بعد از ظهرهای عطر و شانه و چتر
۱۱۲
صفحه
۱۳۹۷
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
در آغاز کتاب بعد از ظهرهای عطر و شانه و چتر می خوانیم : کتاب مجموعه شعر بعد از ظهرهای عطر و شانه و چتر سرودۀ ناهید کبیری فهرست بعد از ظهرهای عطر و شانه و چتر. 9 سنفونی پاییز و باد. 11 و هیچ کس نمیدانست… 13 خیالی که در دریا گم میشود. 14 خونِ انگور و انار. 16 با تورها و ترانه ها 17 شبهای مثلِ این.. 20 حواسِ آفتاب به من نیستِ… 22 خانه. 24 و پاییز. 25 روزها
این کتاب فعلا ناموجود است
شمارهات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت میفرستیم تا حسابت ساخته شود و بهمحضِ موجود شدن خبرت کنیم.
با ادامه، حساب کاربریات (در صورت نبود) ساخته میشود.
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-066350
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۳۷۶۳۵۲۴
- تعداد صفحه
- ۱۱۲
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۹۷
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
در آغاز کتاب بعد از ظهرهای عطر و شانه و چتر می خوانیم : کتاب مجموعه شعر بعد از ظهرهای عطر و شانه و چتر سرودۀ ناهید کبیری فهرست بعد از ظهرهای عطر و شانه و چتر. 9 سنفونی پاییز و باد. 11 و هیچ کس نمیدانست… 13 خیالی که در دریا گم میشود. 14 خونِ انگور و انار. 16 با تورها و ترانه ها 17 شبهای مثلِ این.. 20 حواسِ آفتاب به من نیستِ… 22 خانه. 24 و پاییز. 25 روزهای آخر دنیا 27 Solitary. 29 در تنهاییِ سرخِ این پیراهن.. 31 تپههای پنجِ صبح.. 34 پرسههای پریشان. 37 تلافی.. 40 یک کبوتر و چهل کلاغ. 43 با تن پوشِ نارنجیاش نیمه شب… 46 بی هیچ اتفاق تازه ای.. 48 با یک خداحافظی سرد. 50 تهران … دوباره ! 52 چراغهای کاغذی.. 54 فردا که رفته ای.. 55 سیزده ساله ی گل فروش…. 57 اگر میتوانستی.. 59 آواز دسته جمعی ماهی گیران. 61 لا لا لند. 63 ستارهای که از همه تنها تر است… 66 سنگ و ستاره 68 در گزارههای بی خبر. 70 آی… ما زنده ایم یا مرده؟. 73 چق چقِ النگوها و خلخال ها 76 هی هی کلاغِ غروب ها…! 78 میانِ دندانههای سین.. 80 زخمها و دیوارها 81 خورشید هم که درآید. 83 از آنکارا تا کاراکاس…. 85 شیرین دوباره میمیرد. 87 اگرعروسک لیلا توان سفر داشت… 89 تا برف بس که ببارد. 91 از این سرِ دنیا 93 نارنج و انار و سیب… 94 در دو صحنه. 95 سیارهی مرا ببین ! 97 بر کولِ مادرش…. 99 در جغرافیای غربت… 100 در یک عصرِ دم کردهی تابستان. 101 دو صندلی و دو سیب… 103 نشانی.. 105 ایستگاه بی قطار. 107 آدم برفی.. 109 گنجشک های کاغذی.. 111 بعد از ظهرهای عطر و شانه و چتر و قرارِ ما حتا بی قراریِ ستاره نبود نبود در آسمانی که ابرهایش فاصلهی پنجرههای من و تو ست. که احتمالِ آفتاب جز از توهمِ بی هودهی جغرافیای شرق سر بر نمیزند رنگین کمانِ رفتارش… و حقیقت همین ناصبوریِ باران است همین ابر همین بادهای تندی که از نا کجا جای پاهای تو را بر تلنبارِ برف میروبد همین دلخوشیهای اندک اندکی که بعد از ظهرهای عطر و شانه و چتر را با بخارِ قهوه و خوش خوشانِ دیدار از کوچههای یخ زده به چراغهای رنگیِ کافهای کهنه میبرد که رو به رویِ تو مینشیند و با لبخندش که به مهربانیِ خداست تو را از هیمالیا و البرز و اورست پر پر پر پرواز میدهد. سنفونی پاییز و باد سیبی گاز زدهام پای درختی چاک چاک و پیر که خش خشِ خشکِ شاخه هاش سنفونیِ پاییز و باد بی اعتراض و بی فریاد… فردا تکه تکه ریش ریش برچیده میشود چیده میشود در آتش اجاق و آب را در کتری سیاهِ دوده گرفته به جوش میآورد استخوانهایش… و هیچ کس نمیدانست در فرصتی که پرت پرتِ رابطه در سرفههای ناخوشی اش به نفس نفس افتاده بود کلمهها زیرِ دست و پاهامان زخمی شدند و هیچ کس نمیدانست ” دوستت دارم ” که به هیچ دیواری تکیه نداشت زیرِ پاهای تو له شده بود یا پاهای من ؟ انتشارات نگاه ناهید کبیری ناهید کبیری ناهید کبیری ناهید کبیری ناهید کبیری






































