پرش به محتوای صفحه
تاریخموجود

قرارداد ها و نیرنگ ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

تکریت، روستایی به نام العوجه دارد و عراقی‌ها درباره آن می‌گویند: «عدله می‌خواستیم… عوجه نصیب ما شد.» آن‌ها هر زمان که بخواهند ناامیدی خودشان را از کسی یا چیزی نشان دهند، این ضرب‌المثل را به یاد می‌آورند. زمانی که تکریت، روستایی کوچک و فقیر بود، عوجه، منطقه‌ای محروم و نگون‌بخت به شمار می‌آمد. حسین کامل در هفدهم اکتبر ۱۹۵۴ در یک خانواده سنی مذهب معمولی، منتسب

۱۷۵٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
تاریخ
شناسه کالا
kj-604036

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از سوره مهر

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب الواتان

سوره مهر

۱۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بازمانده

سوره مهر

۴۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تردید

سوره مهر

۲۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پریزاد

سوره مهر

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پناهگاه

سوره مهر

۱۱۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب ستارخان

سوره مهر

۳۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب افرت

سوره مهر

۲۶۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تراژدی

سوره مهر

۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب غریبه

سوره مهر

۱۱۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب مترسک

سوره مهر

۱۱۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب برهوت

سوره مهر

۹۸٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بی نشان

سوره مهر

۳۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شمارش معکوس

سوره مهر

۶۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بعد از پایان

سوره مهر

۱۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب استعاره

سوره مهر

۶۹۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب یلدا

سوره مهر

۱۳۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب همزاد

سوره مهر

۳۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب درویش

سوره مهر

۳۴۵٬۰۰۰تومان

توضیحات

تکریت، روستایی به نام العوجه دارد و عراقی‌ها درباره آن می‌گویند: «عدله می‌خواستیم… عوجه نصیب ما شد.» آن‌ها هر زمان که بخواهند ناامیدی خودشان را از کسی یا چیزی نشان دهند، این ضرب‌المثل را به یاد می‌آورند. زمانی که تکریت، روستایی کوچک و فقیر بود، عوجه، منطقه‌ای محروم و نگون‌بخت به شمار می‌آمد. حسین کامل در هفدهم اکتبر ۱۹۵۴ در یک خانواده سنی مذهب معمولی، منتسب به قبیله «البیجات» متولد شد. بهترین سال‌های زندگی‌اش را در کوچه‌های العوجه که به گفته یکی از نزدیکانش، کانون شرارت بود، سپری کرد. حسین کامل، مایحتاج خود را از فروشگاه‌ها و منازل مردم سرقت می‌کرد. همیشه میله‌ای آهنی همراه داشت که با آن سگ‌ها را دور می‌کرد. زمانی که وارد شهر تکریت می‌شد، میله آهنی را از زیر دشداشه‌اش قایم می‌کرد. نخستین‌باری که با خود سلاح حمل کرد، ده ساله بود. یکی از نزدیکانش می‌گوید: خانم مدیر یکی از مدارس تکریت، تعریف می‌کرد: «حسین کامل، ساقه‌های درختان خرما و ریشه‌های گون را جمع می‌کرد، آنگاه آتشی بر می‌افروخت و با همکلاسی‌هایش که از مدرسه گریخته بودند، اطراف آتش حلقه می‌زدند. او میله آهنی را در آتش گداخته فرو می‌کرد و هرگاه گاوی یا چهارپایی از آن نزدیکی عبور می‌کرد، این میله را به شکم یا پشت آن چهارپا می‌چسباند.» در مدرسه، بیشتر از دیگر شاگردان با معلم قرآن که مردی مسن بود، برخورد پیدا می‌کرد. حسین کامل، ماری را شکار می‌کرد، آنگاه به طرف معلم می‌انداخت. این حرکت نوعی شرارت به شمار می‌رفت. افزون بر این، وی به خاطر کثرت مشکلاتش با اهالی روستا، با مادر و برادرانش هم بدرفتاری می‌کرد. او ذاتا به شقاوت و بی‌رحمی گرایش داشت و به علت مشکلات اقتصادیی که پدر، مادر، سه برادر و چهار خواهر او از آن رنج می‌بردند، در دوره ابتدایی ترک تحصیل کرد و با عموهایش حرفه غارت و دزدی را در پیش گرفت.

۱۷۵٬۰۰۰تومان