ایران از آغاز تا اسلام
۴۷۱
صفحه
۱۴۰۴
سال چاپ
وزیری
قطع
زرکوب
نوع جلد
گزیده ای از کتاب ايران از آغاز تا اسلام كتاب نقاشان ظروف سفالين باكون در عهد ماقبل تاريخ، ورود نخستين سواران آريايى به نجد ايران، كاخهاى تختجمشيد، داريوش سوم در حال فرار از برابر اسكندر، شكست امپراتور روم از شاهنشاه ساسانى و مناظر بسيار ديگر را يكى بعد از ديگرى از نظر خواننده مىگذراند. نويسنده همانگونه كه پيروزىهاى ملتها را با علل آنها شرح مىدهد، شكس
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- علوم و معارف اسلامی
- شناسه کالا
- kj-718261
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۳۵۱۳۸۱۸
- تعداد صفحه
- ۴۷۱
- قطع
- وزیری
- نوع جلد
- زرکوب
- وزن
- ۸۰۶ گرم
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۴
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
گزیده ای از کتاب ايران از آغاز تا اسلام كتاب نقاشان ظروف سفالين باكون در عهد ماقبل تاريخ، ورود نخستين سواران آريايى به نجد ايران، كاخهاى تختجمشيد، داريوش سوم در حال فرار از برابر اسكندر، شكست امپراتور روم از شاهنشاه ساسانى و مناظر بسيار ديگر را يكى بعد از ديگرى از نظر خواننده مىگذراند. نويسنده همانگونه كه پيروزىهاى ملتها را با علل آنها شرح مىدهد، شكستهاى آنان را هم با سببهاى آنها بيان مىكند در آغاز کتاب ايران از آغاز تا اسلام می خوانیم ديباچه مؤلف بر متن فرانسوى يافتن نيكو است، جستن نيكوتر است. ادوارد هريو [1] در اين كتاب كه هدف آن شرح باستانشناسى و تاريخ و تمدن ايرانى است، از لحاظ جغرافيايى، از حدود غربى نجد [2] ايران ـ جز به ندرت ـ بحث نخواهد شد. در نظرجغرافىدانان، نجد مذكور در مشرق به كوههايى كه سند را احاطه كردهاند پايان مىيابد، اما اين بخش شرقى هميشه جزو شاهنشاهى پارس نبوده است. بدين وجه، خواننده در اين كتاب از گذشته مادها و پارسيان، مخصوصآ قوم اخير، كه نخستين شاهنشاهى جهانى را تشكيل دادند و معرف مهمترين قسمت اين شعبه از ملل آريايى ـ يعنى ايرانيان ـ بودند، آگاه خواهد شد. در عهد باستان، محوطهاى كه اقوام ايرانىالاصل ـ يعنى آنان كه جزوى از قسمت شرقى خانواده بزرگ هند و اروپايى بودندـ در آن سكونت داشتند، بسيار پهناور بود. ايرانيان از شط فرات تا آسياى غربى و مركزى و حتى سرحدهاى چين، و از روسيه جنوبى تا مصب شط سند را اشغال كردند. پارسيان و مادها، سگزيان و سرمتها، خوارزميان، سغديان و بلخيان، كوشانيان و سكاييان، هفتاليان و ساكنان واحههاى تركستان چين، اقوام ايرانىاى بودند كه در اعصار مختلف، ممالك خود را تشكيل دادند، تمدنهايى براى خود به وجود آوردند و هنر خويش راطرح ريخته پرورش دادند. اين اقوام ايرانى، كه بخشى از آنان خانهنشين و بخش ديگر بدوى و متحرك بودند، جهان قديم را سه قسمت كردند: خود آنان مركز را اشغال نمودند و بدين وسيله مغرب ـ يعنى تمدنهاى سامى و يونانى و رومى ـ را از شرق اقصى يعنى چين و هند جدا ساختند. بنابراين بهسهولت مىتوان به اهميت وظيفه ميانجىگرى كه اقوام ايرانى در تماس و نزديكى بين فرهنگهاى غربى و شرقى و همچنين در توسعه تمدن جهانى داشتند، پى برد. صفحات آينده شامل تاريخ گذشته ايران (به معنى اخص) است، يعنى تاريخ قوم پارس كه وظيفه عمده را در حيات اقوام ايرانى ايفا كرده است. تتبعات باستانشناسى كه در جريان است، قطعآ روزى موجب خواهد شد تاريخ اقوام ايرانى ديگر كه قسمتى از ايران خارجى را (به قول يك خاورشناس معروف) تشكيل مىدادند، تأليف شود. شوش ـ رومن، گيرشمن ديباچه مؤلف بر كتاب حاضر از اينكه كتاب حاضر به زبان فارسى ترجمه مىشود، نمىتوانم خشنودى خود را پنهان دارم، ولى آنگاه كه شنيدم دوست بسيار فاضلم، دكتر معين استاد دانشگاه، ترجمه كتابى را كه معرف ثمره ربع قرن تحقيقات من در سرزمين ايران مىباشد، بهعهده گرفته است، به هيچ وجه شايبه خودپسندى، اين خشنودى را مشوب نكرد. هيچ فرد ايرانى، چه فارغالتحصيل دانشگاه و چه دهقان ساده ـ كه اشعار فردوسى جاويدان را شنيده ـ نيست كه از تاريخ افتخارآميز خود بىخبر باشد. به هرحال، من بدانان نمىانديشم. مسرت من آنگاه كامل ومنظور من آن زمان برآورده خواهد شد كه اين كتاب در دست طبقه جوان ايرانى، كه مايه اميدوارى هستند و چشم آينده مملكت بدانان روشن است، بيفتد. اميد است جوانان درباره گذشته ميهن خود بينديشند، و قلب آنان از غرور خدمات نياكان خود ببالد، ولى در عين حال بخواهند كه ايران در ميان اقوام جهان همان وظيفهاى را كه پيشتر ايفا مىكرده است، انجام دهد. اقوام قديم كه به اوج رسيدند بسيارند، اما از غالب آنان، بجز خاطرهاى ـ آن هم گاهى مبهم ـ كه بيل و كلنگ باستانشناسان مىكوشد آن را احيا كند، چه باقى مانده است؟ تنها ايران، بىاعتنا به قرنها و هزارهها، مانند صخرهاى صما برپاست. اميدوارم كه خواندن صفحات تاريخ گذشته اين كشور در جوانان حس ميهنپرستى را برانگيزد، اما نه ميهنپرستى تعصبآميز، بلكه ميهنپرستى توأم با سعه صدر، بلندى همت و اغماض، چنانكه آن را در نوشتههايى كه از داريوش بزرگ بهجاى مانده، مىتوان دريافت. همچنين آرزومندم آنان آثار و ابنيه تاريخى را ـ كه شواهد گذشته هستند ـ دوست بدارند و از اين ميراث خويش دفاع كنند. كه مىداند؟ شايد اين كتاب بتواند استعدادهاى نهفته را برانگيزد و نسلى جديد از باستانشناسان ايرانى پديد آورد كه موجب سرافرازى استانشناسان گذشته و حال باشند. اينان بلاشك خارجى هستند، اما همواره مورد محبت و مهماننوازى ايرانيان ـكه هيچ ملتى در اين باب نمىتواند با ايشان داعيه برابر داشته باشد ـ بودهاند. تهران ـ ر.گ. ديباچه مترجم روزى دوست فاضل، آقاى دك




































