکدههای روانشناسی و روانپزشکی منبع اصلی بوده است. اما شهرت عمومیاش از جایی شروع شد که تصمیم گرفت قصههای اتاق درمان را برای مردم عادی بنویسد و بعد، پا را فراتر بگذارد و رمان بنویسد.
همسرش مریلین یالوم هم نویسنده و پژوهشگر بود و این دو سالهای طولانی کنار هم زندگی کردند. یالوم در نوشتههای آخرش با صداقتی کمنظیر از بیماری و از دست دادن همسرش نوشته است؛ نوشتههایی که نشان میدهد مردی که عمرش را صرف کمک به دیگران برای کنار آمدن با مرگ کرده، وقتی خودش با این واقعیت روبهرو میشود چه حالی دارد.
زندگینامه اروین د.یالوم به زبان ساده
اگر بخواهیم زندگی یالوم را در چند مرحله خلاصه کنیم، میتوان اینطور گفت:
- کودکی و نوجوانی: بزرگ شدن در خانوادهای مهاجر، علاقهی شدید به کتاب و ادبیات، و این حس که دنیای کتابها از دنیای واقعی دور و برش امنتر است.
- پزشکی و روانپزشکی: تحصیل پزشکی و تخصص در روانپزشکی، و آشنایی با این سؤال قدیمی که درد روانی آدمها از کجا میآید.
- استاد دانشگاه: سالها تدریس و پژوهش در استنفورد، کار گسترده روی گروهدرمانی و نوشتن کتابهای تخصصی.
- نویسندهی قصههای درمان: نوشتن روایتهایی از جلسههای درمان که در آنها هم بیمار و هم درمانگر آدمهای واقعی با ترسها و ضعفهای خودشان هستند.
- رماننویس: نوشتن رمانهایی که فیلسوفان بزرگ را به اتاق درمان میآورند.
- سالهای پختگی: نوشتن از پیری، مرگ، سوگ و مرور زندگی خودش.
چیزی که در همهی این مرحلهها ثابت مانده، کنجکاوی یالوم دربارهی آدمهاست. او هیچوقت بیمار را پروندهای پزشکی نمیبیند؛ برای او هر کس قصهای دارد که ارزش شنیدن دارد.
چهار دغدغهی بنیادین: کلید فهم کتابهای اروین یالوم
برای اینکه کتابهای یالوم را بهتر بفهمید، خوب است با چهار مفهومی آشنا شوید که او آنها را «دغدغههای غایی» زندگی انسان میداند. تقریبا همهی رمانها و قصههای او دور همین چهار محور میچرخند:
- مرگ: ما میدانیم که روزی میمیریم و این آگاهی، آگاهانه یا ناآگاهانه، روی همهی کارهایمان سایه میاندازد. یالوم معتقد است بسیاری از اضطرابهای روزمره در اصل شکل پنهان ترس از مرگاند.
- آزادی: هیچ نقشهی از پیش نوشتهشدهای برای زندگی ما وجود ندارد. ما آزادیم و همین آزادی یعنی مسئولیت؛ و مسئولیت ترسناک است.
- تنهایی وجودی: هر قدر هم به دیگران نزدیک باشیم، فاصلهای پرنشدنی میان ما و دیگری هست. این تنهایی با تنهایی معمولی فرق دارد و با دوست پیدا کردن از بین نمیرود.
- بیمعنایی: اگر جهان معنایی آماده به ما تحویل نمیدهد، ما باید خودمان برای زندگی معنا بسازیم.
شاید این فهرست کمی تلخ به نظر برسد، اما نکتهی جالب این است که کتابهای یالوم معمولا حال آدم را بد نمیکنند. برعکس، خیلی از خوانندهها بعد از خواندنشان احساس سبکی میکنند. دلیلش این است که یالوم به جای فرار از این واقعیتها، آنها را با مهربانی و حتی گاهی با شوخطبعی روی میز میگذارد و نشان میدهد که روبهرو شدن با آنها میتواند زندگی را عمیقتر و صادقانهتر کند.
