توشیکازو کاواگوچی نویسنده، نمایشنامهنویس و کارگردان تئاتر ژاپنی است که با «پیش از آنکه قهوه سرد شود» به شهرت جهانی رسید. داستانهای او در کافهای کوچک و قدیمی در توکیو میگذرند که اگر روی یک صندلی خاص بنشینید، میتوانید به گذشته سفر کنید؛ به شرط آنکه پیش از سرد شدن قهوه برگردید. این مجموعهی گرم و غمانگیز دربارهی پشیمانی، عشق و خداحافظی، میلیونها خواننده را در سراسر جهان تحت تاثیر قرار داده است. در این صفحه با نویسنده، قانونهای کافه، جلدهای مجموعه و ترجمههای فارسی آشنا میشوید و میتوانید نسخهی چاپی کتابها را با قیمت روز سفارش دهید.
توشیکازو کاواگوچی کیست؟
کاواگوچی در سال ۱۹۷۱ در اوساکا به دنیا آمد. پیش از آنکه رماننویس شود، سالها در دنیای تئاتر کار کرد؛ هم نمایشنامه مینوشت، هم کارگردانی میکرد و هم با یک گروه تئاتری همکاری داشت. این پیشینهی تئاتری در تمام کتابهایش پیداست: صحنهی محدود، شخصیتهای کم، گفتوگوهای پررنگ و تمرکز بر لحظههای احساسی.
«پیش از آنکه قهوه سرد شود» در اصل یک نمایشنامه بود که روی صحنه رفت و مورد توجه قرار گرفت. کاواگوچی بعدها آن را به رمان تبدیل کرد. رمان ابتدا در ژاپن پرفروش شد و چند سال بعد، با ترجمه به زبانهای دیگر، به پدیدهای جهانی تبدیل شد. از این داستان فیلمی سینمایی هم در ژاپن ساخته شده است.
پس از موفقیت کتاب اول، نویسنده جلدهای دیگری با همان کافه و برخی از همان شخصیتها نوشت. هر جلد چند داستان تازه دربارهی آدمهایی دارد که میخواهند به گذشته یا آینده سفر کنند تا با کسی که دوستش دارند حرفی ناگفته را بزنند.
داستان کافه در کتابهای توشیکازو کاواگوچی
در کوچهای فرعی در توکیو، کافهای کوچک در زیرزمین قرار دارد که بیش از صد سال قدمت دارد. کافه پنجره ندارد، ساعتهای دیواریاش هرکدام زمان متفاوتی را نشان میدهند و فضایش همیشه کمی تاریک و آرام است. اما چیزی که این کافه را مشهور کرده، شایعهای است: میگویند در این کافه میتوان در زمان سفر کرد.
شایعه درست است، اما سفر قانونهایی دارد. قانونهایی آنقدر سختگیرانه که بسیاری از مشتریان پس از شنیدنشان منصرف میشوند. کسانی که با وجود همهی این محدودیتها تصمیم به سفر میگیرند، معمولا دلیلی بسیار عمیق دارند: حرفی که هرگز نگفتهاند، کسی که از دست دادهاند یا اشتباهی که نمیتوانند فراموش کنند.
قانونهای سفر در زمان
- فقط کسانی را میتوان دید که به کافه آمدهاند. در گذشته، تنها با آدمهایی میتوانید دیدار کنید که خودشان هم در این کافه حضور داشتهاند.
- هیچ کاری حال را تغییر نمیدهد. هر چه در گذشته بگویید یا انجام دهید، اکنون همان میماند که هست.
- فقط روی یک صندلی خاص. برای سفر باید روی یک صندلی مشخص بنشینید، و آن صندلی معمولا اشغال است.
- نباید از صندلی برخاست. در طول سفر نمیتوانید از جایتان بلند شوید.
- زمان محدود است. سفر از لحظهای که قهوه ریخته میشود آغاز میشود و باید پیش از سرد شدن آن برگردید.
این قانونها در نگاه اول سفر را بیفایده نشان میدهند: اگر حال تغییر نمیکند، چرا باید رفت؟ اما همهی جادوی داستانها در پاسخ به همین پرسش است. شخصیتها کشف میکنند که هرچند گذشته را نمیتوان عوض کرد، اما میتوان خود را تغییر داد؛ میتوان حرفی را گفت، چیزی را فهمید یا با چیزی کنار آمد.
