پرش به محتوای صفحه

حضور

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

به تجربه فهمیدن وقتی برای دیگران دست و دلبازه است که به قدرت خود شک کند اگر توان کاری را که خود نمی‌تواند در دیگران ببیند حسادت نمی کند حسرت می‌خورد و آنقدر خود او را آزار می‌دهد تا آن حس همیشه ی خطاکاری اش انجام جرمی بزرگ آرام شود برای اولین بار در زندگی آرزوی دارد که برآورده نمی‌شود عشق یک طرفه نسبت به مریم محملی است برای رفع کسالت از اینکه به تعبیر مادرش

۹۸٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
نقد و نظریه ادبی
شناسه کالا
kj-121240
شابک
۹۷۸۶۰۰۰۳۲۹۶۹۳

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از علی موذنی

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر از سوره مهر

مشاهده‌ی همه

توضیحات

به تجربه فهمیدن وقتی برای دیگران دست و دلبازه است که به قدرت خود شک کند اگر توان کاری را که خود نمی‌تواند در دیگران ببیند حسادت نمی کند حسرت می‌خورد و آنقدر خود او را آزار می‌دهد تا آن حس همیشه ی خطاکاری اش انجام جرمی بزرگ آرام شود برای اولین بار در زندگی آرزوی دارد که برآورده نمی‌شود عشق یک طرفه نسبت به مریم محملی است برای رفع کسالت از اینکه به تعبیر مادرش مثل شمع می‌سوزد لذت می برد از آوازه عشق سخت را زیاد و دلسوزی دیگران کارش را به جایی رسانده که فکر می‌کند مجنونی دیگر است گفتم مریم….. آره گفتم مریم انگار سالهاست آشنایم و مگر نبوده‌ام اولین عشقم بوده است و آخرینش هم هست من حرفهایم را برای آن که روزی به او بگویم با آن چند زنی که در زندگی ام بوده‌اند تمرین کرده‌ام. گفت اسمم را از کجا میدانی گفتم ای بابا بچه محلیم. به رفتنش چند ساعت بیشتر نمانده جلال مهلت تحویل داستان را تا ساعت ۹ امشب یعنی آخرین شبی که مریم در ایران است تعیین کرده قرار است نامبرده را در مهمانی امشب که به خاطر مریم برپا کرده اعلام کند و ۳۰ هزار تومان جایزه را هم نقد آن بپردازد. مریم گفت خوشحال میشوم اگر بروی. پول کم نیست سی هزار تومان هم برای مفلسی مثل من که به بیان پول باید غربتی سخت را مدتها تحمل کنم شاید یک سال. اول ۱۰ هزار تومان بود بعد شد بیست هزار تومان بابت ۳۰ هزار تومان. از فکر اینکه فردا شب مریم در هند است و من اینجا قلبم درد میگیرد. دوچشم جادو در هند انتظارم را می کشند در هند دو دستی هست که وقتی در دست گرفتمشان وقتی بوسیدمشان وقتی به چشمهای گریان گذاشتمشان معجزه را باور می کنم و ایمان می آورم به نفسی که مسیح مرده را با آن زنده کرد. جلالی گفت میبینی خسرو اسم مریم را تبدیل به شعر کرده من که خیلی می پسندم. خسرو از وقتی می‌خواندم اخم کرده بود گفت ولی تو داستان خواسته ای داستان هم برای خودش اصولی دارد. خندیدم گفتم اگر اشکالی هست خسرو درپرداخت من نیست در عشق است که وزن و آهنگ دارد. مریم گفت اگر داستانت از طریق من به دست جلال برسد شانس برنده شدن از ۱۰۰ برابر می شود هان چرا از این مکان استفاده نکنیم. جلال پیشنهاد نوشتن داستان را به خسرو داده حقم داشت او مرا بیشتر شاعر می داند همین هم هست اما وقتی در طرحش را گفت فکر کردم با توجه به سیاه مشق های داستانی هم که هیچ وقت جرات در کردنشان را نداشته‌ام نوشتن چیزی که جلال می‌خواهد آسان است.

۹۸٬۰۰۰تومان