پرش به محتوای صفحه

بالادست

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

۳۴۴

صفحه

رقعی

قطع

محمدرضا چیت ساز

نوع جلد

نگاهی کلی به کتاب بالادست شاید بتوان با اطمینان بالا گفت اغلب ما انسان‌ها، قبول داریم که «برداشتن یک قدم در راه پیشگیری، بهتر از برداشتن صد قدم در راه درمان است». یا می‌فهمیم که بستن آب از سرچشمه، موثرتر از ایجاد مانع‌‌های متعدد بر سر آبی است که در پهنه رود گسترده شده و به سرعت پیش می‌آید و می‌گذرد… اما در عمل، ما اغلب متمرکز بر راه حل‌هایی که تصور می‌کنیم ب

۸۸۶٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
مثبت‌اندیشی و قانون جذب
شناسه کالا
kj-992050
شابک
۹۷۸۶۲۲۷۰۸۹۲۴۰
تعداد صفحه
۳۴۴
قطع
رقعی
نوع جلد
محمدرضا چیت ساز

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از دن هیث

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر از آریانا قلم

مشاهده‌ی همه

توضیحات

نگاهی کلی به کتاب بالادست شاید بتوان با اطمینان بالا گفت اغلب ما انسان‌ها، قبول داریم که «برداشتن یک قدم در راه پیشگیری، بهتر از برداشتن صد قدم در راه درمان است». یا می‌فهمیم که بستن آب از سرچشمه، موثرتر از ایجاد مانع‌‌های متعدد بر سر آبی است که در پهنه رود گسترده شده و به سرعت پیش می‌آید و می‌گذرد… اما در عمل، ما اغلب متمرکز بر راه حل‌هایی که تصور می‌کنیم برای حل مشکل مناسبند، می‌شویم و عملا در چرخه واکنش‌های منفعلانه گیر می‌کنیم. گرفتار مدیریت بحران می‌شویم و درگیر مسایل فوری و فوتی. یکی پس از دیگری به مسایل و مشکلات رسیدگی می‌کنیم، و آنقدر مشغول می‌شویم که حتی فرصت نمی‌کنیم سرمان را بالا کنیم، کمی فکر کنیم و ببینیم «آیا می‌توان سروقت سیستم‌هایی رفت که این مشکلات و دردسرها را به‌بار آورده‌اند»؟ دن هیث، کتاب بالادست را نوشته تا نخست به ما نشان دهد چقدر درگیر شدن در این چرخه منفعلانه سهل و طبیعی است؛ بعد به شناخت نیروهایی که ما را به پایین‌دست هل می‌دهند و روش‌هایی که به ما کمک می‌کنند  نگاه بالادستی داشته باشیم می‌پردازد و در نهایت پا را فراتر می‌نهد و یادمان می‌دهد چطور می‌توان به تفکر «خیلی بالادست» رسید: یعنی برای پیشگیری از مشکلی که تاکنون رخ نداده باید چکار کرد؟ کتاب مملو است از مثال‌های واقعی از دنیای کسب و کار و زندگی روزمره که محتوا را کاربردی و قابل لمس می‌کند. این امر هم خواندن کتاب را لذتبخش‌تر ساخته و هم امکان تصویرسازی از نکاتی را که هیث در تفسیر و توضیح نظریه‌اش در متن آورده، فراهم می‌کند؛ نظریه‌ای خلاصه‌شده در این عبارت: «کار را باید از بالادست درست و اصلاح کرد». نگاهی عمیق‌تر به کتاب بالادست «هر کدام از ما چند مشکل شخصی و اجتماعی را تحمل می‌کنیم صرفا به این دلیل که یادمان رفته می‌توانیم حلشان کنیم»؟ چرا با این‌که می‌دانیم حل ریشه‌ای مسایل، اثر ماندگارتر و عمیق‌تری دارد، باز متمرکز بر راه‌حل‌های سریع و دم دستی می‌شویم؟ دن هیث نام کتابش را از این داستان برگرفته: شما و رفیقتان به گشت و گذار رفته‌اید. ناگهان کودکی را می‌بینید که در رودخانه در حال غرق شدن است. سریع در آب می‌پرید و او را نجات می‌دهید. تا می‌خواهید استراحت کنید، فریادهای کودک دیگری را می‌شنوید و باز داخل آب شیرجه می‌زنید تا او را نجات دهید و این داستان تکرار می‌شود… بعد می‌بینید دوستتان خسته شده و با جدیت از آب بیرون می‌آید و می‌گوید: باید به بالادست رودخانه بروم تا حساب این یارو که بچه‌ها را در آب می‌اندازد کف دستش بگذارم! این استعاره به نویسنده کمک می‌کند تا مطمئن شود هرآنچه از راه‌حل‌های بالادستی و پایین‌دستی برای خواننده‌اش تعریف می‌کند، منظورش را می‌فهمد. دن هیث تلاش‌های بالادستی را «تلاش‌هایی با هدف پیشگیری از بروز یا در جهت کاهش سیستماتیک آثار مخرب مشکلات» تعریف می‌کند و اقدامات پایین‌دستی را «واکنش‌های منفعلانه‌ای به مشکلات که ما پس از بروز و ظهور آن‌ها نشان می‌دهیم». کتاب مملو است از مثال‌های مرتبط، کاربردی و روشنگر. هیث با آوردن مجموعه زیادی از روش‌های متفاوت روبارویی با مشکلات در جایی از کتاب می‌نویسد: «درمانگران معتادان را بازتوانی می‌کنند، کارگزینی شرکت‌ها بدنبال یافتن جایگزین برای مدیران ارشد مستعدی است که شرکت را ترک کرده‌اند و متخصصان اطفال برای بچه‌هایی که مشکلات تنفسی دارند، اسپری‌های استنشاقی تجویز می‌کنند. البته این خیلی خوب است که متخصصانی هستند که بلدند به این مشکلات رسیدگی کنند. اما بهتر نمی‌بود اگر آن معتاد از همان اول طرف مواد مخدر نمی‌رفت؟ یا آن مدیران ارشد از ماندن در شرکت راضی بودند و بچه‌ها هیچ‌وقت آسم نمی‌گرفتند؟ خب پس چزا تلاش‌های ما به‌جای این‌که معطوف به پیشگیری از مشکلات باشد، این‌قدر بر واکنش‌های منفعلانه به آن‌ها متمرکز است؟». او بارها در متن پاسخ این پرسش اساسی که همه ما درگیر آن هستیم را می‌دهد. مثلا جایی به یکی از سیصد مصاحبه‌ای که برای نوشتن این کتاب انجام داده اشاره می‌کند و از قول جانشین فرمانده پلیس یکی از شهرهای کانادا در پاسخ به این سوال که چرا پلیس متمرکز بر پیشگیری از جرایم نمی‌شود، می‌گوید: « خیلی از نیروها دنبال دزد و پلیس بازی‌اند. خیلی خیلی راحت‌تر است که بگویی «این یارو را بازداشت کردم» تا بگویی «کمی وقت گذاشتم و با این بچه خیره‌سر حرف زدم». نویسنده معتقد است ما برای این به واکنش‌های منفعلانه متمایل‌تریم، چون واکنش نشان دادن ملموس‌تر است؛ کار پایین‌دستی اثرشان محدود است، اما راحت‌تر به چشم می‌آید و راحت‌تر هم اندازه‌گیری می‌شود. در مقابل، تلاش‌های بالادستی آهسته‌تر و مبهم‌ترند و دامنه اثرشان گسترده‌تر. ولی همین سبب می‌شود اگر این تلاش‌ها به نتیجه برسند، واقعا گل خواهند کاشت. با این‌حال نکته ارزشمند

۸۸۶٬۰۰۰تومان