پرش به محتوای صفحه
تخفیف کتاب‌خوانی۲۰٪ تخفیف

کافه روستر

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

۴۳۲

صفحه

۱۴۰۳

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

۴۷۵٬۰۰۰۲۰٪۳۸۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

معرفی کتاب

کتاب «کافه روستر» نوشتۀ جان گریشام  ترجمۀ مهرشاد طاهرپرور گزیده‌ای از متن کتاب ۱ تعطیلات پایان سال جنب‌و‌جوش همیشگی را داشت، ولی در خانۀ فریژیر [1] ها جایی برای شادی و سرور نبود. خانم فریژیر کار تزئین یک کاج کوچک و بسته‌بندی چند هدیۀ ارزان‌قیمت و پخت‌وپز کلوچه‌هایی را که هیچ طرف‌داری نداشت شروع کرده بود و مثل همیشه آهنگ فندق‌شکن [2] را روی پخش استریو گذاشته بود و درحالی‌که آهنگ پشت‌سرهم تکرار می‌شد در آشپزخانه سرخوشانه، همراه با موسیقی، زمزمه می‌کرد، گویی که وقت سرور و شادمانی است. ولی درحقیقت وضعیت جالبی نبود. آقای فریژیر سه سال پیش خانه را ترک کرده بود، و در اینجا آن‌قدر از او بد می‌گفتند که جای خالی‌اش احساس نمی‌شد. او به‌محض ترک خانه با منشی‌اش که خیلی زود معلوم شد آبستن است همخانه شده بود و خانم فریژیر که تنها، خوار، بی‌پول و افسرده بود، هنوز داشت در وضعیت نابسامان خود دست‌وپا می‌زد. لوئی [3] ، پسر کوچکش، در حبس خانگی بود، چیزی مثل آزادی به‌قید کفالت، و سال سختی را تا رسیدگی به اتهامات مواد مخدر و مسائل آن‌چنانی پیش رو داشت. او برای خرید هدیه برای مادرش کوچک‌ترین تلاشی به خرج نداد. بهانه‌اش این بود که نمی‌تواند از خانه خارج شود، چون دستگاه ردیابی که به حکم دادگاه به مچ پایش بسته شده بود او را از خروج از خانه بازمی‌داشت. ولی حتی اگر چنین شرایطی هم نبود، کسی از لوئی انتظار خرید هدیه نداشت. او سال پیش و سال پیش‌تر از آن وقتی که مچ هر دو پایش آزاد بود هم زحمت خرید هدیه را به خود نداده بود. مارک [4] ، پسر بزرگ‌تر، که این روزها از دانشکدۀ ملال‌آور حقوق به خانه برگشته بود، اگرچه از برادرش فقیرتر بود، لااقل برای مادرش یک شیشه عطر خریده بود. او قرار بود در ماه مه همان سال فارغ‌التحصیل شود و ازاین‌رو برای آزمون وکالت در ژوئیه اقدام کرده بود تا ماه سپتامبر کارش را در شرکتی حقوقی در واشینگتن آغاز کند، درست همان موقعی که دادگاه لوئی برگزار می‌شد. ولی پروندۀ لوئی به دو دلیل اساسی به دادگاه نمی‌رفت. اول اینکه، مأموران مخفی او را به‌هنگام ارتکاب جرم که به‌استناد یک ویدئو، فروش ده بسته کراک بود، دستگیر کرده بودند و دوم اینکه لوئی و مادرش هیچ‌کدام توان پرداخت هزینۀ وکیل متعارفی که بتواند این گندکاری را رفع‌ورجوع کند نداشتند. لوئی و خانم فریژیر در سراسر مدت تعطیلات در گوش مارک می‌خواندند که او باید برای دفاع از برادرش شتاب کند. آیا بهتر نبود مراتب دادگاه تا پایان سال به تأخیر انداخته شود تا آن موقع مارک پروانۀ وکالتش را دریافت و جایگاه خود را در کارش پیدا می‌کرد و می‌توانست با یکی از آن حقه‌های معروف حرفه‌ای به‌راحتی اتهامات برادرش را از اساس بی‌اثر کند. این نقشۀ خیال‌پردازانۀ مادر و پسر آن‌قدر غیرواقعی بود که مارک حتی حوصلۀ بحث کردن نداشت. وقتی مارک متوجه شد لوئی قصد دارد روز سال نو به کاناپه بچسبد و هفت بازی بیس‌بال را پشت‌سرهم تماشا کند تصمیم خود را گرفت و بی‌سرو‌صدا برای دیدن یکی از دوستانش خانه را ترک کرد. آن شب مارک وقتی با حالت غیرعادی در بازگشت به خانه رانندگی می‌کرد، تصمیم گرفت از مهلکه فرار کند. او تصمیم گرفت به واشینگتن برگردد و با پرسه زدن در همان دفتر حقوقی که قرار بود به‌زودی به استخدامش درآید خود را مشغول کند. کلاس‌ها تا حدود دو هفتۀ دیگر شروع نمی‌شد، ولی ده روز تجربۀ گوش دادن به اراجیف لوئی، حتی اگر پخش بی‌وقفۀ آهنگ فندق‌شکن را هم در نظر نمی‌گرفت، کافی بود تا به استقبال ترم آخر دانشکدۀ حقوق برود. ساعت را روی هشت صبح روز بعد کوک کرد و هنگام نوشیدن قهوه با مادرش به او توضیح داد که باید به واشینگتن برگردد «مامان ببخش که مجبورم یه کم زود‌تر برم و تو رو با این پسر نااهلت تنها بذارم، ولی مجبورم از اینجا برم. بزرگ کردنش که وظیفۀ من نیست. من هم مشکلات خاص خودم رو دارم.» اولین مشکل اتومبیلش بود،‌ یک فورد برانکو [5] که از زمان دبیرستان زیر پایش بود. کیلومترشمار از اواسط کالج روی 500/279 قفل کرده بود. ماشین به‌شدت به یک پمپ سوخت نو نیاز داشت؛ یکی از چندین قطعه‌ای که می‌بایست تعویض می‌شد. در دو سال گذشته مارک به‌کمک چسب و گیرۀ کاغذ و کلی چیز دیگر توانسته بود موتور، گیربکس و ترمز را به کار وادارد، ولی پمپ سوخت دست‌بردار نبود. کار می‌کرد، ولی با ظرفیت بسیار پایین‌تر از معمول، ‌طوری که سرعت برانکو روی سطح بدون شیب از ۷2 کیلومتر در ساعت بالاتر نمی‌رفت. برای اجتناب از رویارویی با تریلی‌های هجده‌چرخ در بزرگراه مجبور بود از جاده‌های محلی ایالت دلاور [6] و ساحل شرقی استفاده کند. ازاین‌رو زمان رانندگی دوساعته از شهر دوور [7] به مرکز واشینگتن دوبرابر می‌شد. این مدت‌زمان اضافی به او اجازه می‌داد که به مشکلات دیگر خود نیز بپردازد. مشکل شمارۀ

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
رمان جنایی و معمایی، رمان
شناسه کالا
kj-384753
شابک
۹۷۸۶۲۲۲۶۷۳۵۳۶
تعداد صفحه
۴۳۲
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
وزن
۴۲۰ گرم
سال انتشار شمسی
۱۴۰۳
سال انتشار میلادی
۲۰۲۵

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از جان گریشام

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر از نگاه

مشاهده‌ی همه
۲۰٪۴۷۵٬۰۰۰
۳۸۰٬۰۰۰تومان