پرش به محتوای صفحه

پسرانی از جنس روی – چشم و چراغ ۵۱

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش

۴۲۲

صفحه

۱۴۰۰

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

گزیده‌ای از کتاب، پسرانی از جنس روی حالا که بالاخره از جنگ خلاص شدم و سایۀ جنگ کمی دور شده است، نمی‌توانم به شما بگویم جنگ دقیقاً چطور بود. آن لرزش‌های همۀ اعضای بدن، آن خشم… قبل از جنگ، من در مدرسۀ فنی حمل و نقل خودرو تحصیلاتم را تمام کردم و مرا به عنوان رانندۀ فرمانده گردان به‌کار گرفتند. در آغاز کتاب، پسرانی از جنس روی، می‌خوانیم گزارش کار 14 ژوئن 1986 کا

۱۹۵٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره

گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
ادبیات و داستان
شناسه کالا
kj-167894
تعداد صفحه
۴۲۲
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
سال انتشار شمسی
۱۴۰۰

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

کتاب‌های بیشتر از ابوالفضل الله دادی

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب کابل اکسپرس

سدریک بانل، ابوالفضل الله دادی

نگاه

۲۴۵٬۰۰۰تومان

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
جلد کتاب عشق و فراموشی

شمس لنگرودی

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تراژدی ریچارد سوم

ویلیام شکسپیر

ترجمه‌ی رضا براهنی

نگاه

۶۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اگزیستانسیالیسم چیست؟ (و چند جستار فلسفی دیگر)

سیمون دو بووار

ترجمه‌ی فرهاد کربلایی

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب کتاب سام (سفر پیدایش پیش از ابراهیم)

دیوید کیشیک

ترجمه‌ی امیرحسین طاهری، ابراهیم رنجبر

نگاه

۳۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب جامعه تسکینی (درد در عصر حاضر)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اینفوکراسی (دیجیتالی شدن و بحران دموکراسی)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۳۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب نااشیا (شورش زیست جهان)

بیونگ چول هان

ترجمه‌ی مسیح بهار

نگاه

۴۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اتاق شماره 6 و چند داستان دیگر

آنتون چخوف

ترجمه‌ی کاظم انصاری

نگاه

۷۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب تصور کن
۱۷۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای
۱۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب گوزن در بوران شدید
۱۵۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب بینوایان
۲٬۷۵۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب دیوان پروین اعتصامى
۴۲۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب خاطرات بولیوى
۵۳۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب شبگرد

نگاه

۱۲۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اشغالدونی
۱۰۵٬۰۰۰تومان
جلد کتاب پخمه