سبک نوشتن اروین د.یالوم: وقتی رواندرمانی قصه میشود
یالوم را نمیشود فقط رماننویس دانست و نمیشود فقط نویسندهی کتاب روانشناسی. او در مرز این دو ایستاده و همین مرز جذابیت اصلی نوشتههایش است. چند ویژگی سبک او را از بقیه جدا میکند:
گفتوگو به جای سخنرانی
بخش بزرگی از کتابهای یالوم گفتوگوست؛ گفتوگوی درمانگر و بیمار، گفتوگوی اعضای یک گروه، یا گفتوگوی دو فیلسوف. او به جای اینکه نظریهاش را توضیح بدهد، آن را در دهان شخصیتها میگذارد و میگذارد خواننده خودش به نتیجه برسد.
صداقت دربارهی خود درمانگر
در خیلی از کتابهای یالوم، درمانگر قهرمان بینقصی نیست. یالوم بیپروا از اشتباهها، حسادتها، خستگیها و حتی بیحوصلگی خودش در جلسههای درمان مینویسد. این صداقت باعث میشود خواننده به او اعتماد کند.
فلسفه در لباس داستان
یالوم عاشق فلسفه است، بهویژه فیلسوفانی که دربارهی زندگی، رنج و مرگ فکر کردهاند. او در رمانهایش نیچه، شوپنهاور و اسپینوزا را به شخصیتهای زنده تبدیل میکند و اندیشههایشان را در دل ماجرا میگذارد. نتیجه این است که خواننده بدون اینکه کتاب سنگین فلسفی بخواند، با ایدههای اصلی این فیلسوفان آشنا میشود.
زبان ساده و روان
جملههای یالوم معمولا کوتاه و روشناند. او اصطلاح تخصصی را تا جایی که بشود کنار میگذارد و اگر لازم باشد، آن را با مثال توضیح میدهد. به همین دلیل کتابهایش برای کسی که هیچ پیشزمینهای در روانشناسی ندارد هم خواندنیاند.
مهمترین کتابهای اروین د.یالوم
یالوم کتابهای زیادی نوشته است؛ بعضی تخصصی، بعضی داستانی و بعضی در مرز این دو. در ادامه مهمترین آنها را که خوانندهی فارسیزبان بیشتر سراغشان میرود معرفی میکنیم.
هنگامی که نیچه گریست
«هنگامی که نیچه گریست» (که با نام «وقتی نیچه گریست» هم شناخته میشود) شاید معروفترین رمان یالوم باشد. ماجرا در وین قرن نوزدهم میگذرد. یوزف برویر، پزشک سرشناس و یکی از پیشگامان روانکاوی، قرار میشود به شکلی پنهانی فریدریش نیچه را که از ناامیدی و سردردهای شدید رنج میبرد درمان کند. اما کمکم معلوم میشود که خود برویر هم به همان اندازه به کمک نیاز دارد و نقش درمانگر و بیمار جابهجا میشود. در این رمان زیگموند فروید جوان هم حضور دارد. این کتاب هم قصهای پرکشش است و هم دری به اندیشههای نیچه دربارهی آزادی، اراده و «آن شو که هستی».
درمان شوپنهاور
در «درمان شوپنهاور» یک رواندرمانگر باتجربه به نام جولیوس میفهمد که بیماری سختی دارد و زمان زیادی برایش نمانده است. او تصمیم میگیرد سراغ یکی از بیماران قدیمیاش برود که درمانش ظاهرا شکست خورده بود. این بیمار حالا شیفتهی فلسفهی شوپنهاور شده و میخواهد خودش مشاور فلسفی شود. جولیوس او را به گروه درمانیاش دعوت میکند و از اینجا به بعد، رمان به یکی از بهترین تصویرهایی تبدیل میشود که تا امروز از یک گروهدرمانی واقعی نوشته شده است. در کنار ماجرای گروه، فصلهایی دربارهی زندگی خود شوپنهاور هم آمده است. «درمان شوپنهاور» برای کسانی که به گروهدرمانی علاقه دارند تقریبا یک کتاب واجب است.
مسئله اسپینوزا
این رمان در کتابجم با دو عنوان «مسئله اسپینوزا» و «قضیه اسپینوزا» آمده که هر دو ترجمهی یک کتاباند. یالوم در این رمان دو خط داستانی را کنار هم پیش میبرد: یکی زندگی باروخ اسپینوزا، فیلسوف هلندی قرن هفدهم که به خاطر اندیشههایش از جامعهی یهودی آمستردام طرد شد، و دیگری داستان آلفرد روزنبرگ، یکی از ایدئولوگهای حزب نازی در قرن بیستم که به شکل عجیبی ذهنش درگیر اسپینوزا بود. سؤال اصلی رمان این است که چرا یک نازی نمیتوانست از فکر فیلسوفی یهودی رها شود. این کتاب از نظر تاریخی و فلسفی پربارترین رمان یالوم است و حوصلهی بیشتری میخواهد.
