پرش به محتوای صفحه

حضور

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۱۲۶

صفحه

۱۳۹۸

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

گزیده ای از متن کتاب کتاب حضور نوشتۀ یرزی کازینسکی ترجمۀ ساناز صحتی 1 یکشنبه بود. «شانس» توی باغ بود و آهسته حرکت می‌کرد. شیلنگ سبزرنگ را از این باریکه به باریکۀ دیگر می‌کشید و جریان آب را به‌دقت تماشا می‌کرد. می‌گذاشت که جریان آب، هر گیاهی، هر گلی، و هر شاخه‌ای از باغ را به‌نرمی لمس کند. گیاه مثل انسان است، برای زیستن، برای غلبه بر بیماری‌ها و برای مرگ آرام

این کتاب فعلا ناموجود است

شماره‌ات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت می‌فرستیم تا حسابت ساخته شود و به‌محضِ موجود شدن خبرت کنیم.

با ادامه، حساب کاربری‌ات (در صورت نبود) ساخته می‌شود.

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-557690
شابک
۹۷۸۶۰۰۳۷۶۶
تعداد صفحه
۱۲۶
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
سال انتشار شمسی
۱۳۹۸

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از یرزی کازینسکی

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب پرواز را بخاطر بسپار

یرزی کازینسکی

ترجمه‌ی ساناز صحتی

هاشمی

ناموجود
جلد کتاب حضور (ادبیات مدرن جهان،چشم و چراغ121)

یرزی کازینسکی

ترجمه‌ی ساناز صحتی

نگاه

ناموجود
جلد کتاب پرواز را به خاطر بسپار (ادبیات مدرن جهان،چشم و چراغ123)

یرزی کازینسکی

ترجمه‌ی ساناز صحتی

نگاه

ناموجود

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب عشق و فراموشی

شمس لنگرودی

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تراژدی ریچارد سوم

ویلیام شکسپیر

ترجمه‌ی رضا براهنی

نگاه

۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اگزیستانسیالیسم چیست؟ (و چند جستار فلسفی دیگر)

سیمون دو بووار

ترجمه‌ی فرهاد کربلایی

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب سام (سفر پیدایش پیش از ابراهیم)

دیوید کیشیک

ترجمه‌ی امیرحسین طاهری، ابراهیم رنجبر

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جامعه تسکینی (درد در عصر حاضر)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اینفوکراسی (دیجیتالی شدن و بحران دموکراسی)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نااشیا (شورش زیست جهان)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اتاق شماره 6 و چند داستان دیگر

