حق اموزش
داستان زندگی ملاله یوسفزَی منتشر شد؛ سرگذشت دختری که صدایش را بهگوش جهانیان رساند ربکا لنگستن جورج، در کتاب «حق آموزش» به سرگذشت ملاله یوسفزَی، از دختران پاکستانی، میپردازد که از تحصیل محروم میشود اما از پای نمینشیند و صدایش را به گوش جهانیان میرساند. خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، ملیسا معمار: یکی از حقوق مسلم همه انسانها اعم از زن و مرد، حق آموزش است
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- کودک و نوجوان
- شناسه کالا
- kj-479496
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نشر نخستین
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی شهاب الدین عباسی
مشاهدهی همهتوضیحات
داستان زندگی ملاله یوسفزَی منتشر شد؛ سرگذشت دختری که صدایش را بهگوش جهانیان رساند ربکا لنگستن جورج، در کتاب «حق آموزش» به سرگذشت ملاله یوسفزَی، از دختران پاکستانی، میپردازد که از تحصیل محروم میشود اما از پای نمینشیند و صدایش را به گوش جهانیان میرساند. خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، ملیسا معمار: یکی از حقوق مسلم همه انسانها اعم از زن و مرد، حق آموزش است. اما گاهی میبینیم این حق از برخی افراد بهدلیل جنسیتشان سلب میشود و تنها به جرم اینکه دخترند از حقوق اولیهشان محروم میشوند. این مساله در برخی کشورها مانند پاکستان و افغانستان و جوامع سنتی که آموزش و مدرسه را به عنوان بدعتی میدانند که ره آورد بیگانگان کافرمسلک است، بیشتر به چشم میخورد. ریشه این امر را تاحدی میتوان در مخالفت برخی عالمان دینی با مدارس جدید و شیوه تعلیم و تربیت وارداتی غربی دانست که تحصیل دختران را امری نامطلوب یا غیرضروری میدانند و بهتدریج این تفکر تاثیرات منفی خود را در اعتقادات سنتی مردم بومی در زمینه آموزش دختران نشان داد که حاصل آن محروم شدن بخش قابل توجهی از جامعه از تحصیل و آموزش بود. ربکا لنگستن جورج، از نویسندگان امریکایی، است که در نوشتههایش به موضوعاتی درباره گسترش عدالت اجتماعی، میپردازد. او در سال 2016 از سوی انجمن مطالعه کالیفرنیا برای نوشتههایش در این زمینه جوایزی دریافت کرده است. لنگستن جورج، در کتاب «حق آموزش» به سرگذشت ملاله یوسفزَی میپردازد. ملاله یوسفزَی، یکی از هزاران دختر پاکستانی است که از حق آموزش محروم میشود اما برخلاف دیگران این مساله را برنمیتابد و تلاش میکند هرطور شده صدایش را به گوش جهانیان برساند و بتواند در 17 سالگی، جوانترین برنده جایزه صلح نوبل شود و این جایزه را در 10 دسامبر 2014 دریافت کند و در مقابل رهبران جهان با صدای بلند بگوید: «این جایزه فقط برای من نیست. برای آن کودکان فراموش شدهای است که آموزش میخواهند. برای کودکان وحشتزدهای است که صلح میخواهند. برای کودکان بیصدایی است که تغییر میخواهند.» ملاله، صدایی شد برای آموزش برابر و نزدیک بود در این راه جانش را از دست بدهد. هرچند ملاله در خانوادهای فرهنگدوست متولد شد و پدرش ضیاءالدین یوسفزی، مدیر مدرسهای در مینگوزه -شهری در دره سوات پاکستان- آموزش به دخترش را در کنار دو فرزند پسرش، کوشال و اتال، از همان سنین کودکی آغاز کرد؛ اما به دلیل مخالفت طالبان با تحصیل دختران، در این راه با مشکلات عمدهای مواجه شد. این مشکلات و مخالفتها به گونهای بود که مدتی ملاله و دیگر دوستانش -که دانشآموز بودند- را خانهنشین کرد؛ اما ملاله ناامید نشد و علیرغم تهدیدهای طالبان تلاش کرد از حقش دفاع کند. او و پدرش همچنان طرفدار آموزش برابر برای دختران بودند. آنها با انجمنها حرف میزدند، به روزنامهها نامه مینوشتند و تلفنی با روزنامهنگاران صحبت میکردند و هشدار میدادند که «اگر به نسل جدید قلم داده نشود، تروریستها به آنها اسلحه خواهند داد.» براین اساس ملاله، در وبلاگش با نام مستعار گل ماکایی – از شخصیتهای پاکستانی که سالها پیش با سرکوبگری بریتانیا مبارزه کرده بود- به تشریح دغدغههایش پرداخت و حرفهایش در ژانویه 2009 به زبان اردو منتشر شد. کمی بعد وبلاگش محبوبیت پیدا کرد و پایگاه خبری بریتانیا آن را به زبان انگلیسی ترجمه کرد. البته طالبان که با هرگونه سرپیچی بهشدت مقابله میکرد، سرانجام در اتوبوس، به ملاله و دوستانش شلیک کرد و ملاله تا سرحد مرگ پیش رفت. او معتقد بود یک کودک، یک معلم، یک کتاب و یک قلم میتوانند جهان را تغییر دهند. مطالعه این کتاب، علاوه براینکه مخاطبان را با سرگذشت ملاله یوسفزی آشنا میکند، میتواند الگویی باشد برای دختران و زنانی که از حقوقشان محروم شدهاند؛ ولی سکوت کرده و جرأت حرفزدن و درخواست حق و ربکا لنگستن جورجشان را ندارند. ملاله و دخترانی شبیه او، به ما نشان میدهند که خواستن، توانستن است.













