مامان و معنی زندگی
«مامان و معنی زندگی» مجموعهای از قصههای رواندرمانی است. یالوم در این کتاب چند ماجرای درمانی را روایت میکند و در یکی از آنها، که نام کتاب هم از آن آمده، با خاطره و حضور خیالی مادر خودش روبهرو میشود. این کتاب نشان میدهد که درمانگر هم مثل هر آدم دیگری زخمهای قدیمی و حسابهای تسویهنشده با گذشته دارد. نثرش گرم و صمیمی است و برای آشنایی با یالوم انتخاب خیلی خوبی است.
خیره به خورشید
«خیره به خورشید» شاید مستقیمترین کتاب یالوم دربارهی مرگ باشد. عنوانش از این تصویر میآید که نگاه کردن به مرگ مثل خیره شدن به خورشید است؛ سخت و دردناک، اما ممکن. یالوم در این کتاب با کمک قصههای بیمارانش و تجربههای شخصی خودش نشان میدهد که چطور میشود اضطراب مرگ را شناخت و با آن کنار آمد. این کتاب داستانی نیست، اما آنقدر پر از قصه است که مثل رمان خوانده میشود. اگر خودتان یا کسی از نزدیکانتان با ترس از مرگ یا سوگ دستوپنجه نرم میکنید، این کتاب میتواند همراه آرامی باشد.
موهبت درمان
«موهبت درمان» در اصل برای درمانگرهای جوان نوشته شده است. یالوم در فصلهای کوتاه و جدا از هم، توصیههایی را که در طول عمر حرفهایاش جمع کرده با همکاران جوانترش در میان میگذارد؛ از اینکه درمانگر چقدر از خودش بگوید تا اینکه چطور با بیمار در «اینجا و اکنون» کار کند. با این حال کتاب آنقدر ساده و انسانی نوشته شده که خوانندهی غیرمتخصص هم از آن لذت میبرد و چیزهای زیادی دربارهی رابطهی انسانی یاد میگیرد.
مخلوقات یک روز
«مخلوقات یک روز» مجموعهی دیگری از قصههای درمانی است. عنوان کتاب از جملهای از مارکوس اورلیوس، امپراتور و فیلسوف رواقی رومی، گرفته شده که آدمها را موجوداتی گذرا میداند. قصههای این کتاب بیشتر دربارهی آدمهایی است که در سالهای پایانی زندگیاند یا با فقدان روبهرو شدهاند. یالوم در این کتاب پیرتر و آرامتر از کتابهای قبلیاش به نظر میرسد و همین آرامش به قصهها عمق داده است.
کتابهای دیگر یالوم
غیر از اینها، یالوم کتابهای مشهور دیگری هم دارد که شاید اسمشان به گوشتان خورده باشد: «رواندرمانی اگزیستانسیال» که کتاب پایهای او در این حوزه است؛ «جلاد عشق» که اولین مجموعهی قصههای درمانیاش بود و او را به شهرت عمومی رساند؛ «دروغگویی روی مبل» که رمانی دربارهی اخلاق درمانگرهاست؛ کتابی دربارهی نظریه و عمل گروهدرمانی؛ و زندگینامهی خودنوشتش که مرور صادقانهای بر زندگی خودش است. همچنین او و همسرش مریلین در سالهای آخر عمر مریلین با هم کتابی دربارهی بیماری و مرگ نوشتند. برای اطلاع از موجودی این کتابها در کتابجم، فهرست کتابهای همین صفحه را ببینید.
بهترین کتابهای اروین یالوم برای شروع
یکی از پرتکرارترین سؤالهایی که دربارهی یالوم پرسیده میشود این است: «از کدام کتابش شروع کنم؟» جواب به این بستگی دارد که شما چه نوع خوانندهای هستید.
- اگر رمانخوانید و از فلسفه نمیترسید: با «هنگامی که نیچه گریست» شروع کنید. قصهاش گیراست و بعد از آن احتمالا دلتان میخواهد بقیهی رمانهای یالوم را هم بخوانید.
- اگر به گروهدرمانی یا روابط انسانی علاقه دارید: «درمان شوپنهاور» بهترین انتخاب است.
