هنر دستیابی
۳۳۶
صفحه
وزیری
قطع
مجید زارع
نوع جلد
ورودی بر کتاب هنر دستیابی خیلی اوقات پیش میآید که ما برای انتخابی در زندگی، شغل، روابط یا … بر سر دوراهی یا چندراهی متوقف میمانیم. گاهی نمیدانیم دقیقا چه میخواهیم وگاهی هم میدانیم، اما نمیدانیم چطور آنرا به انجام برسانیم. کتابی که در دست دارید، با اتخاذ رویکردی متفاوت با شیوۀ غالب یعنی «قبل از اقدام، همۀ جوانب را بررسی کن» بر عملکردن و انجام دادن تأ
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- روانشناسی و موفقیت
- شناسه کالا
- kj-970966
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۷۶۷۷۴۲۱
- تعداد صفحه
- ۳۳۶
- قطع
- وزیری
- نوع جلد
- مجید زارع
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از آریانا قلم
مشاهدهی همهتوضیحات
ورودی بر کتاب هنر دستیابی خیلی اوقات پیش میآید که ما برای انتخابی در زندگی، شغل، روابط یا … بر سر دوراهی یا چندراهی متوقف میمانیم. گاهی نمیدانیم دقیقا چه میخواهیم وگاهی هم میدانیم، اما نمیدانیم چطور آنرا به انجام برسانیم. کتابی که در دست دارید، با اتخاذ رویکردی متفاوت با شیوۀ غالب یعنی «قبل از اقدام، همۀ جوانب را بررسی کن» بر عملکردن و انجام دادن تأکید دارد. این رویکرد، خصوصاً در زمانی که بررسی همۀ جوانب، طولانی شده، ما را عملاً زمینگیر و کلافه نموده و از اقدام کردن هراسانمان میسازد، بسیار به کارمان میآید. در واقع رویکرد اقدام کن! بر این منطق استوار است: در دنیایی که عدم قطعیتها، پیچیدگیها، ابهامات و اندرکنشهای نهفته در ساختار سیستمها و زیرسیستمها آن اندازه زیاد و متعهد و پیچیده است که امکان بررسی همه جوانب را از ما سلب میکند. تنها راهی که کار را پیش میبرد، اقدام کردن است. اما اقدام نه بصورت بیمهابا و بدون فکر. و اینجاست که نقطه تمرکز اصلی مفهومی کتاب خود را نمایان میسازد: «تفکر طراحی»! یعنی یادگرفتن و حرفهای شدن در یک رویکرد حلِ مسالهِ خلاقانهِ انسانمحور. بر این مبنا، پنج مرحله را باید گذراند: ابتدا باید بتوان با خود یا فردی که صاحب مشکل یا سوال است، همدلی و همذاتپنداری کرد تا بتوان دغدغهها و نیازهای واقعی او یا خودمان را شناخت. بعد باید مساله را بهشکلی روشن و واضح تعریف نمود و مطمئن شد که سوال و مشکل دقیقاً فهم و معین شده. گام سوم به ایدهپردازی برای تولید راههای مختلف اختصاص پیدا میکند. در گام بعدی نمونهای از راهحلی که مؤثرتر و اجراییتر از بقیه است، ساخته و اجرا می شود و در نهایت در گام پنجم، بازخوردها و نتایج بدستآمده از اجرای نمونه بررسی و ارزیابی شده و در صورت نیاز این فرایند تکرار شده تا به راه حلی مؤثر و کافی برسیم. در حقیقت با فکر و تأمل، وارد دل موضوع میشویم، مسئله را میشناسیم، برایش راه حل در نظر میگیریم، آنرا به انجام میرسانیم، بازخورد میگیریم و مجدد ادامه میدهیم تا بهترین پاسخ را برای نیازمان بدست آوریم. میبینید؟ فضایی برای منتظر ماندن و رسیدن به بهترین نتیجه ممکن در خلال فکرکردن و خیالپردازی کردن وجود ندارد. باید شروع کرد و جلو رفت و در همان حال هشیار و مراقب بود و با بازخورد گرفتن و تصحیح مداوم، به راه حل مؤثر و کارآمد رسید. این روشی است که پروفسور برنارد راث، استادی با شصت سال سابقه تدریس در استنفورد در این کتاب به ما آموزش میدهد. آموزشی ناب و بسیار جذاب، چراکه امکان ندارد دو صفحه از کتاب را بخوانید و به مثالی واقعی و ارزشمند از دنیای کسبوکار که مفهوم را عمیقاً در ذهن شما حک میکند، بر نخورید. و این همان چیزی است که سبب میشود این کتاب و مفهوم «تفکر طراحی» به کار گرفته شده در آن، هم برای حل مسائل کسبوکار قابل استفاده باشد، هم برای رشد و توسعه فردی و ارتقای درونی هرکدام از ما. کتاب از یک مقدمه جذاب بهنام گربههای چشم زرد تشکیل شده که پر است از مثالهایی کاربردی برای نمایش شیوههای منحصر بهفرد شاگردان مختلف راث برای طراحی زندگیهای خود. بعد ده بخش مفصل و مملو از ایده و نظریه و مثال که امکان ندارد با خواندن آنها کلیت ذهنیت، باورها و روشهای حل مسئله خود را به چالش نکشید. کتاب، ما را به سفری به سوی خودباوری و عملگرایی میبرد، سفری که در آن، کلید تمام قفلها نه در دستان سرنوشت، بلکه در ذهن و ارادۀ خودمان نهفته است. برنارد راث به ما میآموزد که موفقیت و رضایت، نه یک مقصد دور و دستنیافتنی، بلکه نتیجۀ انتخابهای آگاهانه، تغییر دیدگاهها و قدمهای کوچک اما هدفمند است. پیام اصلی راث این است: برای دستیابی به آنچه میخواهیم، باید از بهانهها دست بکشیم، مسئولیت زندگیمان را بپذیریم و با نگاهی خلاق، موانع را به فرصت تبدیل کنیم. او بارها تکرار میکند: «هیچ چیز ذاتاً معنایی ندارد، مگر معنایی که ما به آن میدهیم.» نگاهی عمیقتر به کتاب هنر دستیابی یکی از زیباترین درسهای راث، دعوت به کنار گذاشتن بهانهها و پذیرش مسئولیت کامل انتخابهایمان است. یک مثال کوچک: او از دانشجویانش میخواهد که به جای «من باید این تکلیف را انجام دهم» بگویند «من میخواهم این تکلیف را انجام دهم.» به اعتقاد او این تغییر زبانی، حس اجبار را به اراده تبدیل میکند و ما را از قربانی شرایط به خالق سرنوشت خودمان ارتقا میدهد. در این مسیر، راث از ابزار تفکر طراحی کمک میگیرد، رویکردی که خودش در توسعهاش نقش داشته. او میگوید زندگی مثل یک پروژه طراحی است: باید با همدلی و درک صحیح، نیازها را بشناسیم، ایدهپردازی کنیم، نمونههای اولیه را بسازیم و آنها را آزمایش کنیم و بعد هم بازخورد بگیریم و از اشتباهات نترسیم.

































