پرش به محتوای صفحه
جلد کتاب در انتظار بوجانگلز اثر اولیویه بوردو
ادبیات و داستان۲ اثر یکپارچه · فعلاً ناموجود

در انتظار بوجانگلز

نوشته‌ی اولیویه بوردو

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

این کتاب فعلا ناموجود است

شماره‌ات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت می‌فرستیم تا حسابت ساخته شود و به‌محضِ موجود شدن خبرت کنیم.

با ادامه، حساب کاربری‌ات (در صورت نبود) ساخته می‌شود.

کتاب « در انتظار بُوجانگِلز » نوشتۀ اولیویه بوردو ترجمۀ منصور انصاری گزیده ای از متن کتاب: 1 پدرم به من گفت قبل از تولدم کارش شکار مگس‏ با زوبین بوده. زوبین و مگس له‏شده‏ای را هم به من نشان داد. و همان‏ طور که داشت ابزارآلات شغل سابقش را در صندوقچۀ­ای جلاخورده‏ مرتب می‏کرد، گفت: «رهایش کردم، چون هم کار خیلی سختی بود و هم درآمدش خیلی کم بود. حالا گاراژ دارم.

نسخه‌ها و ناشرها

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه · مجموعِ همه‌ی ناشرها

هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب عشق و فراموشی

شمس لنگرودی

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تراژدی ریچارد سوم

ویلیام شکسپیر

ترجمه‌ی رضا براهنی

نگاه

۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اگزیستانسیالیسم چیست؟ (و چند جستار فلسفی دیگر)

سیمون دو بووار

ترجمه‌ی فرهاد کربلایی

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب سام (سفر پیدایش پیش از ابراهیم)

دیوید کیشیک

ترجمه‌ی امیرحسین طاهری، ابراهیم رنجبر

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جامعه تسکینی (درد در عصر حاضر)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اینفوکراسی (دیجیتالی شدن و بحران دموکراسی)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نااشیا (شورش زیست جهان)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اتاق شماره 6 و چند داستان دیگر

آنتون چخوف

ترجمه‌ی کاظم انصاری

نگاه

۷۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بینوایان

ویکتور هوگو

ترجمه‌ی نسرین تولایى

نگاه

۳٬۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پخمه

عزیز نسین، رضا همراه

نگاه

۱۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای

عزیز نسین، قدیر گلکاریان

نگاه

۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جنس ضعیف

اوریانا فالاچی، یغما گلرویی

نگاه

۲۸۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خاطرات بولیوى

ارنستو چه گوارا، جمشید نوایى

نگاه

۵۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شبگرد

نجیب محفوظ | صادق دارابی

ترجمه‌ی صادق دارابی

نگاه

۱۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اشفته حالان بیداربخت

غلامحسین ساعدی

نگاه

۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تالار ایینه

امیرحسن چهل تن

نگاه

۲۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب همزاد

فیودور داستایوسکى

ترجمه‌ی ناصر موذن

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب چشم هایش | جلد شومیز

بزرگ علوی

نگاه

۵۲۵٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از ماهی

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب آخرین روز از زندگی پیشین

آندرس باربا

ترجمه‌ی قاسم مومنی

ماهی

۳۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب داستان شب هزار و دوم

یوزف روت

ترجمه‌ی علی اصغر حداد

ماهی

۶۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب در ستایش بی سوادی

هانس ماگنوس انسنس برگر

ترجمه‌ی محمود حدادی

ماهی

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب در ستایش بی سوادی
۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب عشقی، سیمای نجیب یک انارشیست
۶۴۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب قول

فریدریش دورنمات

ترجمه‌ی محمود حسینی زاد

ماهی

۳۳۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب انژلیک / پاندورا
۳۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ظلمت اشکار

ویلیام استایرن

ترجمه‌ی افشین رضاپور

ماهی

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب سمفونی پاستورال
۱۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب گیرنده شناخته نشد
۱۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نوستالژی (پس کی ما واقعا در خانه ایم؟)

باربارا کاسن

ترجمه‌ی نادر خسروی

ماهی

۳۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نوستالژی
۳۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سیرک مرگبار (ماجراهای بچه های بدشانس 9)

