پرش به محتوای صفحه

کابل اکسپرس

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۳۰۴

صفحه

۱۴۰۲

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

گزیده‌ای از کتاب کابل اکسپرس: کابل اکسپرس ناخودآگاه دست چپ ناقص‌اش را می‌مالد. دردی خیالی در جای سه انگشت قطع‌شده‌اش که وقتی در اداره کل امنیت خارجی کار می‌کرد براثر انفجار نمونه‌ی اولیه‌ی بمبی از بین رفت و همیشه وقتی عصبی است به سراغش می‌آید. ماینه با صدای گرفته پاسخ می‌دهد: «هیچ‌کس همچین بمبی هرگز ندیده.» در آغاز کتاب کابل اکسپرس می‌خوانیم: پیش‌درآمد سه ما

۲۴۵٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-373816
تعداد صفحه
۳۰۴
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
سال انتشار شمسی
۱۴۰۲

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از سدریک بانل

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب مرد کابل (ادبیات مدرن جهان،چشم و چراغ79)

سدریک بانل

ترجمه‌ی ابوالفضل الله دادی

نگاه

۲۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کابل اکسپرس (ادبیات مدرن جهان،چشم و چراغ90)

سدریک بانل

ترجمه‌ی ابوالفضل الله دادی

نگاه

۲۴۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بد (ادبیات مدرن جهان،چشم و چراغ89)

سدریک بانل

ترجمه‌ی ابوالفضل الله دادی

نگاه

۳۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب سه گانه کابل (مرد کابل،بد،کابل اکسپرس)،(3جلدی،باقاب)

سدریک بانل

ترجمه‌ی ابوالفضل الله دادی

نگاه

۹۲۵٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از ابوالفضل الله دادی

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب پسرانی از جنس روی – چشم و چراغ 51

سوتلانا الکسیویچ، ابوالفضل الله دادی

ترجمه‌ی ی ابوالفضل الله دادی

نگاه

۱۹۵٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب عشق و فراموشی

شمس لنگرودی

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تراژدی ریچارد سوم

ویلیام شکسپیر

ترجمه‌ی رضا براهنی

نگاه

۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اگزیستانسیالیسم چیست؟ (و چند جستار فلسفی دیگر)

سیمون دو بووار

ترجمه‌ی فرهاد کربلایی

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب سام (سفر پیدایش پیش از ابراهیم)

دیوید کیشیک

ترجمه‌ی امیرحسین طاهری، ابراهیم رنجبر

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جامعه تسکینی (درد در عصر حاضر)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اینفوکراسی (دیجیتالی شدن و بحران دموکراسی)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نااشیا (شورش زیست جهان)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اتاق شماره 6 و چند داستان دیگر

آنتون چخوف

ترجمه‌ی کاظم انصاری

نگاه

۷۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصور کن
۱۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای
۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب گوزن در بوران شدید
۱۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بینوایان
۲٬۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان پروین اعتصامى
۴۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خاطرات بولیوى
۵۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شبگرد

نگاه

۱۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اشغالدونی
۱۰۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پخمه

نگاه

۱۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای
۱۵۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

