ادبیات و داستانموجود
بیا این جهنم را زیبا کن
۲۹۰
صفحه
۱۴۰۴
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
درباره کتاب کتاب «بیا این جهنم را زیبا کن»، مجموعهای است از داستانهای کوتاه به قلم علی صالحی بافقی که در پشت جلد آن بخشی از داستان «آمدیم، نبودید، رفتیم» آمده است: تنها چیزی که میخواستم توی ذهنم باشد، منظره دریا از توی آشپزخانه و سالن و اتاقهای بدون دیوار بود. حس آمیخته ترس و امید جلوآمدن یا نیامدن آب را موقع تماشای دریا دوست داشتم. دستهای سهراب را گر
۳۸۰٬۰۰۰تومان
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-125802
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۳۸۴۳۱۷۴
- تعداد صفحه
- ۲۹۰
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- وزن
- ۲۵۵ گرم
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۴
دیدگاههای کاربران
۴٫۵ از ۵ · ۰ دیدگاه
کتابهای بیشتر از ثالث
مشاهدهی همهتوضیحات
درباره کتاب
کتاب «بیا این جهنم را زیبا کن»، مجموعهای است از داستانهای کوتاه به قلم علی صالحی بافقی که در پشت جلد آن بخشی از داستان «آمدیم، نبودید، رفتیم» آمده است:
تنها چیزی که میخواستم توی ذهنم باشد، منظره دریا از توی آشپزخانه و سالن و اتاقهای بدون دیوار بود. حس آمیخته ترس و امید جلوآمدن یا نیامدن آب را موقع تماشای دریا دوست داشتم.
دستهای سهراب را گرفتم. بعد دست دیگرم رفت توی جیب کتش و پاکت سیگارش را بیرون کشید. فندکش هم توی پاکت بود. بعد از مدتها، سیگاری روشن کردم.
شیشه را دادم پایین و آرام توی گوش سهراب گفتم: «توی خونه سیگار نمیکشیمها... فقط روی ایوون.» سهراب خیره شد به سیگار لای انگشتهام.
میدانست هر وقت زیادی خوشحال یا زیادی غمگینم سیگار میکشم. نگاهم کرد. لابد میخواست بفهمد آن لحظه در چه حالیام. خودم هم نمیدانستم.
در آن لحظه فقط میخواستم زودتر برسم هتل تا دلوروده فیل صورتی را بدوزم و بشویمش. سهراب آرام گفت: «این وینستونها اذیتت میکنه.» خندهام گرفت از اینکه گاهی اسمم را فراموش میکند اما یادش نرفته که وینیستونهای قرمز کوفتیاش اذیتم میکند.




