- اگر قصهی کوتاه دوست دارید: «مامان و معنی زندگی» یا «مخلوقات یک روز» را بردارید. هر قصه جداگانه خوانده میشود و لازم نیست کتاب را یکجا تمام کنید.
- اگر با ترس از مرگ یا سوگ درگیرید: «خیره به خورشید» را بخوانید.
- اگر دانشجو یا درمانگرید: «موهبت درمان» را از دست ندهید.
- اگر تاریخ و فلسفه دوست دارید و حوصلهی کتاب حجیم دارید: «مسئله اسپینوزا» منتظر شماست.
یک پیشنهاد کلی هم این است که رمانها و قصههای درمانی را یکی در میان بخوانید. رمانها اندیشهها را در قالب تاریخی نشان میدهند و قصههای درمانی همان اندیشهها را در زندگی امروز. این دو کنار هم تصویر کاملتری از ذهن یالوم میسازند.
ترجمههای فارسی کتابهای اروین د.یالوم
یالوم در ایران از محبوبترین نویسندههای خارجی است و تقریبا همهی کتابهای مهمش به فارسی ترجمه شدهاند؛ خیلی از آنها هم بیش از یک ترجمه دارند. همین است که میبینید یک کتاب با دو عنوان کمی متفاوت در بازار هست، مثل «مسئله اسپینوزا» و «قضیه اسپینوزا»، یا «هنگامی که نیچه گریست» و «وقتی نیچه گریست».
در کتابجم کتابهای یالوم از ناشرهایی مثل قطره، جامی و ترانه عرضه شدهاند. وقتی بین چند ترجمهی یک کتاب انتخاب میکنید، این نکتهها کمکتان میکند:
- چند صفحه را مقایسه کنید: اگر امکانش هست، یک بند از دو ترجمه را کنار هم بخوانید. ترجمهای که روانتر خوانده میشود و جملههایش طبیعیتر است معمولا انتخاب بهتری است.
- به اصطلاحات فلسفی و روانشناسی دقت کنید: کتابهای یالوم پر از مفهومهای تخصصیاند. مترجمی که این حوزه را میشناسد، این مفهومها را دقیقتر منتقل میکند.
- یادداشتها و پانوشتها را ببینید: بعضی ترجمهها برای نام فیلسوفها و ارجاعهای تاریخی توضیح اضافه دارند که برای خوانندهی تازهکار مفید است.
- چاپ و صحافی را هم در نظر بگیرید: اگر قرار است کتاب را چند بار بخوانید یا هدیه بدهید، کیفیت چاپ هم مهم است.
چرا ایرانیها اینقدر یالوم میخوانند؟
محبوبیت یالوم در ایران پدیدهی جالبی است. کتابهایش سالهاست جزو کتابهای پرفروشاند و در کتابفروشیها معمولا قفسهی ویژهای دارند. چند دلیل برای این محبوبیت میشود حدس زد:
- نیاز به گفتوگو دربارهی حال درونی: خیلی از ما در فضایی بزرگ شدهایم که حرف زدن از ترس، تنهایی و غم چندان رایج نبوده است. یالوم این حرفها را بیپرده و بیقضاوت میزند.
- ترکیب فلسفه و قصه: خوانندهی ایرانی به فلسفه علاقه دارد اما کتابهای فلسفی معمولا سنگیناند. یالوم این علاقه را با قصهای خواندنی پاسخ میدهد.
- پیوند با سنت ادبی ما: مضمونهایی مثل گذرا بودن عمر، مرگ و معنای زندگی در شعر فارسی هم ریشهی عمیقی دارند. شاید برای همین است که حرفهای یالوم برای خوانندهی ایرانی آشنا به نظر میرسد.
- صداقت نویسنده: یالوم خودش را بالاتر از خواننده نمینشاند. همین فروتنی باعث میشود حس کنید با یک دوست باتجربه حرف میزنید، نه با یک استاد.
اروین د.یالوم و رواندرمانی اگزیستانسیال
رواندرمانی اگزیستانسیال رویکردی است که به جای تمرکز صرف بر علائم بیماری یا خاطرات کودکی، به پرسشهای بزرگ زندگی توجه میکند. یالوم این رویکرد را با کتاب «رواندرمانی اگزیستانسیال» نظم داد و آن را برای درمانگرها قابل استفاده کرد.
