گمگمه های برف
صنوبر حرفهایی که راجع به پدرش میزدند، میشنید و نمیشنید. دلش میخواست فقط دایی بنشیند و از سیر تا پیاز، هر چه که دربارهٔ پدرش میداند، تعریف کند. میخواست بداند آیا این را که زن دایی میگوید حقیقت دارد؟ آیا پدر با دستهای خود گلوِ زن دومش را آنقدر فشار داد تا خفه شود؟ اما دایی هرگز چیزی نمیگفت، نه اینکه خواسته باشد چیزی را پنهان کند، نه. نمیخواست.
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-546489
- شابک
- ۹۷۸۹۶۴۱۸۵۰۶۶۳
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نشر نی
مشاهدهی همهتوضیحات
صنوبر حرفهایی که راجع به پدرش میزدند، میشنید و نمیشنید. دلش میخواست فقط دایی بنشیند و از سیر تا پیاز، هر چه که دربارهٔ پدرش میداند، تعریف کند. میخواست بداند آیا این را که زن دایی میگوید حقیقت دارد؟ آیا پدر با دستهای خود گلوِ زن دومش را آنقدر فشار داد تا خفه شود؟ اما دایی هرگز چیزی نمیگفت، نه اینکه خواسته باشد چیزی را پنهان کند، نه. نمیخواست.



