نگاه

۱۷۰٬۰۰۰تومان
جلد کتاب اپارتمان اجاره ای
۱۵۰٬۰۰۰تومان

توضیحات

گزیده‌ای از کتاب، پسرانی از جنس روی حالا که بالاخره از جنگ خلاص شدم و سایۀ جنگ کمی دور شده است، نمی‌توانم به شما بگویم جنگ دقیقاً چطور بود. آن لرزش‌های همۀ اعضای بدن، آن خشم… قبل از جنگ، من در مدرسۀ فنی حمل و نقل خودرو تحصیلاتم را تمام کردم و مرا به عنوان رانندۀ فرمانده گردان به‌کار گرفتند. در آغاز کتاب، پسرانی از جنس روی، می‌خوانیم گزارش کار 14 ژوئن 1986 کاملاً مصمم بودم که دیگر در مورد جنگ ننویسم. بعد از انتشار کتابم « جنگ چهره ‌ ای زنانه ندارد »، دیگر طاقت نداشتم ببینم از دماغ بچّه‌ای خون می‌آید؛ در روستا با دیدن ماهیگیران فرار می‌کردم زیرا چشم‌های یخ‌زدۀ ماهی‌هایی که آنها سرخوشانه به سمت ساحل پرت می‌کردند حالت تهوع به من می‌داد. مطمئناً همۀ ما پشتیبان‌هایی ـ جسمی یا روحی ـ داریم که در برابر رنج از ما حمایت می‌کنند. پشتیبان‌های من امّا از بین رفته بودند. اگر ناله‌های گربه‌ای را می‌شنیدم که اتومبیلی آن را زیر گرفته بود، دیوانه می‌شدم. حتی دیگر نمی‌توانستم کِرم خاکی له‌شده‌ای را ببینم. از طرفی حیوانات، ماهی‌ها و پرندگان مثل همۀ جانداران، داستان خاص خود را دارند و بالاخره کسی پیدا می‌شود که آن را بنویسد. امّا ناگهان… شیوۀ حرف‌زدن را باید عوض کرد چون آن روز، بیش از شش سال از آغاز جنگ می‌گذشت… … ما دخترک دانش‌آموزی را سوار اتومبیلمان کردیم تا او را به روستایش که سر راهمان بود برسانیم. رفته بود مینسک خرید کند. سرِ چند جوجه از زنبیل بزرگش بیرون زده بود. سبدش را که پُر از نان بود در صندوق عقب چپاندیم. در روستا، مادرش که جلویِ درِ باغ منتظرش ایستاده بود تا او را دید جیغ‌هایی بلند کشید. دخترک به سمتش دوید: ـ مامان! ـ وای ملوسکم، یه نامه برام رسیده! آندری [1] ما افغانستانه! وای خدای من! اون رو مثل ایوان فِدورا [2] برمی‌گردونن… قبر ایوان کوچیک بود، خودش هم خیلی بزرگ نبود… ولی پسرک ما مثل بلوط بلنده… دو متر قد داره… ایوان نوشته: «تو می‌تونی به خودت افتخار کنی مامان، من چترباز هستم…» عجب بدبختی‌ای!… وای بچه‌های بیچارۀ من! درد و رنج صدها بازتاب دارد. شکسپیر [3] . و این ملاقات دیگری است مربوط به یک سال بعد. در سالن انتظار نیمه‌خالیِ یک ایستگاه، روی نیمکتی، افسری را با چمدانی دیدم که کنارش جوانکی نسبتاً لاغر نشسته بود. جوان سرش‌را مثل سربازها تراشیده و مسلح به چنگالی بود که با آن جعبه‌ای را گود می‌کرد که در آن گیاهی خشکیده کاشته شده بود. زن‌های روستایی کنارشان نشستند و بی‌مقدّمه‌چینی از آنها پرسیدند از کجا می‌آیند، چه می‌کنند و که هستند. افسر توضیح داد آن سرباز را که عقلش را از دست داده به خانه‌اش باز‌می‌گرداند: ـ از کابل تا اینجا با هر چیزی که دستش رسیده، از بیلچه، چنگال و چوب یا قلم سوراخ می‌کَنه. پسرک سرش را بلند کرد: ـ باید مخفی بشیم… من می‌خوام سنگر بِکَنم… خیلی هم زود می‌سازمش، حالا می‌بینی… به اینجا میگن گورهای دسته‌جمعی… یه سنگر بزرگ برای همه… این اوّلین بار بود که مردمک‌هایی به آن گشادی می‌دیدم. چیزهایی که دور و برم می‌شنوم و در روزنامه‌ها می‌خوانم مرا می‌ترساند. آنها وظیفۀ انترناسیونالیستی، ژئوپلتیک، منافع دولت و امنیت مرزهای جنوبی‌مان را یادآوری می‌کنند. با این حال زمزمه‌های پنهانی همه‌جا شنیده می‌شود: بسیاری را در خانه‌های ارزان‌قیمت و کلبه‌هایی که پنجره‌های آنها مزین به شمعدانی‌های ساکت است دفن کرده‌اند؛ از تابوت‌هایی از جنس روی حرف می‌زنند که برای آپارتمان‌هایی کوچک که زیر نظر خروشچف [4] ساخته‌شده‌اند بسیار بزرگ هستند. مادرانی که دیروز ناامیدانه خود را روی این جعبه‌های فلزی سرد می‌انداختند، امروز در سازمان‌ها و مدارس سخنرانی می‌کنند و دیگر جوانان را فرامی‌خوانند که «وظیفۀ خود را نسبت به وطنشان انجام دهند.» سازمان سانسور به‌دقّت مراقب است که در داستان‌های جنگی درمورد مُرده‌هایمان حرفی زده نشود. می‌خواهند به ما بقبولانند که «سهمیۀ محدودی از نیروهای شوروی» به افغانستان فرستاده شده‌اند تا به خَلقی برادر کمک کنند که راه‌ها را بسازند، کودها را در روستاها جابه‌جا کنند و علاوه بر این پزشکان شوروی آنجا هستند تا به وضع حمل زنان افغان کمک کنند. بسیاری، به همۀ این چیزها باور دارند. سربازانی که از آنجا برگشته‌اند در مدرسه‌ها با همراهی گیتار آواز می‌خوانند در حالی که باید نعره بزنند. من مدّت زیادی با یکی از آنها صحبت کردم. می‌خواستم او همۀ جنبۀ مصیبت‌بار انتخاب اینکه باید شلیک کند یا نکند را بپذیرد. امّا از دستم در رفت. به نظر می‌رسید چنین فاجعه‌ای برای او وجود ندارد. خیر و شر کجاست؟ آیا کُشتن «به نام سوسیالیسم» درست است؟ برای این پسران، ارزش‌های اخلاقی با دستورات نظامی درهم می‌آمیزد. همانطور که «یوری کاریاکین» [5] می‌نویسد: «نمی‌توان درمور

۱۹۵٬۰۰۰تومان