در این رویکرد، فرض این است که بخشی از رنج روانی ما از روبهرو شدن، یا فرار از روبهرو شدن، با همان چهار دغدغهی بنیادین میآید. درمانگر قرار نیست جواب آماده بدهد؛ قرار است همراه بیمار باشد تا او خودش با این پرسشها کنار بیاید. یالوم همیشه تأکید کرده که رابطهی واقعی و انسانی میان درمانگر و بیمار، خودش مهمترین عامل درمان است.
یکی از مفهومهای مهم در کارهای یالوم «اینجا و اکنون» است. یعنی به جای اینکه فقط دربارهی گذشته یا آدمهای بیرون از اتاق درمان حرف زده شود، به آنچه همین حالا میان درمانگر و بیمار، یا میان اعضای گروه، میگذرد توجه شود. این ایده را در رمان «درمان شوپنهاور» به زیبایی میشود دید.
اگر کتابهای یالوم را به چشم کتاب روانشناسی میخوانید، یادتان باشد که خواندن کتاب جای درمان را نمیگیرد. خود یالوم هم هیچوقت چنین ادعایی نکرده است. کتابهایش میتوانند شما را به فکر وادارند، کمک کنند احساستان را بهتر بفهمید و حتی شاید تشویقتان کنند که اگر لازم است سراغ یک درمانگر بروید.
فیلسوفان در رمانهای یالوم
یکی از جذابترین ویژگیهای رمانهای یالوم حضور فیلسوفان واقعی تاریخ است. او این فیلسوفان را آدمهایی با گوشت و خون نشان میدهد، با بیماریها، تنهاییها و عشقهای ناکامشان.
نیچه
در «هنگامی که نیچه گریست» با نیچهای تنها، بیمار و دلشکسته روبهرو میشویم که هنوز به شهرت نرسیده است. یالوم با این تصویر نشان میدهد که اندیشههای بزرگ نیچه دربارهی رنج و اراده از دل تجربهی شخصی او بیرون آمدهاند.
شوپنهاور
در «درمان شوپنهاور» با فیلسوفی بدبین آشنا میشویم که زندگی را سراسر رنج میدانست. یالوم بدون اینکه با شوپنهاور موافق باشد، نشان میدهد که چرا این فلسفه برای بعضی آدمها جذاب است و چه محدودیتهایی دارد.
اسپینوزا
در «مسئله اسپینوزا» با فیلسوفی جوان روبهرو هستیم که به خاطر آزاداندیشی از جامعهاش رانده شد اما از اندیشیدن دست نکشید. اسپینوزای یالوم آدمی آرام، شجاع و تنهاست.
یالوم در هیچکدام از این رمانها قصد ندارد درس فلسفه بدهد. هدفش این است که نشان بدهد فلسفه میتواند برای زندگی روزمره مفید باشد و فیلسوفان هم مثل ما با همان پرسشهای ساده و عمیق دستوپنجه نرم میکردند.
کتابهای اروین یالوم برای چه کسانی مناسب است؟
کتابهای یالوم مخاطب گستردهای دارند، اما برای این گروهها جذابترند:
- کسانی که رمان فکری و فلسفی دوست دارند و از قصههای صرفا سرگرمکننده خسته شدهاند.
- دانشجوها و فعالان حوزهی روانشناسی، مشاوره و رواندرمانی.
- کسانی که به خودشناسی علاقه دارند و میخواهند احساسهایشان را بهتر بفهمند.
- خوانندههایی که دوست دارند با زندگی و اندیشهی فیلسوفان بزرگ آشنا شوند اما کتاب درسی فلسفه برایشان سنگین است.
- کسانی که با سوگ، پیری یا ترس از مرگ روبهرو هستند و دنبال همراهی صادق میگردند.
- زوجها و کسانی که به روابط انسانی و مسائل زندگی مشترک فکر میکنند؛ قصههای درمانی یالوم پر از ماجراهای عشق و رابطه است.
با این حال یادتان باشد که بعضی کتابهای یالوم، بهویژه «خیره به خورشید» و قصههای پایانیاش، مستقیم با مرگ سروکار دارند. اگر در دورهی حساسی هستید، شاید بهتر باشد با کتابهای سبکتر مثل «مامان و معنی زندگی» شروع کنید.