سبک نوشتن توشیکازو کاواگوچی
ساختار اپیزودیک
هر کتاب از چند داستان جدا تشکیل شده که در یک مکان مشترک میگذرند. شخصیتهای ثابت کافه، مثل کازو که قهوه را برای مسافران میریزد، در همهی داستانها حضور دارند و مشتریان در هر بخش تغییر میکنند. این ساختار خواندن را آسان میکند؛ میتوانید هر بار یک داستان بخوانید و کتاب را کنار بگذارید.
رنگوبوی تئاتر
چون داستان در اصل نمایشنامه بوده، فضا محدود و تمرکز بر گفتوگوست. تقریبا همهچیز در یک اتاق رخ میدهد و احساسات از راه حرفها و نگاهها منتقل میشوند. خواننده گاهی حس میکند تماشاگر یک نمایش آرام است.
سادگی زبان
زبان کتابها ساده و روان است. جملهها پیچیده نیستند و داستان بهسرعت پیش میرود. همین ویژگی باعث شده که این مجموعه برای خوانندگانی که زیاد کتاب نمیخوانند هم جذاب باشد و حتی بسیاری از آنها را به کتابخوانی علاقهمند کند.
احساسات عمیق
با وجود سادگی، داستانها از نظر احساسی بسیار قویاند. موضوعهایی مثل مرگ عزیزان، بیماری، فراموشی، جدایی و پشیمانی با ظرافت و مهربانی روایت میشوند. خیلی از خوانندگان میگویند که در هنگام خواندن اشک ریختهاند.
کتابهای توشیکازو کاواگوچی به ترتیب
مجموعهی کافه چند جلد دارد. ترجمههای فارسی گاهی با عنوانهای متفاوت منتشر شدهاند، بنابراین شناختن ترتیب اصلی به انتخاب درست کمک میکند.
جلد اول: پیش از آنکه قهوه سرد شود
کتاب اول، چهار داستان دارد. در آن با کافه، قانونهایش و شخصیتهای ثابت آشنا میشوید و چهار مشتری را دنبال میکنید که هرکدام دلیلی برای سفر دارند. یکی میخواهد با کسی که او را ترک کرده دوباره حرف بزند، دیگری میخواهد نامهای را که همسرش هرگز نداد بگیرد، و دیگران دلیلهایی از جنس خانواده و عشق دارند. این جلد با عنوانهایی مثل «پیش از آنکه قهوه سرد شود» و «پیش از آنکه قهوه ات سرد شود» به فارسی منتشر شده و از سوی ناشران مختلف ترجمه شده است.
جلد دوم: قصههایی از کافه
جلد دوم چهار داستان تازه دارد و جهان کافه را گسترش میدهد. شخصیتهای آشنای کتاب اول دوباره حضور دارند و مشتریان جدیدی با غمها و امیدهای تازه وارد میشوند. این جلد در فارسی با عنوانهایی مثل «قصه های کافه» و «قصه هایی از کافه» دیده میشود.
جلدهای بعدی
نویسنده بعدها جلدهای دیگری هم نوشت. «پیش از آن که خداحافظی کنیم» و «پیش از آن که مهربانی را فراموش کنیم» از جمله جلدهاییاند که به فارسی ترجمه شدهاند. در برخی جلدها، صحنه از کافهی توکیو به کافهای دیگر با همان ویژگی جادویی منتقل میشود. با این حال روح مجموعه همان است: آدمهایی که برای گفتن یک حرف، یک فرصت کوتاه دارند.
هر جلد را میتوان جداگانه خواند، اما خواندن به ترتیب، لذت آشنایی تدریجی با شخصیتهای ثابت و رابطههایشان را بیشتر میکند.
از کجا خواندن کتابهای توشیکازو کاواگوچی را شروع کنیم؟
پاسخ ساده است: از جلد اول. «پیش از آنکه قهوه سرد شود» قانونها و شخصیتها را معرفی میکند و پایهی همهی جلدهای بعدی است. اگر آن را دوست داشتید، که احتمالش زیاد است، به سراغ جلد دوم بروید.
