فلان فلان شده ها – مجموعه اثار ۲
۲۷۹
صفحه
۱۴۰۲
سال چاپ
پالتویی
قطع
شومیز
نوع جلد
کتاب فلان فلان شده ها نوشتۀ عزیز نسین ترجمۀ ثمین باغچه بان در آغاز کتاب فلان فلان شده ها می خوانیم : ترجمۀ داستانهای این کتاب را، به پدرم: «جبار باغچهبان» که تلاش همه عمر خود را، نه خدمتی به جامعه، بلکه ادای دینی به آن میدانست، ادای دین به آن جامعۀ مهربانی که: «برایش کتاب نوشته و مکتب باز کرده بود، تا چشم و گوش بسته نماند، راهش را روشن و هموار کرده بود، ت
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-280795
- تعداد صفحه
- ۲۷۹
- قطع
- پالتویی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۲
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی ثمین باغچه بان
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب فلان فلان شده ها نوشتۀ عزیز نسین ترجمۀ ثمین باغچه بان در آغاز کتاب فلان فلان شده ها می خوانیم : ترجمۀ داستانهای این کتاب را، به پدرم: «جبار باغچهبان» که تلاش همه عمر خود را، نه خدمتی به جامعه، بلکه ادای دینی به آن میدانست، ادای دین به آن جامعۀ مهربانی که: «برایش کتاب نوشته و مکتب باز کرده بود، تا چشم و گوش بسته نماند، راهش را روشن و هموار کرده بود، تا پایش به سنگ نخورد، برایش طبیب و دارو آماده کرده بود، تا تمیز باشد…، به آن جامعۀ بزرگ و مهربانی که اگر هزار سال هم عمر میکرد و شبانهروز میکوشید، باز نمیتوانست گوشهای از دین خود را به او بپردازد…» نثار میکنم. ثمین باغچهبان ترجمۀ ثمین باغچهبان کتابهای من در ایران، بیش از هر کشور خارجی دیگر، ترجمه و چاپ شده است. بهطوری که، بسیاری از نوشتههایم که هنوز در ترکیه کتاب نشده، در آنجا به شکل کتاب درآمده است. خدا سایۀ مترجمین ایرانی را از سرم کم نکند، آنها نوشتههای پراکنده و پاورقیهای مرا از روزنامهها و مجلههای ترکیه گرد آورده، قبل از ترکیه، در ایران به صورت کتاب درمیآورند! آثار بسیاری از من در ایران چاپ شده است که من اغلب آنها را ندیدهام، تصادفاً کتابهایی از خود را به فارسی میبینم، ولی از عنوان آنها نمیتوانم به درستی دریابم که آنها کدام یک از کتابهای من هستند و من آنها را کی نوشتهام. فکر کردهام که چرا آثار من این چنین مورد توجه مردم ایران است، و به این نتیجه رسیدهام که، داستانهای من نمودار ناهنجاریهای اجتماعی ترکیۀ امروز است. بیش از دو هزار داستانی که نگاشتهام، محشر مردمان ترکیه است، و آن، چنان محشری است که در آنجا، مردمان _ البته خودم هم _ با تمام خوبی و کراهت، درماندگی و ستمگری، مهربانی و خشونت، نیرو و ضعف، دلیری و ترس، خلاصه با تمام احساس و رفتار خود، با تمام شخصیت خود _ اما فارغ از آن خوفی که از گردآمدن در محشر مذهبی دارند _ گرد آمدهاند. و اگر آثارم این چنین مورد توجه مردم ایران است، باید که همانندیهای بسیاری بین ناهنجاریهای اجتماعی ترکیه و ایران این دوران وجود داشته باشد، باید قبول داشت که مردم امروز ترکیه و ایران، در شرایط کم و بیش مشابه اجتماعی و اقتصادی و سیاسی زندگی میکنند و با مسائل مشترکی روبهرو هستند. اینک دو نمونه، دربارۀ مسائل مشترک مردمان دو دیار جدا از هم را برایتان خواهم گفت: در کشوری _ که نام آن را بازگو نمیکنم _ کتابی از من چاپ میشد، ناشر داستانی را از آن میان خارج میکند، مترجم علت را جویا میشود: «مگر خوشتان نیامد؟» «چرا، داستان خوبی است.» «پس مورد پسند است؟» «بله.» «شاید چیزی نادرست و دروغ در آن هست؟» «نه، درست است، دروغ هم نیست.» «پس چرا این داستان را خارج کردید؟» و ناشر چنین جواب میدهد: «مسائلی که در این داستان مطرح است، و مردم این داستانچنان است که انگار نویسنده این داستان را دربارۀ خود ما نوشته، و ممکن است گمان شود که در انتخاب این داستان قصد به خصوصی داشتهایم! اینست که بهتر است از این یکی بگذریم…» و باز در کشوری دیگر _ که نام آن را بازگو نمیکنم _ سه نفر از دوستانم سوار یک تاکسی بودند. ضمن گفتگو چند بار نام مرا میبرند. رانندۀ تاکسی در گفتگو شرکت میکند. میگوید: «من هم کتابهای او را خواندهام.» «بله، او یک نویسندۀ ترک است.» «نه، ترک نیست.» «بله، ترک است.» «نهخیر، ترک نیست، اگر ترک بود مگر میشد که ما را به این خوبی بشناسد و دربارۀ ما این همه داستان، و به این شکل بنویسد. او از خود ما است، اما چون میترسد مزاحمش شوند، یک نام ترکی رو خودش گذاشته.» این دو ماجرا حقیقت دارد… و گمان میکنم شرایط زندگی مردم ایران _ مردمی که از دیرباز اینهمه مشتاق دیدار آنان و کشورشان هستم و با تمام اشتیاقی که دارم این آرزو تاکنون برآورده نشده است _ بلا شرایط زندگی مردم ما همانندیهای فراوان دارد، و اگر غیر از این بود داستانهایم این همه مورد توجه قرار نمیگرفت. داستانهای من، نه تنها داستان مردم ترکیه، بلکه داستان مردمان دیارهای مختلفی است که زندگی همانند دارند. شباهت شرایط زندگی مردم ترکیه و ایران، تنها به این دوره محدود نیست. ما از دوران دیرین زندگیهای همسان داشتهایم. گمان میکنم چون ایران و ترکیه گذشتههای کم و بیش همانندی داشتهاند، آیندۀ کم و بیش همانندی نیز خواهند داشت. در طول تاریخ، مبادلات فرهنگ فراوانی بین کشورهای ما وجود داشته است، و به این امید که من نیز در این مبادلات سهم کوچکی خواهم داشت، این کتاب را به خوانندگان کشور همسایه، ایران، تقدیم میکنم. عزیز نسین توضیح مترجم 1_ از داستانهای این کتاب: «گزارش»، «یک خانوادۀ کاری»، «فلان فلان شدهها»، «نابغۀ هوش» و «دم سگ» ترجمۀ ثمین باغچهبان و احمد شاملو و بقیه ترجمۀ ثمین باغچهبا






