لمونی اسنیکت

ترجمه‌ی رضا دهقان

ماهی

۴۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب رودین

ایوان تورگنیف

ترجمه‌ی محمدهادی شفیعیها

ماهی

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تا در محله گم نشوی

پاتریک مودیانو

ترجمه‌ی انوشه برزنونی

ماهی

۲۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب صبحانه در تیفانی

ترومن کاپوتی

ترجمه‌ی بهمن دارالشفایی

ماهی

۲۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب همزاد

فئودور میخائیلوویچ داستایوفسکی

ترجمه‌ی سروش حبیبی

ماهی

۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب هرمنوتیک

ژان گروندن

ترجمه‌ی محمدرضا ابوالقاسمی

ماهی

۲۲۰٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر با ترجمه‌ی ناهید فروغان

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب مرا نگین کوچولو می‌نامند

پاتریک مدیانو

ترجمه‌ی ناهید فروغان

اختران

۱۶۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ریشه های شر

ژوئل دیکر

ترجمه‌ی ناهید فروغان

نیلوفر

۱٬۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب گربه

ژرژ سیمنون

ترجمه‌ی ناهید فروغان

نیلوفر

۲۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب موسیقی یک زندگی

آندره مکین

ترجمه‌ی ناهید فروغان

ماهی

۲۰۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب عصر امپراتوری (1875-1914)