- اول: پیش از آنکه قهوه سرد شود
- دوم: قصههایی از کافه
- بعد: جلدهای بعدی مثل «پیش از آن که خداحافظی کنیم» و «پیش از آن که مهربانی را فراموش کنیم»
نکتهی مهم این است که چون ناشران مختلف این کتابها را ترجمه کردهاند، شمارهی جلد و عنوان ممکن است در نسخههای مختلف متفاوت باشد. پیش از سفارش، به توضیحات کتاب و شمارهی جلد دقت کنید.
ترجمههای فارسی آثار توشیکازو کاواگوچی
محبوبیت این مجموعه باعث شده که ناشران متعددی آن را به فارسی منتشر کنند. در کتابجم ترجمههایی از ناشرانی مثل مون، پیدایش و آلاچیق دیده میشود و ترجمههای دیگری هم از ناشرانی مثل آرادمان و اشراقی در فهرست هستند.
این تنوع هم خوب است و هم کمی گیجکننده. خوب است چون میتوانید ترجمهای را انتخاب کنید که با سلیقهتان جور است. گیجکننده است چون عنوانها کمی با هم فرق دارند و ممکن است یک کتاب را دو بار بخرید.
چند نکته برای انتخاب ترجمه
- یکدستی را حفظ کنید. اگر جلد اول را با ترجمهی یک ناشر خواندید، بهتر است جلدهای بعدی را هم از همان ناشر بخوانید تا نام شخصیتها و لحن یکسان بماند.
- به زبان مبدا دقت کنید. برخی ترجمهها مستقیم از ژاپنی و برخی از ترجمهی انگلیسی انجام شدهاند. این اطلاعات معمولا در شناسنامهی کتاب آمده است.
- شمارهی جلد را بررسی کنید. برخی ناشران عنوان را با شماره همراه کردهاند، مثل «پیش از آنکه قهوه سرد شود (۲)».
چرا کتابهای توشیکازو کاواگوچی اینقدر محبوباند؟
موفقیت جهانی این مجموعه دلایل مختلفی دارد.
نخست، ایدهی ساده و جذاب. سفر در زمان موضوعی آشناست، اما اینجا خبری از ماشین زمان و ماجراهای علمیتخیلی نیست. سفر فقط یک فرصت کوتاه برای گفتوگوست و همین سادگی آن را انسانی میکند.
دوم، احساسات جهانی. همهی ما حرفی ناگفته یا کسی از دسترفته داریم. هر خوانندهای، در هر جای دنیا، خودش را در یکی از مشتریان کافه پیدا میکند.
سوم، کوتاهی و روانی. کتابها حجم زیادی ندارند و داستانها مستقلاند. میتوان آنها را در رفتوآمد، پیش از خواب یا در یک عصر آرام خواند.
چهارم، امید. با وجود غم، داستانها پیامی امیدوارکننده دارند: حتی وقتی نمیتوانیم گذشته را تغییر دهیم، میتوانیم آینده را بهتر زندگی کنیم.
درونمایههای کتابهای کافه
- پشیمانی: حرفهایی که نگفتهایم و کارهایی که نکردهایم.
- عشق: میان همسران، دلدادگان، پدر و مادر و فرزند، خواهر و برادر.
- مرگ و فقدان: فرصت دیدار دوباره با کسی که دیگر نیست.
- فراموشی: بیماریهایی که حافظه را میگیرند و رابطهها را تغییر میدهند.
- پذیرش: کنار آمدن با آنچه نمیتوان تغییر داد.
- زمان: ارزش لحظهها، که با سرد شدن یک فنجان قهوه به تصویر کشیده میشود.
استعارهی قهوهای که سرد میشود، شاید مهمترین تصویر مجموعه باشد. یادآوری اینکه فرصتها کوتاهاند و باید پیش از آنکه دیر شود، حرف دلمان را بزنیم.
ادبیات ژاپن و رمانهای آرامشبخش
در سالهای اخیر، موجی از رمانهای ژاپنی و کرهای در جهان محبوب شدهاند که گاهی به آنها «رمانهای شفابخش» یا «رمانهای گرم» میگویند. این کتابها معمولا در مکانی کوچک و دنج مثل کافه، کتابفروشی یا فروشگاه محلی میگذرند و دربارهی آدمهای معمولیاند که در لحظهای از زندگی به آرامش یا فهمی تازه میرسند.
