خاطرات یک بازمانده
رمانی است از دوریس لسینگ، برندهی نوبل ادبیات که ابتدا انتشاراتِ اکتاگون در سالِ ۱۹۷۴ و سپس ناپت به سال ۱۹۷۵ در آمریکا چاپ و منتشرش کردند. روایتی مکاشفانه و مختصر که خودِ دوریس جای دیگر آن را « تلاشی در جهتِ زندگینامهنویسی» وصف کرده است. که اگر نیک بنگریم همهی آثار لسینگ تا حدودی سبک و سیاقِ نوشتن از احوالاتِ خویشتن و به طور کلی زنان است، خاصه این کتا
این کتاب فعلا ناموجود است
شمارهات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت میفرستیم تا حسابت ساخته شود و بهمحضِ موجود شدن خبرت کنیم.
با ادامه، حساب کاربریات (در صورت نبود) ساخته میشود.
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-997135
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از جامی(مصدق)
مشاهدهی همهتوضیحات
رمانی است از دوریس لسینگ، برندهی نوبل ادبیات که ابتدا انتشاراتِ اکتاگون در سالِ ۱۹۷۴ و سپس ناپت به سال ۱۹۷۵ در آمریکا چاپ و منتشرش کردند. روایتی مکاشفانه و مختصر که خودِ دوریس جای دیگر آن را « تلاشی در جهتِ زندگینامهنویسی» وصف کرده است. که اگر نیک بنگریم همهی آثار لسینگ تا حدودی سبک و سیاقِ نوشتن از احوالاتِ خویشتن و به طور کلی زنان است، خاصه این کتاب که آشکارا به زن و حضورِ ناآسودهی او در جامعه پرداخته است. فضای داستان محزون و غمبار است، وصفِ شرایطی است که در حال میگذرد اما در حقیقت، فرافکنِ آیندهی نزدیک است و در عینحال به گذشته و خوشباشیهای کوتاه هم نقبی میزند. شهری که وقایعِ داستان در آن شکل میگیرند متروک شده، و جز تنی چند، کسی آنجا نمانده و خدمات شهری و دستگاههای اجرایی از کار ایستادهاند و غذا کمیاب است. زنِ داستان که سن و سالی از او گذشته تنهاست و روزگار را به تنهایی و عزلت سپری میکند تا اینکه امیلی (وگربهی بدترکیبِ او هوگو) به دیدنِ او میآیند. امیلی عبوس و بیش از حد جدی است، دختری ده دوازده ساله که تمایلی به همگروهی با آشغالجمعکنهای جوانسال ندارد؛ سردستهی این گروه جرالد است، پسری خوشقیافه و جذاب که امیلی دل در گروِ او دارَد. زن و هوگو (همان گربهی بدریخت) نظارهگر تاخت و تازِ امیلیاند، به بچهبازیهای او مینگرند، و در پایان این جرالد است که دیگر کنترلی بر گروه و خصوصاً امیلی ندارد. امیلی در جریانِ داستان متحول میشود چنانکه به گفتهی خودِ لسینگ «همان کسی است که همیشه دنبالش بودهام»، که نویسنده با خلقِ این شخصیت خود و زنانگیِ خود را در داستان تعریف میکند؛ انگار شرحی است بر جامعهای که اقشار و طبقاتش از جمله زنان، ازهمگسیخته و نامنسجماند، و نه تنها ریختِ سالم و درستِ زنبودن در آنها زایل شده که حتی زیست و زندگیِ زنانه هم ندارند. دوریس لسینگ زادهی ۲۲ اکتبر ۱۹۱۹ در کرمانشاه ِ ایران و درگذشتهی ۱۷ نوامبر ۲۰۱۳ در لندن، نویسندهای است که از مردمی آشوبزده و درگیر و دارِ تنشها و تحولاتِ شدید سیاسی ِ قرن بیستم، مینویسد. او و خانوادهاش ابتدا در ایران زندگی میکردند اما بعد به مزرعهای در زیمبابوه مهاجرت کردند؛ او از پنجسالگی تا هنگامهی مهاجرتشان به انگلستان به سالِ ۱۹۴۹ در این کشور زندگی کرد و در اوانِ جوانی به حزب کمونیست پیوست.



































