عیسا
۱۲۳۶
صفحه
۱۳۹۸
سال چاپ
وزیری
قطع
سخت
نوع جلد
گزیده ای از متن کتاب عیسا نوشتۀ شارل گنیبر درآمد 1 معضلِ منشاءِ مسیحیت : در گذشته و در حالِ حاضر مطلبی که موضوعِ پژوهشِ کتابِ حاضر بوده، معضلِ تاریخیِ تولدِ کیشِ مسیحی ست و استقرارِ آن در دنیایِ باستان. پیروزیِ مسیحیت، پایداریِ آن، و حتّا قدرتِ تبلیغی و ترویجیِ آن، عمدتاً معلولِ عللی بوده است که هیچ ربطی به سرچشمههایِ آن ندارد. مسیحیت هم، مثلِ هر نهادِ بشری
این کتاب فعلا ناموجود است
شمارهات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت میفرستیم تا حسابت ساخته شود و بهمحضِ موجود شدن خبرت کنیم.
با ادامه، حساب کاربریات (در صورت نبود) ساخته میشود.
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- تاریخ
- شناسه کالا
- kj-275319
- شابک
- ۹۷۸۶۰۰۳۷۶۲۸۴۸
- تعداد صفحه
- ۱۲۳۶
- قطع
- وزیری
- نوع جلد
- سخت
- سال انتشار شمسی
- ۱۳۹۸
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از نگاه
مشاهدهی همهتوضیحات
گزیده ای از متن کتاب عیسا نوشتۀ شارل گنیبر درآمد 1 معضلِ منشاءِ مسیحیت : در گذشته و در حالِ حاضر مطلبی که موضوعِ پژوهشِ کتابِ حاضر بوده، معضلِ تاریخیِ تولدِ کیشِ مسیحی ست و استقرارِ آن در دنیایِ باستان. پیروزیِ مسیحیت، پایداریِ آن، و حتّا قدرتِ تبلیغی و ترویجیِ آن، عمدتاً معلولِ عللی بوده است که هیچ ربطی به سرچشمههایِ آن ندارد. مسیحیت هم، مثلِ هر نهادِ بشریِ دیگر، موجودیتِ خود را در طولِ اعصار از راه تغییرِ قیافه و همرنگ شدن با محیط حفظ کرده است. 1 با وجودِ این، برایِ آن که مشخصهها و ویژگیهایِ بنیادینِ آن را معلوم کنیم، و در نتیجه، روح و مسیرِ رشدِ آن را دریابیم، چارهیِ دیگری نداریم جز آن که باز به سرـ چشمههایِ آن رجوع کنیم. این اعتقاد که نحوهیِ شکلگیری و بقایِ مسیحیت با ادیانِ گوناگونِ دیگر، چه پیش و چه پس از آن، فرق داشته است ؛ این ا عتقاد که مسیحیت فاقدِ ا حکامِ فراوانِ موجود در سایرِ 1 مؤلفِ کتابِ حاضر این نکته را پیشتر در سه مقاله به تحلیل کشیده است با این عناوین : L’évolution des dogmes, Paris, 1910; Le christianisme antique, 1921; Le Christian-isme médiéval et modern, 1922. ادیان بوده و کمتر از سایرِ ادیان به چپ و راست رفته است؛ این اعتقاد که مسیحیت از خمیرهیی استثنایی و یگانه سرشته است ـ همه اعتقاداتی ست مذهبی. البته، الهامبخش است و پُراحساس و درخورِ احترام و حاکی از توجهِ غیرِآرمانی و غیرِآرمانگرایانه به این دین. ولی به کارِ تحلیلِ تاریخی نمیخورَد چون از نگرشِ تاریخی برخوردار نیست. از زمانی که محققان، بی هیچ غرض و تعصبِ مذهبی، برایِ نخستین بار، همت به کارِ تحقیق در سرچشمههایِ مسیحیت گماردند، حتّا یک نفر پیدا نشده که به این نتیجهیِ بنیادین نرسیده باشد که تفسیرِ سنّتی، یا بگوییم « روایتِ» دینیِ سرچشمههایِ مسیحیت، تابِ بررسیِ نقادانه ندارد. در مقابلِ این نتیجهگیریِ منفی، نظریههایِ مختلف و حتّا متناقضِ بسیاری عرضه شده که هر یک ْ به جایِ نظریهیِ باطل شدهیِ پیشین آمده، ولی وقتی موردِ نقد و بررسی قرار گرفته اَند، در کلّ، هیچیک نتوانسته است خود را بهعنوانِ نظریهیی مقبول تثبیت کند. این قضیه جایِ تعجب ندارد. امیدی هم به این که اوضاع به نفعِ نگاهِ سنّتی تغییر کند نباید داشت. 1 دانش، ذاتاً، عبارت است از فرآیندِ نزدیک شدنِ مرحله به مرحله به کمال. به همین دلیل، همواره در معرضِ تغییر و تحول است، و هر قدر بیشتر فراگیرد و بیشتر دریابد، اجباراَش به تغییر و تعدیلِ دیدگاههایِ خود بیشتر میشود. مجبور میشود عناصرِ تعیینکنندهیی را که در تحلیلِ او وجود نداشته در تحلیل بگنجانَد و الگوهایی را که حاصلِ تکمیلِ اطلاعات بوده و نمودارِ سازمانِ این عناصر است اصلاح کند. به سخنِ دیگر، مُدام مجبور است طرحِ توضیحی و تفسیریِ خود را خراب کند و از نو بسازد. پس در دانش، همهچیز موقتی ست. این بدان معنا نیست که، از کوششهایِ پی در پیِ او، رویِ هم رفته، چیزی بر جا نمیمانَد؛ و باز بدان معنا نیست که تمامِ حقایقی که دریافته، یا تمامِ نتایجی که با تجربه کسب کرده، قطعیتِ خود را از دست میدهند. مثلاً، چون مفسرانِ در نتیجهیِ تحقیقاتِ خود، تفسیرهایِ متناقضی در بابِ رشد « دینِ عیدِ پاک» [= رشدِ دینِ مبتنی بر « عیدِ پاک»] مطرح کرده اَند، تناقضات و مواردِ نامحتملی که در روایاتِ انجیلیِ « رستا خیزِ مسیح» پیدا کرده اَند، دیگر همساز یا محتمل محسوب نمیشوند. همینطور، از این واقعیت 1 البته، دفاعیهنویسانِ [apologists] کاتولیک ناامید نشده اَند، شاهداَش کتابِ پدر لاگرانژ : Le sens du christianisme d’après l’exégèse allemande, Paris, 1918. روشی که این کتاب به کار برده بعید است مقبول افتد. که فلان محقق نظریهیی مطرح کرده و اطلاعاتِ بعدی باعث شده است بهمان محقق بر آن نظریه خطِ بطلان بکشد، یا از این واقعیت که فلان محقق جسارت کرده و نظریهیی پیش کشیده، و بعد معلوم شده نظریهیِ او بلندپروازانه یا شکننده بوده است، نباید نتیجه گرفت که این کورمالرفتنها، این تجربههایِ بیحاصل، این کوششهایِ بی سرانجام، معلوم میکند که تاریخِ صدرِ مسیحیت محکوم است به بلاتکلیفیِ چارهناپذیر. بیتردید، تحقیق در این موضوع هرگز تمامِ مجهولهای دانش را معلوم نمیکند؛ ولی کوششهایِ صبورانه، حتّا کوششهایی که بیثمر و مأیوسکننده مینمایند، آهسته اما پیوسته، زمینه ـ هایِ محکمی برایِ یک تفسیرِ کاملاً رضایتبخش فراهم خواهد کرد. همهیِ این تفسیر، البته، در دستِ تهیه نیست. بخشِ قابلِ توجهی از آن تا کنون به عمل آمده و میتوان گفت، در بنیاد، انکارناپذیر بوده است. تعدادِ نکاتِ مهم و اصولِ کلّییی که موردِ توافقِ محققان مستقلاً بوده، چندان هست که شایانِ احترام باشد و دلگرمکننده.



