آنتون چخوف

ترجمه‌ی کاظم انصاری

نگاه

۷۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصور کن

یغما گلرویی

نگاه

۱۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بینوایان

ویکتور هوگو

ترجمه‌ی نسرین تولایى

نگاه

۲٬۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پخمه

عزیز نسین، رضا همراه

نگاه

۱۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای

عزیز نسین، قدیر گلکاریان

نگاه

۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خاطرات بولیوى

ارنستو چه گوارا، جمشید نوایى

نگاه

۵۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شبگرد

نجیب محفوظ | صادق دارابی

ترجمه‌ی صادق دارابی

نگاه

۱۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جنس ضعیف

اوریانا فالاچی، یغما گلرویی

نگاه

۱۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان پروین اعتصامى

پروین اعتصامی

نگاه

۴۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اشفته حالان بیداربخت

غلامحسین ساعدی

نگاه

۵۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تالار ایینه

امیرحسن چهل تن

نگاه

۲۴۵٬۰۰۰تومان

توضیحات

گزیده ای از متن کتاب کتاب حضور نوشتۀ یرزی کازینسکی ترجمۀ ساناز صحتی 1 یکشنبه بود. «شانس» توی باغ بود و آهسته حرکت می‌کرد. شیلنگ سبزرنگ را از این باریکه به باریکۀ دیگر می‌کشید و جریان آب را به‌دقت تماشا می‌کرد. می‌گذاشت که جریان آب، هر گیاهی، هر گلی، و هر شاخه‌ای از باغ را به‌نرمی لمس کند. گیاه مثل انسان است، برای زیستن، برای غلبه بر بیماری‌ها و برای مرگ آرامش، احتیاج به مراقبت دارد. با وجود این، گیاه با انسان فرق دارد. هیچ گیاهی قادر نیست به خود بیندیشد، و یا قادر نیست که خود را بشناسد. آینه‌ای که گیاه بتواند چهرۀ خود را در آن تشخیص دهد، وجود ندارد. هیچ گیاهی نمی‌تواند به‌عمد کاری بکند. نمی‌تواند جلوی رشد خود را بگیرد. رشد گیاه بی‌معنی است، به دلیل اینکه گیاه نمی‌تواند استدلال کند یا خواب ببیند. توی باغ امن و امان بود و دیوار بلندی با آجرهای قرمزرنگ و پوشیده از پیچک باغ را از خیابان جدا می‌کرد. حتی صدای اتومبیل‌هایی که از خیابان رد می‌شدند نمی‌توانست آرامش باغ را به‌هم بزند. «شانس» خیابان‌ها را نادیده می‌گرفت. گرچه هیچ‌وقت پایش را از خانه و باغ بیرون نگذاشته بود، با این‌ حال نسبت به زندگی آن سوی دیوار کنجکاو نبود. قسمت جلوی خانه‌ای که «پیرمرد» در آن زندگی می‌کرد می‌شد قسمت دیگری از دیوار یا خیابان باشد. از محل کار شانس روشن نبود که دقیقاً چه چیزی در خانه درحال وقوع است. در قسمت عقب طبقۀ همکف که مشرف به باغ بود، کلفت خانه زندگی می‌کرد. در طرف دیگر هال، اتاق و حمام «شانس» قرار داشت و راهرویی که به باغ منتهی می‌شد. چیزی که به‌ویژه در باغ جالب بود، این بود که «شانس»، همان‌طور که وسط باریکه‌ها یا میان بوته‌ها و درخت‌ها ایستاده بود، هر لحظه می‌توانست پرسۀ خود را شروع کند، بدون آنکه بداند آیا به جلو می‌رود یا به عقب، و بی‌آنکه مطمئن باشد جلوتر از قدم‌های قبلی خود قرار دارد یا عقب‌تر از آنها. چیزی که اهمیت داشت این بود که شانس، مثل گیاهان رو به رشد، در حال و وضع مخصوص خود سیر می‌کرد. هرچندوقت یک‌بار، شانس شیر آب را می‌بست و می‌نشست روی چمن و فکر می‌کرد. باد بی‌اعتنا به جهت خود، به‌نوبت بوته‌ها و درخت‌ها را به این سو و آن سو تکان می‌داد. گردوخاک شهر یکدست بر همه‌جا فرو می‌نشست و گل‌ها را تیره‌رنگ می‌کرد _ گل‌هایی که بی‌صبرانه منتظر آن بودند که باران خیسشان بکند و آفتاب خشکشان. ولی باغ، به‌رغم پویایی‌اش، حتی در اوج شکوفایی هم گورستان خود بود. زیر هر درخت و بوته‌ای، تنه‌های پوسیده و ریشه‌های وارفته و متلاشی افتاده بود. مشکل می‌شد گفت که آیا ظاهر باغ است که اهمیت دارد یا گورستانی که باغ از آن سر بر کشیده است و مدام در نتیجۀ زوال تدریجی در آن غرق می‌شود. مثلاً، روی دیوار خفجه‌هایی بودند که در بی‌اعتنایی مطلق به سایر گیاهان می‌رستند. این خفجه‌ها سریع‌تر رشد می‌کردند و باعث می‌شدند که گل‌های کوچک‌تر کوتوله به نظر آیند و در قلمرو بوته‌های کم‌بنیه‌تر یله می‌شدند. شانس رفت داخل اتاقش و تلویزیون را روشن کرد. تلویزیون نور و رنگ و زمان خود را می‌ساخت. تلویزیون از قانون جاذبۀ زمین که تا ابد همۀ گیاهان را به طرف پایین خم می‌کرد، پیروی نمی‌کرد. در تلویزیون همه چیز  __ شب و روز، کوچک و بزرگ، محکم و شکننده، نرم و سخت، سرد و گرم، دور و نزدیک __ آری همه چیز، مغشوش و درهم بود و به رغم همۀ اینها، صاف و هموار. در این دنیای رنگارنگ تلویزیون، باغبانی کردن، عصای سفید کورها بود. موسسه انتشارات نگاه کتاب حضور نوشتۀ یرزی کازینسکی ترجمۀ ساناز صحتی کتاب حضور نوشتۀ یرزی کازینسکی ترجمۀ ساناز صحتی موسسه انتشارات نگاه