گذار به موج سوم جامعه شناسی
۲۳۰
صفحه
۱۳۹۵
سال چاپ
رقعی
قطع
شومیز
نوع جلد
در آغاز کتاب گذار به موج سوم جامعه شناسی، میخوانیم: فهرست مطالب دیباچه .. یازده مقدمه .. پانزده بخش اول: گفتار در روش فصل اول: درآمدی بر اصول نظریهپردازی اجتماعی … 3 رویکرد اثباتی (موج اول جامعهشناسی: جامعهشناسی اثباتی یا علتکاو) 12 رویکرد تفسیری (موج دوم جامعهشناسی: جامعهشناسی تفسیری یا معناکاو) 16 تفاوتهای رویکرد موج اول اثباتگرایی و موج دوم تفسیر
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- علم عمومی و ترویج علم
- شناسه کالا
- kj-846245
- تعداد صفحه
- ۲۳۰
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- شومیز
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۹۵
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
در آغاز کتاب گذار به موج سوم جامعه شناسی، میخوانیم: فهرست مطالب دیباچه .. یازده مقدمه .. پانزده بخش اول: گفتار در روش فصل اول: درآمدی بر اصول نظریهپردازی اجتماعی … 3 رویکرد اثباتی (موج اول جامعهشناسی: جامعهشناسی اثباتی یا علتکاو) 12 رویکرد تفسیری (موج دوم جامعهشناسی: جامعهشناسی تفسیری یا معناکاو) 16 تفاوتهای رویکرد موج اول اثباتگرایی و موج دوم تفسیرگرایی.. 20 فصل دوم: نظریههای جامعهشناسی در امریکا و اروپا 23 نظریههای جامعهشناسی در امریکا 23 نظریههای جامعهشناسی در اروپا 26 فصل سوم: شباهتها و تفاوتهای دو دیدگاه خرد -کلان و ساختار- عاملیت 29 شباهتها 30 تفاوتها 31 فصل چهارم: تعاملگرایی … 33 بخش دوم: تبارشناسی مکتبهای کنشگرا و ساختارگرا فصل پنجم: خاستگاه نظریۀ کنش ….. 39 ماکس وبر. 43 تالکوت پارسونز. 45 فصل ششم: مکتبهای جامعهشناختی کنشگرا 49 نظریۀ کنش متقابل نمادین.. 49 نظریۀ تضاد. 52 نظریۀ مبادله. 53 جامعهشناسی پدیدارشناختی.. 54 روششناسی مردمنگر. 55 نظریة انتخاب عقلانی.. 57 مکتب اصالت وجود. 58 فصل هفتم: خاستگاه نظریۀ ساختارگرا 61 دوسوسور 61 اشتراوس…. 63 فصل هشتم: مکتبهای جامعهشناختی ساختارگرا 65 مارکسیسم.. 65 انواع مارکسیسم.. 66 مارکسیسم ساختاری.. 68 لوئی آلتوسر. 68 لوکاچ 69 مکتب فرانکفورت… 70 نظریۀ انتقادی.. 71 فصل نهم: تعاملگرایان … 75 بخش سوم: آنتونی گیدنز زندگینامه . 81 روششناسی.. 82 فصل دهم: کنش از منظر گیدنز . 85 فصل یازدهم: ساختار از منظر گیدنز . 91 بخش چهارم: پیر بوردیو زندگینامه . 103 روششناسی.. 108 فصل دوازدهم: کنش از منظر بوردیو . 109 فصل سیزدهم: ساختار از منظر بوردیو . 117 بخش پنجم: یورگن هابرماس زندگینامه . 125 روششناسی.. 128 فصل چهاردهم: کنش از منظر هابرماس ….. 131 جهان زیست… 135 عقلانیت… 140 زبان.. 143 گفتمان.. 145 فصل پانزدهم: ساختار از منظر هابرماس ….. 