
بنیاد فلسفه سیاسی در غرب (از هراکلیت تا هابز)
نوشتهی حمید عنایت
هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باشقیمت از
۵۲۰٬۰۰۰تومان
معرفی کتاب
کتاب بنیاد فلسفۀ سیاسی در غرب: از هراکلیت تا هابز نوشتۀ حمید عنایت گزیدهای از متن کتاب افلاطون زندگی افلاطون فیلسوفی نجیبزاده بود که در سال ۴۲۷ پیش از میلاد، یعنی تقریباً سه سال پیش از روی کار آمدن داریوش دوم هخامنشی در ایران و سه سال بعد از جنگ پلوپونز در یونان، در آتن زاده شد. چند سال بیش نداشت که پدرش آریستون، که مانند مادر او پريکسيون [1] از اشراف نامور آتن به شمار میرفت، درگذشت. پس از مرگ آریستون، مادر افلاطون بهرسم بیوگان یونان، شوی دوم گرفت و او پیری لامپ [2] از سیاستمداران سرشناس و دوست نزديک و پشتیبان پریکلس رهبر آتن بود. پرورش یافتن در خانوادهای که بدینسان اعضایش یا خود سیاستمدار بودند و یا با سیاستمداران سرشناس پیوند داشتند، افلاطون را آرزومند رهبری سیاسی کرد. عواقب جنگ پلوپونز نیز بر زندگی افلاطون تأثیری شگرف داشت. این جنگ تا زمانی که افلاطون به بیستوسهسالگی رسید دوام یافت و به شکست و سرافکندگی آتن پایان گرفت. پریکلس که خود آتن را به جنگ کشانده بود براثر طاعونی که در نخستین سالهای جنگ آتن را فراگرفت مرد و پس از او آزادیخواهان و خواستاران دموکراسی با اغتنام فرصت از نومیدی و درماندگی مردم و بیآبرویی حکومت اشراف، نیروی سیاسی بیشتر به دست آوردند و رهبری حکومت را در دست گرفتند. سیاست این آزادیخواهان طبعاً پیروی از خواستهای مردم بود و مردم نیز در آن هنگام گسترش سلطۀ سیاسی آتن را بر یونان میخواستند و همین سیاست گسترش جویانه بود که آتن را در سراشیب تباهی انداخت. شکستهای آتن در طی جنگ، مخصوصاً شکست از سیراکوز، شهریار سیسیل در ۴۱2 [پیش از میلاد] اشراف و توانگران را به دسیسهچینی بر ضد دموکراسی برانگیخت. آزادیخواهان برای مقابله با این دسیسهها بر سختگیریهای خود افزودند و مخالفان خود را بهحق یا ناحق تارومار کردند. وقتی سرانجام آتن در سال ۴۰۴ پیش از میلاد شکست خورد، توانگران به یاری سپاهیان پیروزمند اسپارتی حکومت آزادیخواهان را برانداختند و به نام «تصفیۀ شهر از زیانکاران» به آزار و کشتار مخالفان آغاز کردند، ولی بیدادشان چندان نپایید و پس از هشت ماه آزادیخواهان دوباره روی کار آمدند، لیکن چون مردم از گزافهکاران خسته شده بودند اینبار به اعتدال و خردمندی حکومت کردند. تنها يک خطای بزرگ از ایشان سر زد که افلاطون آن را هرگز نبخشود و آن اعدام سقراط به تهمت گمراه کردن جوانان بود. افلاطون کودکی و جوانی خود را در محیطی چنین آکنده از دشمنی و ستیزه و کینهجویی و خونریزی گذراند. او در زمان پیری خاطرات خود را از روزگار بیداد توانگران پس از سال ۴۰۴، معروف به دورۀ «حکومت سی تن» بدینگونه گزارش داده است: «من [در زندگی اجتماعی] به همان اندازۀ جوانان بسیار دیگر تجربه داشتم. چون بالغ شدم تصمیم گرفتم وارد سیاست شوم. اوضاع سیاسی فرصتی به دستم داد. قانون اساسی موجود، که آماج عیبگیری همگانی بود، لغو شد و شورایی مرکب از سی تن قدرت عالی کشوری را به دست گرفتند. تصادفاً برخی از آنان دوست و خویشاوند من بودند و يک بار مرا به همکاری با خود فراخواندند، گویی که من به صرافت طبع چنین خواهم کرد. احساس من دراینباره همانگونه بود که از هر جوانی چشم میتوان داشت، یعنی میاندیشیدم که این سی تن میخواهند جامعه را اصلاح کنند و به عدالت فرمان رانند و ازهمینرو با علاقۀ فراوان ناظر کارهایشان شدم. ولی پس از چندی دریافتم که تباهکاریهایشان روی سیاہ حکومت پیشین را سپید کرده است. ازجملۀ این تباهکاریها یکی آن بود که کوشیدند تا دامن دوستم سقراط را به گناه بیالایند و من بی هیچگونه تردیدی سقراط را شریفترین مرد آن روزگار میدانم. آنان میخواستند سقراط را همراه چند تن دیگر بگمارند تا یکی از شهروندان را دستگیر کنند و او را بهزور به محل اعدام بیاورند. سقراط از این کار سر باز زد و ترجیح داد که زندگی خود را سراسر به خطر بیندازد، ولی شريک تباهکاری ایشان نشود. من وقتی همۀ این چیزها و بسیار چیزهای بد دیگر را دیدم بیزار شدم و از تباهکاری روزگار کناره گرفتم. چندی بعد حکومت آن سی تن بر افتاد و قانون اساسی دگرگون شد. دوباره به سرم افتاد که وارد سیاست شوم، اگرچه اینبار شوقم کمتر بود. زمانه آشفته بود و هرکس میتوانست به بسیاری از چیزها که رخ میداد عیب بگیرد و شگفتآور هم نبود که کینهتوزیهای مردم در زمان انقلاب گاه از اندازه بیرون باشد. بااینهمه آزادیخواهان به دولت رسیده به اعتدال رفتار کردند، ولی بدبختانه برخی از دولتیان دوستم سقراط را به اتهامی سخت ناروا به دادگاه کشیدند. گناهی که به او نسبت دادند آخرین گناهی بود که میتوانست از او سر بزند، یعنی تهمت تباهی اخلاق. پس محکوم و اعدامش کردند.» [3] افلاطون هنگامیکه با سقراط آشنا شد بسیار جوان بود و
نسخههای موجود
۶۵۰٬۰۰۰۲۰٪۵۲۰٬۰۰۰تومان
ناشر:دانشگاه تهرانبنیاد فلسفه سیاسی در غرب (از هراکلیت تا هابز)
۲۴۶ صفحهوزیریشومیزچاپ ۱۴۰۲شابک ۹۷۸۹۶۴۰۳۶۳۴۰۹۹۰۰٬۰۰۰۵٪۸۵۵٬۰۰۰تومان
نمایش ۱ نسخهی ناموجود این کتاب
- ناشر: زمستانبنیاد فلسفه سیاسی در غربچاپ ۱۳۹۰ناموجود
دیدگاههای کاربران
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.




