گوزن در بوران شدید
۱۰۳
صفحه
۱۴۰۴
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
کتاب “گوزن در بوران شدید” سرودۀ “آرش شفاعی” گزیده ای از کتاب “گوزن در بوران شدید” 1 در شعرم چند «سین» آوردم تا حسّ سکوت القا شود ولی صدا در کلمات منفجر شد ماهم، بعدِ چارده شیرازِ بعدِ وکیل عباس صفاری بعدِ کبریت خیس؛ اتفاقی که افتاد و شکست! 2 با خود میگفتم کو دلم که صدای تو را بر آن خالکوبی کنم؟ و میخواستم بمیرم در سفیدیِ چشمت فکر میکردم اگر بروی شاعران چگ
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-625146
- تعداد صفحه
- ۱۰۳
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۴
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب “گوزن در بوران شدید” سرودۀ “آرش شفاعی” گزیده ای از کتاب “گوزن در بوران شدید” 1 در شعرم چند «سین» آوردم تا حسّ سکوت القا شود ولی صدا در کلمات منفجر شد ماهم، بعدِ چارده شیرازِ بعدِ وکیل عباس صفاری بعدِ کبریت خیس؛ اتفاقی که افتاد و شکست! 2 با خود میگفتم کو دلم که صدای تو را بر آن خالکوبی کنم؟ و میخواستم بمیرم در سفیدیِ چشمت فکر میکردم اگر بروی شاعران چگونه به کلمات اعتماد کنند و زمین برای چه بچرخد؟ زمانه برگها را رو کرد و حالا دیگر یادم نیست چشمهایت چه فرقی با دیگران داشت. 3 کارت زدم و نشستم به تو فکر کردم به کاری که خودکارت با پیراهنم کرد به دستخطی که بیملاحظه زیباست بر حاشیۀ نامهای اداری خیره به صفحۀ تاریک مانیتور شعر گفته بودم برای زنی و منتظر بودم سم بهتدریج تأثیر کند. 4 عادت نیست عشق نیست یک مرضِ بیپدر و مادر است مثل وابستگیِ پروانه به گیاهی گوشتخوار مثل اصرار بر ادامۀ انگشت لای در در صدای نیها قدم زدم و نامت را در ترانهای کَندم مثل کاری که حافظ با کلمۀ فراق کرد. 5 دستفروشی الکنم در هیاهوی یکشنبهبازار آهی در بساطم هست که روی دستم باد کرده است دشتِ امروزم فالگیری بود که دستم را دید سیگاری روشن کرد و چیزی نگفت. موسسه انتشارات نگاه کتاب “گوزن در بوران شدید” سرودۀ “آرش شفاعی” موسسه انتشارات نگاه
































