قرارداد ها و نیرنگ ها
تکریت، روستایی به نام العوجه دارد و عراقیها درباره آن میگویند: «عدله میخواستیم… عوجه نصیب ما شد.» آنها هر زمان که بخواهند ناامیدی خودشان را از کسی یا چیزی نشان دهند، این ضربالمثل را به یاد میآورند. زمانی که تکریت، روستایی کوچک و فقیر بود، عوجه، منطقهای محروم و نگونبخت به شمار میآمد. حسین کامل در هفدهم اکتبر ۱۹۵۴ در یک خانواده سنی مذهب معمولی، منتسب
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- تاریخ
- شناسه کالا
- kj-604036
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از سوره مهر
مشاهدهی همهتوضیحات
تکریت، روستایی به نام العوجه دارد و عراقیها درباره آن میگویند: «عدله میخواستیم… عوجه نصیب ما شد.» آنها هر زمان که بخواهند ناامیدی خودشان را از کسی یا چیزی نشان دهند، این ضربالمثل را به یاد میآورند. زمانی که تکریت، روستایی کوچک و فقیر بود، عوجه، منطقهای محروم و نگونبخت به شمار میآمد. حسین کامل در هفدهم اکتبر ۱۹۵۴ در یک خانواده سنی مذهب معمولی، منتسب به قبیله «البیجات» متولد شد. بهترین سالهای زندگیاش را در کوچههای العوجه که به گفته یکی از نزدیکانش، کانون شرارت بود، سپری کرد. حسین کامل، مایحتاج خود را از فروشگاهها و منازل مردم سرقت میکرد. همیشه میلهای آهنی همراه داشت که با آن سگها را دور میکرد. زمانی که وارد شهر تکریت میشد، میله آهنی را از زیر دشداشهاش قایم میکرد. نخستینباری که با خود سلاح حمل کرد، ده ساله بود. یکی از نزدیکانش میگوید: خانم مدیر یکی از مدارس تکریت، تعریف میکرد: «حسین کامل، ساقههای درختان خرما و ریشههای گون را جمع میکرد، آنگاه آتشی بر میافروخت و با همکلاسیهایش که از مدرسه گریخته بودند، اطراف آتش حلقه میزدند. او میله آهنی را در آتش گداخته فرو میکرد و هرگاه گاوی یا چهارپایی از آن نزدیکی عبور میکرد، این میله را به شکم یا پشت آن چهارپا میچسباند.» در مدرسه، بیشتر از دیگر شاگردان با معلم قرآن که مردی مسن بود، برخورد پیدا میکرد. حسین کامل، ماری را شکار میکرد، آنگاه به طرف معلم میانداخت. این حرکت نوعی شرارت به شمار میرفت. افزون بر این، وی به خاطر کثرت مشکلاتش با اهالی روستا، با مادر و برادرانش هم بدرفتاری میکرد. او ذاتا به شقاوت و بیرحمی گرایش داشت و به علت مشکلات اقتصادیی که پدر، مادر، سه برادر و چهار خواهر او از آن رنج میبردند، در دوره ابتدایی ترک تحصیل کرد و با عموهایش حرفه غارت و دزدی را در پیش گرفت.



































