پرش به محتوای صفحه

خاطرات و اسناد عبدالحسین نوایی - نکته ها و ناگفته های عصر

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

۶۱۲

صفحه

۱۴۰۳

سال چاپ

رقعی

قطع

شومیز

نوع جلد

در مقدمه کتاب خاطرات و اسناد عبدالحسین نوایی به قلم رضا مختار اصفهانی می خوانید: عبدالحسین نوایی از جمله افرادی است که با نظر به زندگی و فعالیت هایش، می توان او را از رجال فرهنگی برشمرد. وی از سنین کم در مطبوعات جدی ایران قلم زد و هیچ گاه در عرصه ادبیات و تاریخ، قلم بر زمین نگذاشت. نوایی در وزارت فرهنگ وقت هم مشاغل گوناگونی را تجربه کرد و علاوه بر فعالیت های

۱٬۵۳۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
زندگی‌نامه و خاطرات
شناسه کالا
kj-239530
شابک
۹۷۸۶۰۰۲۵۳۱۹۰۲
تعداد صفحه
۶۱۲
قطع
رقعی
نوع جلد
شومیز
سال انتشار شمسی
۱۴۰۳

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از رضا مختاری اصفهانی

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر از کتاب پارسه

مشاهده‌ی همه

توضیحات

در مقدمه کتاب خاطرات و اسناد عبدالحسین نوایی به قلم رضا مختار اصفهانی می خوانید: عبدالحسین نوایی از جمله افرادی است که با نظر به زندگی و فعالیت هایش، می توان او را از رجال فرهنگی برشمرد. وی از سنین کم در مطبوعات جدی ایران قلم زد و هیچ گاه در عرصه ادبیات و تاریخ، قلم بر زمین نگذاشت. نوایی در وزارت فرهنگ وقت هم مشاغل گوناگونی را تجربه کرد و علاوه بر فعالیت های مذکور، در مدارس نیز تدریس می کرد. نوایی که متولد سال های پایانی سلسله قاجار بود، به واسطه پیشینه خانوادگی و علایق فرهنگی اش با روشنفکرانی چون عباس اقبال آشتیانی، محمد قزوینی و سیدحسن تقی زاده همراه و همکار شد. اقبال به نوایی چندان اعتماد و اعتقاد داشت که او را به محافل یاران همراهش می برد. تقی زاده نیز خاطراتش را برای نوایی تقریر می کرد. بخش هایی از خاطرات و اسناد مربوط به نوایی در این کتاب، بازگوکننده نقل ها و ماجراهایی است که پیشتر از آنها سخن نرفته است. حشر و نشرهای فرهنگی نوایی، همنشینی اش با تقی زاده و اقبال، دوران انتشار مجله یادگار و مشاهداتش از جامعه و سیاست و فرهنگ ایرانی، مجموعه خاطرات و اسناد وی را به اثری حاوی نکته های تازه و نوگفته تبدیل کرده است. نقطه نظرهای او درباره وقایع مهم تاریخ معاصر ایران اعم از روی کار آمدن رضاخان، شهریور 1320، قدرت گیری محمدرضا پهلوی، ملی شدن صنعت نفت، سقوط مصدق و حزب توده و دست نوشته ها و تقریرات وی که به کوشش رضا مختاری اصفهانی در کتاب مذکور گرد آمده، از این اثر، کتابی مستند درباره تاریخ معاصر ایران ساخته است. در بخشی از خاطرات و اسناد عبدالحسین نوایی می خوانید: در سقوط مصدق توده ای ها مقصر بودند «آفتاب را نمی توان به گل کشید» تعبیری است که نوایی برای مصدق به کار می برد، اما حتی این تعبیر نیز رهبر جبهه ملی را از تیغ تیز انتقادات او مصون نمی دارد تا جایی که در توصیفش می گوید: «مصدق اگرچه مرد درستی بود و دینش را به خالق و خلق انجام داده بود اما یک صفت خاصی داشت. آدمی که خودش را دموکرات می دانست، وقتی در مقام اقلیت بود یک حرفی می زد که با حرف های در مقام قدرتش فرق داشت. این ها یک پیسی عظیم بر سر هژیر و رزم آرا آوردند تا آنجا که هر دو را کشتند… بعد وقتی خودش روی کار آمد، قانون امنیت اجتماعی را که فراقانونی بود و می توانست اجرای حکومت نظامی بکند، تصویب کرد. یعنی هر فردی به کوچکترین مطلبی که مورد سوءظن دولت قرار می گرفت، جلب می شد و بدون دلیل می توانستند او را نگه دارند…» نوایی پس از این نقد تند اما جانب انصاف را نیز نگاه داشته و یکی از موانع مصدق را جنگیدن در چند جبهه بیان می کند، از شاه مخالف گرفته تا سرمایه داران، دول خارجی، حزب توده و سیاست بافانی که هر کدام در پی به کرسی نشستن حرف خویش شمشیر مخالفت با اقدامات نخست وزیر را از رو بسته بودند؛ حزب توده اما در این میان از همه کارشکنان دیگر سهمی برجسته تر داشت. به زعم نوایی این حزب «بزرگترین خیانت را در آن روزها به ایران کردند. به جای اینکه به پیرمرد فرصتی بدهند هر روز قشقرق تازه ای راه می انداختند و به نحوی جو را آشفته می کردند. به طوری که این مرد نمی توانست تصمیم بگیرد که از کجا شروع کند. من هیچ وقت مصدقی نبودم اما می دیدم او هم با شاه طرف است هم با روزنامه نگارهای آن چنانی و هم سیاستمداران به قول آن روزها آنگلوفیل. روس و انگلیس و آمریکا هم که جای خود را داشتند… در جانب احزاب و دولت، بیش از همه به نظر من توده ای ها مقصر بودند و بعد هم یک عده تندرو که در کابینه وجود داشتند.» به اعتقاد نوایی دولت پس از خلع ید، برای رهایی از بن بست اقتصادی به وجود آمده حتماٌ باید با انگلستان وارد مذاکره می شد، اما حزب توده و افراد تندروی کابینه مثل شایگان، حسیبی و رضوی مانعی جدی بر سر این راه بودند؛ ممانعتی که به زعم وی بیش از آنکه دغدغه ای ملی باشد، ژستی سیاسی بود: «کلمه سازش یک فحش شده بود، ساطوری که بر فرق هر کسی که صحبت دیگری می کرد فرود می آمد. درحالی که اصل سیاست سازش است…»

۱٬۵۳۰٬۰۰۰تومان