یک روز از زندگی عابد سلامه
۲۶۰
صفحه
۱۴۰۳
سال چاپ
رقعی
قطع
آن روزها چشم انداز عنانا پر بود از درختان زیتون و انجیر و مزارع گسترده گندم و عدس خانواده های پر جمعیت در یک اتاق و روی تشک های نازک روی زمین می خوابیدند. خانه ها حیاط داشت و زنان کوزه به سر از چشمه ای در آن حوالی آب می آوردند. هر جمعه نشته بزرگی را پر از آب می کردند و در اتاق می گذاشتند و بچه ها در آن حمام می کردند، بعد هم با موهای خیس و لباسهای تمیز به خط
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-071122
- تعداد صفحه
- ۲۶۰
- قطع
- رقعی
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۳
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از کتابستان معرفت
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی مریم مهدوی
مشاهدهی همهتوضیحات
آن روزها چشم انداز عنانا پر بود از درختان زیتون و انجیر و مزارع گسترده گندم و عدس خانواده های پر جمعیت در یک اتاق و روی تشک های نازک روی زمین می خوابیدند. خانه ها حیاط داشت و زنان کوزه به سر از چشمه ای در آن حوالی آب می آوردند. هر جمعه نشته بزرگی را پر از آب می کردند و در اتاق می گذاشتند و بچه ها در آن حمام می کردند، بعد هم با موهای خیس و لباسهای تمیز به خط میشدند تا دست پدرشان را به نشانه تشکر بیوسند. پدرها هم در جواب بوسه ای به پیشانی آنها می زدند و با گفتن «نعیما برای بچه ها دعای خیر می کردند. این ها همه بود تا این که اسرائیل عنانا و دیگر نقاط کرانه باختری را در جنگ ۱۹۶۷تصرف کرد.








