149 بخش ششم: تعامل کنش و ساختار در اندیشههای گیدنز ، بوردیو و هابرماس فصل شانزدهم: ساختیابی (ساختمندی) . 165 فصل هفدهم: ساختارگرایی تکوینی … 171 فصل هجدهم: کنش ارتباطی … 177 فصل نوزدهم: شباهتها و تفاوتها در اندیشههای گیدنز ، بوردیو و هابرماس ….. 185 الف. شباهتها 185 ب. تفاوتها 191 نتیجهگیری 193 فهرست منابع 209 نمایه 221 دیباچه مفاهیمی چون کنش، کنشگر، فرد، عامل، فاعل، کارگزار، شخص، سوژه، و ذهن در برابر دانشواژههایی مانند ساختار، جمع، جامعه، نظام، ابژه و عین مفاهیمی مهم و ارزشمندند که ذهن و اندیشۀ انسان را به خود معطوف داشتهاند و همواره با هم یا در مقابل هم فرض گردیدهاند. وقتی سخن از فرد در مقام عامل پیش آید، بهطور حتم، ملزومات تقاضاهای عامل و کنشگر، عوامل تحقق، یا موانع و محدودیتها در مقابل این تقاضاها نیز مطرح میگردد. فردباوری و جامعهمحوری، ذیل تعبیرهای متفاوت، از دیرباز مشغلۀ ذهنی اندیشمندان و فیلسوفان اجتماعی بوده است و به منزلۀ دو دیدگاه متمایز در هر دورة تاریخی طرفدارانی داشتهاند؛ بهویژه از سدۀ نوزدهم به بعد، نظریههای اجتماعی گوناگونی حول این دو رویکرد شکل گرفتهاند. این مسئله که فرد بر جامعه تقدم دارد، یا جامعه بر فرد، اینکه اندیشه، نیت و ذهن است که ارجح است، یا واقعیت، تجربه و عینیت، و مفاهیمی از این گونه موجب شکلگیری مکتبهای متفاوتی چون لیبرالیسم (ارادهگرایان و اختیارگرایان)، یا مارکسیسم (جبرباوران و ساختارگرایان) گردید. توانایی کنشگر برای کنش آگاهانه و ارادة آزاد، و جامعه به منزلۀ بستر شکلگیری تقاضاهای کنشگران در قرن بیستم پررنگتر شد و نظریهپردازانی چون مارکس، هگل، وبر، دورکیم، پارسونز، شوتز، مید، هوسرل، و دیگران بدان پرداختند. شکل متأخرتر آن نیز در آرای نظریهپردازانِ پس از نیمۀ دوم قرن بیستم و سرانجام ربع آخر قرن بیستم، یعنی کسانی چون آنتونی گیدنز، پیر بوردیو و یورگن هابرماس دیده میشود. همانندیهای این دو مفهوم نیز موضوع اندیشۀ این نظریهپردازان است. به باور ایشان، حالتی رجعی، دیالکتیکی و بازگشتی میان دو مفهوم برقرار است، نه دوگانگی و افتراق؛ زیرا نه آمال کنشگران بدون بستری برای حصول برآورده میشود، نه سیاستهای نظام و جامعه بدون بهکارگیری خواست و اختیار کنشگر اجراشدنی خواهد بود. بنابراین، بر یگانگی کنش و ساختار تأکید میورزند. طرفداران کنش در زمرة اختیارگرایان، و ساختارباوران در زمرة جبرگرایان، که قائل به منفعل بودن کنشگرند، قرار میگیرند. گفتنی است که صاحبنظران مذکور باورمندان به هر یک از دو رهیافت را تقلیلگرا میخوانند و خود در صدد رفع کاستیهای آنها برمیآیند. از نظر آنها، هر دو گونه علوم طبیعی و علوم اجتماعی برای پویایی و تبیین نظریههای خود به دیگری نیازمندند و نباید عام







































