پرش به محتوای صفحه

چهار نمایشنامه (هنریک ایبسن)

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

۵۵۸

صفحه

۱۴۰۳

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

گزیده ای از کتاب “چهار نمایشنامه( هنریک ایبسن )” اثر هنریک ایبسن : در این کتاب چهار نمایشنامه ی “دشمن مردم”، “ستون های جامعه”، “مرغابی وحشی” و “یان گابریل بورکمن” قرار گرفته اند . در آغاز این کتاب می خوانیم : ستون‌های جامعه ( نمایشنامه در چهار پرده ) ( 1877 ) شخصیت‌های نمایش : کارستن برنیک ، رئیس کارخانه‌ی کشتی‌سازی Karsten Bernick خانم برنیک ( بتی تونسن ) ،

۶۲۵٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
نمایشنامه و فیلمنامه
شناسه کالا
kj-187235
تعداد صفحه
۵۵۸
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
سال انتشار شمسی
۱۴۰۳

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از هنریک ایبسن

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر از اصغر رستگار

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه

توضیحات

گزیده ای از کتاب “چهار نمایشنامه( هنریک ایبسن )” اثر هنریک ایبسن : در این کتاب چهار نمایشنامه ی “دشمن مردم”، “ستون های جامعه”، “مرغابی وحشی” و “یان گابریل بورکمن” قرار گرفته اند . در آغاز این کتاب می خوانیم : ستون‌های جامعه (   نمایشنامه در چهار پرده   ) (   1877   ) شخصیت‌های نمایش : کارستن برنیک ، رئیس کارخانه‌ی کشتی‌سازی              Karsten Bernick خانم برنیک (   بتی تونسن   ) ، زن کارستن برنیک            Betty Tönnesen الاف ، پسر این زن و شوهر، سیزده ساله                                       Olaf مارتا برنیک ، خواهر کارستن برنیک                                        Martha یوهان تونسن ، برادر کوچک‌تر خانم برنیک                 Johan Tönnesen لونا هسل ، خواهر ناتنی بزرگ‌تر خانم برنیک                     Lona Hessel هیلمار تونسن ، پسرعموی خانم برنیک                                    Hilmar دینا درف ، دختر جوانی که نزد خانواده‌ی برنیک زندگی می‌کند Dina Dorf رورلوند ، معلم مدرسه                                                      Rörlund رومل ، سرمایه‌دار                                                           Rummel ویگه‌لاند ، سرمایه‌دار                                                      Vigeland ساندستاد ، سرمایه‌دار                                        Sandstad کراپ ، منشی برنیک                                           Krap آونه ، سرکارگر کارخانه‌ی کشتی‌سازی                             Aune خانم رومل ، زن رومل                               Rummel هیلدا رومل ، دختر رومل                                    Hilda خانم هولت ، زن رئیس پستخانه                            Holt نتّـا هولت ، دختر خانم هولت                              Netta Holt خانم لینگه ، زن یک دکتر                                    Lynge اهالی شهر، ملوانان خارجی، مسافران کشتی، و غیره وقایع نمایش در خانه‌ی کارستن برنیک، در یک شهر کوچک بندری نروژ می‌گذرد. گزیده ای از کتاب “چهار نمایشنامه(هنریک ایبسن)” اثر هنریک ایبسن : پـرده‌ی اول اتاقی بزرگ، رو به باغ، در خانه‌ی کارستن برنیک. در دیوار سمت چپ، جلوی صحنه، در دفتر برنیک. کمی عقب‌تر، یک در دیگر مثل همان در. وسط دیوار راست، یک در بزرگ‌تر، که در اصلی خانه است. دیوار مقابل تقریباً سرتاسر پنجره است. وسط این پنجره دری ست که به ایوان باز می‌شود. انتهای ایوان، پلکان عریض سایه‌بان‌داری ست. پایین پلکان، قسمتی از باغ، و در انتهای باغ، یک نرده با یک در کوچک پیدا ست. آن سوی نرده، و در امتداد آن، خیابانی ست با یک ردیف خانه‌های کوچک چوبی، همه به رنگ روشن. تابستان است و هوا صاف و آفتابی. گهگاه رفت و آمد آدم‌ها در خیابان به چشم می‌خورد که می‌ایستند و چند کلمه‌یی رد و بدل می‌کنند، یا می‌آیند و از فروشگاه کوچک نبش خیابان خرید می‌کنند. در خود اتاق چند نفر خانم دور یک میز نشسته اند. سر میز خانم برنیک نشسته است. طرف چپ او خانم هولت نشسته است و دختراش نـتّا، و کنار آن‌ها، خانم رومل و دختراش هیلدا. طرف راست خانم برنیک، به ترتیب، خانم لینگه نشسته است و مارتا و دینا درف. خانم‌ها همه سرگرم دوخت و دوز اند. روی میز، یک کپّه رخت و لباس نیمه دوخته ریخته اند و پارچه‌های برش‌خورده و لوازم خیاطی. کمی عقب‌تر، سر یک میز کوچک که روی آن دو گلدان پر از گل گذاشته اند و یک لیوان ماءالشعیر، آقای رورلوند نشسته است و دارد کتابی با لبه‌های طلایی را، بلند، برای جمع خانم‌ها می‌خواند، منتها طوری که فقط پاره‌یی از خوانده‌های او به گوش تماشاگران می‌رسد. از توی باغ الاف برنیک دیده می‌شود که این‌طرف و آن‌طرف می‌دود و با یک تفنگ ساچمه‌یی هدف‌گیری و تیراندازی می‌کند. پس از چند لحظه، آونه، سرکارگر کارخانه، بی سر و صدا از در خانه وارد می‌شود. قرائت کتاب لحظه‌یی قطع می‌شود. خانم برنیک سری به طرف او می‌جنباند و اشاره می‌کند طرف دفتر برنیک. آونه بی سر و صدا می‌رود پشت در دفتر و آهسته در می‌زند. لحظه‌یی می‌ایستد و دوباره در می‌زند. کراپ، منشی برنیک، در را باز می‌کند و کلاه به دست، با یک بغل پوشه و کاغذ بیرون می‌آید. گزیده ای از کتاب “چهار نمایشنامه(هنریک ایبسن)” اثر هنریک ایبسن : کراپ  تو در می‌زدی؟ آونه  خود آقا فرستاده بودند پی من. کراپ  می‌دانم. ولی الان وقت ندارند. از من خواستند . . . آونه  از شما خواستند؟ از کی تا حالا . . . ؟ کراپ  خوا ستند من به‌ات بگویم. اشکالی دارد؟ گفتند به‌ات بگویم آن جلسات روزهای شنبه‌تان را تع

۶۲۵٬۰۰۰تومان
چهار نمایشنامه (هنریک ایبسن) | کتاب‌جم