گزیده‌ای از کتاب کابل اکسپرس: کابل اکسپرس ناخودآگاه دست چپ ناقص‌اش را می‌مالد. دردی خیالی در جای سه انگشت قطع‌شده‌اش که وقتی در اداره کل امنیت خارجی کار می‌کرد براثر انفجار نمونه‌ی اولیه‌ی بمبی از بین رفت و همیشه وقتی عصبی است به سراغش می‌آید. ماینه با صدای گرفته پاسخ می‌دهد: «هیچ‌کس همچین بمبی هرگز ندیده.» در آغاز کتاب کابل اکسپرس می‌خوانیم: پیش‌درآمد سه ماه قبل پسر روی نیمکتی نه چندان دور از چهارراهی مسعود، میدان اصلی کابل نشسته است. اسم او زواک [1]   است. هفده سال دارد امّا به نظر سیزده چهارده ساله می‌رسد. صورتِ  بدون مو، شانه‌های باریک، ریزه و مثل برخی افغان‌ها با موهایی به رنگ خرمایی روشن، پوست سفید و چشم‌های سبز. با شلوار جین، تی‌شرتی با عکس تیم فوتبال آرسنال و کفش‌های ورزشی‌اش ظاهر دانش‌آموزی غربی را دارد که خدا می‌داند چه رازی او را به آنجا کشانده است. با کوله‌پشتی‌ای از مارک دی‌جی روی زانوهایش منتظر است. تا لحظاتی دیگر، فرستاده‌ی داعش وسایل ضروری سفرش را به سرزمین شام _ آن‌طور که تروریست‌ها، سوریه را می‌نامند _  برایش خواهد آورد. فرقه‌ی داعش رو به نابودی است امّا بدون مبارزه از بین نخواهد رفت و زواک نقشه‌ای را که لازم است در اختیار دارد تا از کفّار انتقام بگیرد. ناگهان مردی کنارش می‌نشیند. زواک تردید دارد. آیا همان کسی است که منتظرش است؟ برای اینکه همدیگر را بشناسند رمزی پیش‌بینی شده است. سپس دستی به سوی او می‌خزد و رانش را لمس می‌کند. جا می‌خورد و با بیزاری به مردی که کنارش نشسته نگاه می‌کند. تازه‌رسیده زمزمه می‌کند: «من اسکناس‌های افغانی دارم. دو هزار تا. می‌خوای؟» زواک انگار عقربی نیش‌اش زده از جایش می‌پرد. مرد اصرار نمی‌کند. بلند می‌شود و بعد از اینکه جلوِ رویش چند ناسزا می‌گوید محل را ترک می‌کند. زواک دوباره سرجایش می‌نشیند در حالی که قلبش می‌زند و امیدوار است حضور مردِ منحرف، قاصد را فراری نداده باشد. چند دقیقه‌ای در دود عبور و مرور اتومبیل‌ها می‌گذرد و سپس مرد دیگری نزدیک می‌شود. پیرمردی است که دستار به سرش بسته، ریش بلند سفیدش خودنمایی می‌کند و قرآنی در دست دارد. مرد همان‌طور که می‌نشیند می‌گوید: «درود بر پرودگارت، قادر متعال که در وصف نمی‌گنجد! و سلام بر پیغمبران و ستایش خدایی که پروردگار جهان است.» زواک به‌طور خودکار پاسخ می‌دهد: «ستایش ابدی  برای خداوند است و خدا را شکر.» این رمز است. _ برای هجرت آماده‌ای؟ _ آماده‌م. پیرمرد لبخند واضحی بر لب دارد. پاکتی از پیراهن کورتی چرکش بیرن می‌آورد. _ برای برگشتت به سرزمین اسلام، توی این پاکت گذرنامه‌ی جدیدت، هزار و پونصد دلار، هزار افغانی برای رفتن تا فرودگاه و اجازه‌ی سفر برای افراد نابالغ رو پیدا می‌کنی. هواپیمات تا چهار ساعت دیگه می‌پره. _ به مقصد کجا؟ _ استانبول. برادری دمِ ورودی‌ها منتظرته. کلاه قرمز و عصایی با سر شیر داره. از همین رمز شناساییِ‌ من استفاده کن. به‌صورت رسمی تو داری می‌ری ترکیه پیش مادرت. اون تو غازیان‌تپه خدمتکاره. تلفن نداره ولی می‌دونی کجا کار می‌کنه: تو یه چای‌خانه روبه‌روی ترمینال اتوبوس با ویترین صورتی. سؤالی داری؟ زواک سؤالی ندارد. با پیرمرد خداحافظی می‌کند، پاکت را در کوله‌پشتی‌اش می‌گذارد و به سمتِ ایستگاه اتوبوس راه می‌افتد. بقیه‌ی ماجرا همان‌طور که سازمان برایش پیش‌بینی کرده بدون مشکل پیش خواهد رفت. در بطن داعش همچون اپل، کوکاکولا یا تویوتا همه بلدند از دنیای جدیدِ جهانی‌شده، باز و پیوسته استفاده کنند. در فرودگاه کابل هیچ‌کس نگران نوجوانی نیست که ظاهر کودکی عاقل را دارد و زواک بدون مشکل و با گذرنامه‌ی کاملاً نویِ خود از کنترل‌های امنیتی عبور می‌کند. در تنها سالن کثیفِ ترمینال، همراه دیگر مسافران و نزدیکِ فرش‌های فرسوده‌ای منتظر می‌ماند که صدها مسلمان ذکرگویان پیشانی‌شان را روی آن‌ها قرار می‌دهند. زواک خودش نماز نمی‌خواند. در واقع کاملاً مطمئن نیست که به خدا باور دارد یا نه. نبرد او جای دیگری است. پرواز تأخیر دارد امّا کنسول الکترونیکی‌اش را با آخرین نسخه‌ی بازی ندای وظیفه [2] و چند بیسکوییت شکلاتی برای گذراندن زمان دارد. احساس آرامش و حتّی آسودگی می‌کند. بالاخره حدود ساعت چهار بعدازظهر مسافرگیری پرواز مستقیم به آنکارا با ایرباس شرکت هواپیمایی ترکیه آغاز می‌شود. پنلی که روی آن نوشته شده کودک بدون همراه به گردنش آویزان می‌کنند و او از جلوِ دیگران می‌گذرد. این اوّلین بار است که زواک سوار هواپیما می‌شود و کاملاً ترسیده است. با این حال احتمالاً تنها مسافری است که می‌تواند پدیده‌ی پرواز، مکانیک سیالات روی بال‌ها، گرانش و همه‌ی این مفاهیم پیچیده را توضیح دهد. امّا اصلاً نمی‌خواهد در این مورد با کسانی حرف بزند که کنارش نشسته‌اند. زواک حرف زدن را

۲۴۵٬۰۰۰تومان