دیو و دیبا
۲۱۸
صفحه
۱۳۹۹
سال چاپ
شومیز
نوع جلد
ابینیزر جوانی خوشظاهر و سرحال و خیلی خیلی پولدار است، ضمناً او 511 سالش است. میپرسید چطور ممکن است؟ خب، او طی معاملهای ساده این عمر جاودانه و زندگی مرفه را بهدست آورده است: دیوی در خانهی او زندگی میکند که در ازای دریافت غذا به او معجون جوانی میدهد. البته نکته اینجاست که دیو هر غذایی باب میلش نیست. راستش، او کمی بدغذاست و بیشتر دوست دارد مجسمههای آ
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- کودک و نوجوان
- شناسه کالا
- kj-582353
- شابک
- ۹۷۸۶۲۲۲۵۴۵۸۲۶
- تعداد صفحه
- ۲۱۸
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۹۹
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از میلکان
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی کیمیا فضایی
مشاهدهی همهتوضیحات
ابینیزر جوانی خوشظاهر و سرحال و خیلی خیلی پولدار است، ضمناً او 511 سالش است. میپرسید چطور ممکن است؟ خب، او طی معاملهای ساده این عمر جاودانه و زندگی مرفه را بهدست آورده است: دیوی در خانهی او زندگی میکند که در ازای دریافت غذا به او معجون جوانی میدهد. البته نکته اینجاست که دیو هر غذایی باب میلش نیست. راستش، او کمی بدغذاست و بیشتر دوست دارد مجسمههای آدمهای معروف را بخورد، گاهی هم پرندهها و درندههای کمیاب را. تازگیها هم هوس کرده مزهی بچهی آدمیزاد را بچشد. ابینیزر همیشه با هر بدبختیای که بوده خواستههای دیو را برآورده کرده، اما این بار… خب، هر جور حساب کنی خوردن بچهها واقعاً اوج بدجنسی است. خلاصه، او میرود و دیبا، یعنی شرورترین و بیادبترین بچهی شهر را پیدا میکند تا به خورد دیو بدهد، اما این دختر به همین راحتی دم به تله نمیدهد… و اینطوری است که جنگ بین دیو و دیبا شروع میشود…













