دستهبندیهای مرتبط با کتابهای یالوم در کتابجم
کتابهای یالوم در چند دستهی مختلف کتابجم قرار گرفتهاند. اگر بعد از خواندن یالوم دنبال کتابهای همخانواده میگردید، این دستهها را ببینید:
خرید کتاب اروین د.یالوم از کتابجم
در کتابجم میتوانید نسخهی چاپی کتابهای یالوم را آنلاین سفارش بدهید. قیمت هر کتاب قیمت روز ناشر است و موجودیها مرتب بهروز میشوند تا بدانید کدام کتاب و کدام ترجمه همین حالا در دسترس است. در صفحهی هر کتاب ناشر، مترجم و مشخصات چاپ را میبینید و میتوانید ترجمههای مختلف یک اثر را با هم مقایسه کنید.
چند پیشنهاد برای سفارش:
- اگر اولین بار است یالوم میخوانید، یک رمان و یک مجموعهی قصهی درمانی را با هم سفارش بدهید تا هر دو چهرهی او را ببینید.
- اگر کتاب را برای هدیه میخواهید، «هنگامی که نیچه گریست» یا «مامان و معنی زندگی» انتخابهای مطمئنیاند.
- اگر قبلا یکی از ترجمههای یک کتاب را خواندهاید، شاید خواندن ترجمهی دیگرش هم تجربهی تازهای باشد.
پرسشهای پرتکرار دربارهی اروین د.یالوم
اروین یالوم اهل کجاست؟
یالوم آمریکایی است و در واشنگتن به دنیا آمده است. پدر و مادرش مهاجرانی از اروپای شرقی بودند. او بخش بزرگی از زندگی حرفهایاش را در کالیفرنیا و دانشگاه استنفورد گذرانده است.
معروفترین کتاب یالوم کدام است؟
«هنگامی که نیچه گریست» (یا «وقتی نیچه گریست») مشهورترین رمان اوست. در میان کتابهای غیرداستانی، «رواندرمانی اگزیستانسیال» و کتابش دربارهی گروهدرمانی در دنیای تخصصی شهرت بیشتری دارند.
«مسئله اسپینوزا» و «قضیه اسپینوزا» یک کتاباند؟
بله، هر دو ترجمهی یک رمان یالوم هستند که با دو عنوان متفاوت و توسط مترجمها و ناشرهای مختلف منتشر شدهاند.
برای خواندن کتابهای یالوم باید فلسفه یا روانشناسی بلد باشیم؟
نه. یالوم طوری مینویسد که خوانندهی بدون پیشزمینه هم ماجرا را دنبال کند. اگر به فلسفه علاقه داشته باشید لذت بیشتری میبرید، اما شرط لازم نیست.
کتابهای یالوم را به چه ترتیبی بخوانیم؟
ترتیب خاصی لازم نیست چون کتابها مستقلاند. پیشنهاد ما شروع با «هنگامی که نیچه گریست» یا «مامان و معنی زندگی» است و بعد رفتن سراغ «درمان شوپنهاور» و «خیره به خورشید».
آیا کتابهای یالوم جای مراجعه به درمانگر را میگیرند؟
نه. این کتابها میتوانند آگاهی شما را بیشتر کنند و حالتان را بهتر بفهمند، اما جای کمک تخصصی را نمیگیرند. اگر حالتان خوب نیست، با یک متخصص مشورت کنید.
کتاب «موهبت درمان» فقط برای درمانگرهاست؟
مخاطب اصلیاش درمانگرهای جواناند، اما زبانش ساده است و هر کسی که به رابطهی انسانی و گوش دادن به دیگران علاقه دارد از آن بهره میبرد.
جمعبندی: چرا باید اروین د.یالوم بخوانید؟
یالوم نویسندهای است که شجاعت دارد دربارهی سختترین واقعیتهای زندگی حرف بزند و مهربانی دارد که این حرفها را طوری بزند که خواننده نترسد. رمانهایش شما را به وین قرن نوزدهم و آمستردام قرن هفدهم میبرند و قصههای درمانیاش شما را به اتاقی آرام در کالیفرنیا، جایی که آدمها بالاخره جرئت میکنند حرف دلشان را بزنند.
اگر دنبال کتابی هستید که هم سرگرمتان کند و هم چیزی در شما تکان بدهد، کتابهای یالوم انتخاب درستیاند. فهرست کتابهای موجود او را در همین صفحه ببینید، ترجمهی مورد علاقهتان را انتخاب کنید و نسخهی چاپیاش را با قیمت روز از کتابجم سفارش بدهید. شاید همین کتاب، شروع یک گفتوگوی تازه با خودتان باشد.