مجموعهی کافه یکی از شناختهشدهترین نمونههای این ژانر است. اگر از خواندن آن لذت بردید، در دستههای رمان خارجی و ادبیات و داستان کتابهای دیگری با همین حالوهوا پیدا میکنید. برای علاقهمندان داستانهای احساسی هم دستهی رمان عاشقانه گزینههای خوبی دارد.
این ژانر در ایران هم طرفداران زیادی پیدا کرده است. شاید دلیلش نیاز همهی ما به داستانهایی باشد که در روزهای شلوغ و پرفشار، کمی آرامش و امید هدیه میدهند.
آیا کتابهای توشیکازو کاواگوچی برای نوجوانان مناسباند؟
بله، بهطور کلی. زبان ساده، حجم کم و نبود صحنههای نامناسب، این کتابها را برای نوجوانان کتابخوان هم قابلاستفاده کرده است. به همین دلیل برخی از آنها در دستهی کودک و نوجوان هم دیده میشوند.
با این حال، موضوعهایی مثل مرگ، بیماری و فقدان در داستانها حضور دارند. برای نوجوانان حساس، خوب است بزرگترها هم کتاب را بخوانند و دربارهاش گفتوگو کنند. این کتابها میتوانند فرصتی برای صحبت دربارهی احساسات دشوار در خانواده باشند.
کافه، قهوه و آیینهای کوچک
یکی از جذابیتهای این داستانها، توجه به جزئیات کوچک است: شیوهی ریختن قهوه، صدای ساعتها، زنگ در کافه و رفتار آرام کارکنان. این جزئیات حسی از آیین و احترام به لحظه میسازند که در فرهنگ ژاپن جایگاه ویژهای دارد.
بسیاری از خوانندگان گفتهاند که بعد از خواندن این کتابها، به فنجان قهوه یا چای روزانهشان با نگاه دیگری نگاه میکنند؛ لحظهای برای مکث، فکر کردن و شاید زنگ زدن به کسی که مدتهاست با او حرف نزدهاند. اگر کتابی بتواند چنین تغییر کوچکی در زندگی خواننده ایجاد کند، کار بزرگی کرده است.
پیشنهاد ما این است که این کتابها را آرام و کنار یک نوشیدنی گرم بخوانید. هر داستان را که تمام کردید، کمی مکث کنید. خواهید دید که چقدر از این داستانها به زندگی خود شما مربوطاند.
شخصیتهای ثابت کافه
جذابیت مجموعه فقط در مشتریان تازه نیست؛ شخصیتهای ثابت کافه هم بهمرور برای خواننده عزیز میشوند. کازو، زن جوان و کمحرفی که قهوه را برای مسافران زمان میریزد، قلب آرام کافه است. او کمتر احساساتش را نشان میدهد، اما در طول جلدها میفهمیم که خودش هم گذشتهای پیچیده و داستانی شنیدنی دارد.
کنار او، صاحب کافه و همسرش، چند مشتری همیشگی و البته زنی مرموز با لباس سفید که همیشه روی صندلی جادویی نشسته و کتاب میخواند، حضور دارند. این زن، که فقط وقتی برای رفتن به دستشویی بلند میشود صندلی را خالی میکند، خودش یکی از رازهای کافه است. دانستن داستان او، یکی از لحظههای تکاندهندهی مجموعه است که بهتر است خودتان در کتاب کشفش کنید.
رابطهی میان این شخصیتها، در پسزمینهی داستانهای مستقل هر جلد، آرامآرام شکل میگیرد. همین باعث میشود که خواندن جلدها به ترتیب، تجربهای پیوستهتر بسازد؛ شبیه دیدن فصلهای پیاپی یک سریال آرام و خوشساخت.
از صحنهی تئاتر تا رمان پرفروش
مسیر این داستان از صحنه به کتاب، خودش داستانی جالب است. نمایشنامهای که برای یک سالن کوچک نوشته شده بود، به رمانی تبدیل شد که در کشورهای مختلف خوانده شد. این تغییر قالب، چالشهای خاص خودش را داشت. در تئاتر، بازیگران با حرکت و صدا احساسات را منتقل میکنند؛ در رمان، نویسنده باید همهچیز را با کلمه بسازد.