اریک هابسبام

ترجمه‌ی ناهید فروغان

اختران

۹۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نقاشی دلپذیر

مارسل امه

ترجمه‌ی ناهید فروغان

نشر مد

۱۸۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب وانهاده

سیمون دوبووار

ترجمه‌ی ناهید فروغان

نشر مرکز

۳۵۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

کتاب « در انتظار بُوجانگِلز  » نوشتۀ اولیویه بوردو ترجمۀ منصور انصاری گزیده ای از متن کتاب: 1 پدرم به من گفت قبل از تولدم کارش شکار مگس‏ با زوبین بوده. زوبین و مگس له‏شده‏ای را هم به من نشان داد. و همان‏   طور که داشت ابزارآلات شغل سابقش را در صندوقچۀ­ای جلاخورده‏ مرتب می‏کرد، گفت:   «رهایش کردم، چون هم کار خیلی سختی بود و هم درآمدش خیلی کم بود. حالا گاراژ دارم. درست است مجبورم خیلی کار کنم، ولی در عوض درآمدش خیلی خوب است.» اول سال تحصیلی که سرکلاس دانش‏آموزان خودشان را سر کلاس معرفی می‏کردند، با سربلندی و غرور از شغل­های پدرم صحبت کردم، ولی هم کمی مؤاخذه شدم و هم حسابی مسخره و ریشخند. افسوس خوردم و با خودم گفتم:   «حقیقت چقدر بی‏قدروقیمت شده، یک بار هم که کسی آن را به زبان می‏آورد، مثل دروغی خنده‏دار به   نظر می‏رسد.» راستش پدرم مرد قانون بود. همان   ‏طور که پیپش را پر می‏کرد، قهقهه می‏زد و می‏گفت:   «قانون نانمان را می‏دهد.» پدرم نه قاضی بود، نه نمایندۀ مجلس، نه دفتردار و نه وکیل. هیچ‏کدام از اینها نبود. شغلش را مدیون دوست سناتورش بود. پدرم که با استفاده از این منبع اطلاعات در جریان مقررات تازه قرار گرفته بود، اولین کسی بود که مشغول حرفۀ جدیدی شده بود که همه‏چیزش را سناتور وضع کرده بود. قوانین جدید، حرفۀ جدید. این‏گونه بود که پدرم شد «گاراژبازکن». سناتور برای اطمینان از ایمنی و سلامت ناوگان خودرویی، تصمیم گرفت معاینۀ فنی را برای همۀ اتومبیل‏ها اجباری کند. بنابراین، مالکان ابوطیاره‏ها، لیموزین‏ها، کامیون‏ها، وانت‏ها و خلاصه همۀ ماشین‏ها از هر نوعی مجبور بودند برای جلوگیری از حادثه، ماشین‏هایشان را معاینۀ فنی کنند. فقیر و غنی هم نداشت، همه باید اطاعت می‏کردند. حالا که به قانونی اجباری تبدیل شده بود، پدرم پشت‏سرهم، صورت‏حساب‏های سنگین، خیلی سنگین، صادر می‏کرد. هزینۀ همه‏چیز حساب می‏شد، از رفت‏وبرگشت‏ها گرفته تا معاینه. از قهقهه‏های پدر می‏شد فهمید که اوضاع حسابی بر وفق مرادش است. همان   ‏طور که با دماغ در صورت‏حساب‏های بانکی‏اش فرو رفته بود، بلند‏بلند می‏خندید:   «من جان آدم‏ها را نجات می‏دهم. جان آدم‏ها را نجات می‏دهم.» در این دوره، نجات جان انسان‏ها عایدی زیادی برای پدرم داشت. بعد از افتتاح ده‏ها گاراژ معاینۀ فنی، همه را به یکی از رقبای سابقش فروخت. خیال مامان راحت شد، چون خیلی دوست نداشت پدرم زندگی دیگران را نجات دهد. برای این کار باید از صبح تا شب کار می‏کرد و ما تقریباً هیچ‏وقت نمی‏دیدیمش. پدرم همیشه در جواب به مامان می‏گفت:   «تا بوق سگ کار می‏کنم تا بتوانم زودتر دست از کار بکشم.» ولی من منظورش از این جمله را نمی‏فهمیدم. البته پدرم را معمولاً درک نمی‏کردم و بعد از گذشت سال‏ها، تا حدی می‏فهمیدم منظورش چیست، البته نه کاملاً، ولی برای من همین قدر هم بس بود. پدرم به من گفت با آن به دنیا آمده، ولی خیلی زود فهمیدم آن شکاف خاکستری اندکی متورم در سمت راست لب پایینش که لبخند کج‏و‏معوج قشنگی هم به او می‏داد به‏خاطرِ این بود که یکسره پپپ می‏کشید. مدل موهایش، با فرق وسط سر و موهای فرفری دوروبَرش، مرا یاد نقاشی سواکار پروسی می‏انداخت که درست در ورودی خانه آویزان شده بود. تا الان جز پدرم و این سوارکار پروسی کسی را ندیده‏ام که موهایش را این مدلی آرایش و شانه کند. کاسۀ چشمان کمی گودرفته و چشمان آبی کمی برآمده  نگاه کنجکاو و تیزی به او می­بخشید. عمیق و غلتان. در این دوره، من همیشه او را خوشحال و شاد می‏دیدم، بیشتر اوقات تکرار می‏کرد:   «من یک احمقِ خوشبختم.» مادرم هم در جوابش می‏گفت:   «حرف شما را باور می‏کنیم، ژرژ. به حرف شما ایمان داریم.» پدرم همیشه زیرلب آوازی را زمزمه می‏کرد، خیلی افتضاح بود. بعضی وقت‏ها هم سوت می‏زد. آن‏هم افتضاح‏تر بود، ولی مثل همۀ کارهایی که از سر قلب پاک و خیرخواهی می‏کرد، تحمل می‏کردیم. داستان‏های زیبا و دلنشینی تعریف می‏کرد و هر از چندی که اتفاقی میهمان نداشتیم، به اتاقم می‏آمد؛ با آن هیکل بلند و لاغرش روی تختم خم می‏شد تا بخواباندم. ولی طوری که تخم چشمانش را تاب می­داد و حرف‏هایی که از جنگل، آهو، جزام و تابوت می‏زد، نه‏تنها مرا نمی‏خواباند که خواب را هم از چشمانم می‏پراند. بیشتر وقت‏ها، از فرط شادی بلند می‏شدم و روی تختم بالا و پایین می‏پریدم یا می‏رفتم پشت پرده قایم می‏شدم، بدون اینکه ذره‏ای تکان بخورم. قبل از اینکه از اتاقم بیرون برود، می‏گفت:   «همه این داستان‏ها چرت‏و‏پرت بود.» این حرفش را هم چشم‏بسته باور می‏کردم. بعدازظهرهای یکشنبه برای جبران همۀ زیاده‏روی‏هایش در طول هفته، دمبل می‏زد. با بالا‏تنۀ لخت و برهنه، پیپ‏به‏دهان، می‏ایستاد جلوی آینۀ بزرگ طلایی و با صدای بلند موسیقی جاز، دمبل می‏زد؛ البته دمبل کو

ارسال سریع به سراسر کشور
تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
پرداخت امن از درگاه بانکی