جایی دیگر
۲۶۳
صفحه
۱۴۰۳
سال چاپ
شومیز - رقعی
نوع جلد
کتاب جایی دیگر نوشتهی گلی ترقی ، از داستاننویسان مدرن است. او نویسندگی را از سال 1348 با مجموعه داستان « من هم چهگوارا هستم » شروع کرد. در کتاب جایی دیگر شش داستان مجزا را میخوانید که به نحوی با هم در ارتباطاند. به باور منتقدان، کتاب نثر ساده اما پرمفهومی دارد. در این داستانها اغلب جنبهی خیالی غالب است؛ اما درواقع روایتگر زندگی و شرایط واقعی خیلی از آ
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-916724
- تعداد صفحه
- ۲۶۳
- نوع جلد
- شومیز - رقعی
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۳
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نیلوفر
مشاهدهی همهتوضیحات
کتاب جایی دیگر نوشتهی گلی ترقی ، از داستاننویسان مدرن است. او نویسندگی را از سال 1348 با مجموعه داستان « من هم چهگوارا هستم » شروع کرد. در کتاب جایی دیگر شش داستان مجزا را میخوانید که به نحوی با هم در ارتباطاند. به باور منتقدان، کتاب نثر ساده اما پرمفهومی دارد. در این داستانها اغلب جنبهی خیالی غالب است؛ اما درواقع روایتگر زندگی و شرایط واقعی خیلی از آدمهاست. شخصیتها هم در ناامیدی و تمایل به انزوا مشترکاند. «بازی ناتمام»، «اناربانو و پسرهایش»، «سفر بزرگِ امینه»، «درخت گلابی»، «بزرگبانویِ روحِ من» و «جایی دیگر» داستانهای این کتاب هستند. در میان این داستانها «درخت گلابی» شهرت بیشتری دارد و داریوش مهرجویی براساس آن فیلمی را روی پردهی سینما برده است. در «بازی ناتمام» راوی یکی از همکلاسیهایش را در فرودگاه میبیند؛ کسی که زمانی دلش میخواست جای او باشد. در «اناربانو و پسرهایش» داستان پیرزن بیسواد سرگشتهای را میخوانید که به دنبال پسرانش تک و تنها عازم سوئد است. داستان «سفر بزرگ امینه» شرح زندگی زن خدمتکاری است که برای کار به کشورهای مختلف سفر میکند و دستمزدش را تمام و کمال به همسرش میدهد. «درخت گلابی» ماجرای مرد نویسندهای است که برای نوشتن و فرار از خستگیها به باغ دوران کودکیاش پناه آورده. «بزرگبانوی روح من» داستان شخصیتی ناامید و بیهدف است که برای جستوجوی کورسوی امید به همهچیز چنگ میزند. و بالاخره «جایی دیگر» داستان زندگی عاشقانهی زن و شوهری است که ناگهان زیر و رو میشود. در بخشی از متن کتاب آمده است: «میایستم پای پنجره. آسمان، آنسوی این اتاق، پشت این دیوارهای قطور گچی، آن سمت کلهی محدود و فکرهای کوتاه من، وسیع و روشن است و رنگی فروتن دارد، بدون لکهای ناجور یا خطی ناهموار، بیوزن، بینیاز، خاموش.»








