نویسنده در این تبدیل، بسیاری از ویژگیهای صحنه را حفظ کرد: یک مکان ثابت، ورود و خروج شخصیتها و گفتوگوهایی که بار اصلی داستان را بر دوش دارند. در عین حال، رمان به او اجازه داد که به درون ذهن شخصیتها راه پیدا کند و جزئیاتی را بگوید که روی صحنه ممکن نبود.
این پیشینه، درسی برای نویسندگان جوان هم دارد: گاهی یک ایدهی ساده و خوب، اگر با دقت و صبر پرورش یابد، میتواند در قالبهای مختلف زندگی کند و به مخاطبان بسیار گستردهتری برسد.
اگر جای مشتریان کافه بودید
یکی از دلایلی که این کتابها خواننده را درگیر میکنند، پرسشی است که بیصدا در ذهن او شکل میگیرد: اگر من بودم، به کدام لحظه برمیگشتم؟ با چه کسی حرف میزدم؟ چه میگفتم؟
این پرسش، کتاب را از یک سرگرمی به تجربهای شخصی تبدیل میکند. خیلی از خوانندگان میگویند که بعد از خواندن، تلفن را برداشتهاند و به پدر و مادر، دوست قدیمی یا عزیزی زنگ زدهاند که مدتها از او بیخبر بودند. پیام پنهان داستانها همین است: لازم نیست منتظر کافهای جادویی بمانید؛ همین امروز میتوانید حرف ناگفتهتان را بزنید.
این کتابها برای گروههای کتابخوانی هم موضوعات خوبی برای بحث دارند. هر عضو میتواند بگوید کدام داستان بیشتر به دلش نشست و چرا، و اگر خودش فرصت سفر داشت، از آن چطور استفاده میکرد. چنین گفتوگوهایی گاهی از خود کتاب هم ماندگارترند.
سفر در زمان در ادبیات؛ این بار بیماشین و بیماجرا
سفر در زمان از قدیمیترین ایدههای ادبیات خیالانگیز است. از ماشین زمان اچ. جی. ولز تا فیلمهای پرهیجان هالیوودی، معمولا سفر در زمان با خطر، ماجراجویی و تلاش برای تغییر تاریخ همراه بوده است. قهرمان به گذشته میرود تا فاجعهای را جلوگیری کند یا به آینده میرود تا سرنوشت را ببیند.
مجموعهی کافه این ایده را وارونه میکند. اینجا قرار نیست چیزی تغییر کند. سفر کوتاه است، محدود به یک صندلی و یک فنجان قهوه، و نتیجهاش در جهان بیرون هیچ است. تنها چیزی که تغییر میکند، درون مسافر است. این وارونگی، داستانها را از ژانر علمیتخیلی جدا میکند و به ادبیات احساسی و انسانی نزدیک میسازد.
همین تفاوت باعث شده که خوانندگانی که معمولا سراغ داستانهای خیالانگیز نمیروند هم با این کتابها ارتباط بگیرند. لازم نیست به قوانین فیزیک یا تناقضهای زمانی فکر کنید؛ کافی است دلتان را به داستان بسپارید.
پیشنهاد خواندن برای روزهای دلتنگی
بعضی کتابها برای روزهای خاصی مناسبترند. داستانهای کافه برای روزهایی که دلتنگ کسی هستید، یا وقتی عزیزی را از دست دادهاید، میتوانند همراهی آرام باشند. آنها غم را انکار نمیکنند، اما نشان میدهند که میتوان با آن زندگی کرد و حتی از دلش معنایی پیدا کرد.
البته اگر در دورهی سوگ تازهای هستید، ممکن است بعضی داستانها برایتان سنگین باشند. در این صورت عجله نکنید و هر وقت آماده بودید، سراغشان بروید. این کتابها منتظر میمانند.
خانواده و نسلها در داستانهای کافه
بخش زیادی از داستانهای مجموعه دربارهی رابطههای خانوادگی است: مادری که میخواهد دخترش را یک بار دیگر ببیند، خواهری که با خواهرش قهر بوده، مردی که میخواهد بداند همسرش در روزهای آخر چه میخواسته به او بگوید. این داستانها نشان میدهند که پیچیدهترین و عمیقترین احساسات ما اغلب در همین رابطههای نزدیک شکل میگیرند.
خوانندهی ایرانی، که خانواده در فرهنگش جایگاهی بسیار مهم دارد، بهراحتی با این داستانها همدلی میکند. تفاوتهای فرهنگی میان ژاپن و ایران کم نیست، اما عشق پدر و مادر به فرزند، دلخوری میان خواهر و برادر و حسرت حرفهای ناگفته، احساسهایی مشترکاند که مرز نمیشناسند.
جالب اینکه در برخی داستانها سفر به آینده هم رخ میدهد. شخصیتی میخواهد ببیند فرزندش در آینده چطور زندگی میکند یا آیا حال کسی که دوستش دارد خوب خواهد بود. این داستانها، رنگ دیگری از امید و نگرانی را به مجموعه اضافه میکنند.
بازخوانی؛ تجربهای دوباره
کتابهایی که از نظر احساسی قویاند، معمولا ارزش بازخوانی دارند. بار اول، خواننده بیشتر درگیر پیرنگ است و میخواهد بداند هر سفر چطور تمام میشود. بار دوم، با دانستن پایان، به جزئیات کوچک توجه میکند: نگاهی که میان دو شخصیت رد و بدل میشود، جملهای که در ابتدا ساده به نظر میرسید و حالا معنای تازهای دارد.
اگر چند سال پس از خواندن اول، دوباره سراغ این کتابها بروید، احتمالا داستان دیگری بیشتر به دلتان مینشیند؛ چون خودتان هم تغییر کردهاید و تجربههای تازهای پشت سر گذاشتهاید.
خرید کتاب توشیکازو کاواگوچی
فهرست کامل کتابهای این نویسنده در همین صفحه آمده است. پیش از سفارش به چند نکته توجه کنید:
- ناشر و مترجم: برای حفظ یکدستی، جلدها را از یک ناشر بخرید.
- شمارهی جلد: مطمئن شوید که جلد درست را انتخاب کردهاید.
- هدیه: این کتابها برای هدیه دادن بسیار مناسباند، بهویژه برای کسانی که تازه میخواهند کتابخوانی را شروع کنند.
- خرید چند جلد با هم: اگر جلد اول را دوست دارید، احتمالا جلدهای بعدی را هم خواهید خواست؛ سفارش همزمان کار را سادهتر میکند.
پرسشهای پرتکرار دربارهی توشیکازو کاواگوچی
توشیکازو کاواگوچی اهل کجاست؟
او نویسنده و نمایشنامهنویس ژاپنی است که در سال ۱۹۷۱ در اوساکا به دنیا آمد.
«پیش از آنکه قهوه سرد شود» چند جلد دارد؟
مجموعهی کافه چند جلد دارد و نویسنده جلدهای تازهای هم به آن افزوده است. جلدهای ترجمهشده به فارسی را در فهرست همین صفحه ببینید.
آیا باید جلدها را به ترتیب خواند؟
هر جلد داستانهای مستقل دارد، اما خواندن به ترتیب بهتر است چون قانونها و شخصیتهای ثابت در جلد اول معرفی میشوند.
چرا از یک کتاب چند ترجمه وجود دارد؟
محبوبیت مجموعه باعث شده که ناشران مختلف آن را ترجمه کنند. عنوانها کمی با هم فرق دارند، پس به توضیحات کتاب دقت کنید.
آیا این کتاب فیلم هم شده است؟
بله، از داستان «پیش از آنکه قهوه سرد شود» یک فیلم سینمایی در ژاپن ساخته شده است.
این کتابها در چه ژانری هستند؟
این مجموعه را میتوان رمانی احساسی با عنصری از خیال دانست؛ داستانهایی گرم دربارهی رابطهها و پشیمانی که سفر در زمان فقط بستر آنهاست.
جمعبندی: یک فنجان قهوه با توشیکازو کاواگوچی
کتابهای توشیکازو کاواگوچی دعوتیاند به نشستن در کافهای کوچک و شنیدن داستان آدمهایی که فقط چند دقیقه فرصت دارند تا حرف دلشان را بزنند. این داستانها یادآوری میکنند که زمان کوتاه است و باید پیش از سرد شدن قهوه، با عزیزانمان حرف بزنیم. اگر هنوز این مجموعه را نخواندهاید، از «پیش از آنکه قهوه سرد شود» شروع کنید. فهرست کامل کتابها و ترجمهها را در همین صفحه ببینید، قیمت روز و موجودی هر جلد را بررسی کنید و نسخهی چاپی کتاب دلخواهتان را آنلاین سفارش دهید.