خدانگهدار، آقای اِسپالدنیگ
۲۵۲
صفحه
۱۴۰۰
سال چاپ
رقعی
قطع
نرم
نوع جلد
جیمی و دوستش لولا همسایه هستند؛ آنها در نزدیکی زمین بیسبال زندگی میکنند و پشتبامهای خانههایشان روبهروی زمین بیسبال قرار دارد. به دلیل شرایط بد اقتصادی، خانوادههای آنها در روزهای بازی، پشتبامشان را به تماشاگران، با هزینهی بسیار پایینتر از بلیت عادی، اجاره میدهند. اما بهخاطر تنشی که بین استادیوم و اهالی شکل گرفته، قرار است دیوار بلندی اطراف زمین ب
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- تاریخ
- شناسه کالا
- kj-661339
- تعداد صفحه
- ۲۵۲
- قطع
- رقعی
- نوع جلد
- نرم
- وزن
- ۲۰۶ گرم
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۰
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از پرتقال
مشاهدهی همهکتابهای بیشتر با ترجمهی فهیمه صدیق عابدینی
مشاهدهی همهتوضیحات
جیمی و دوستش لولا همسایه هستند؛ آنها در نزدیکی زمین بیسبال زندگی میکنند و پشتبامهای خانههایشان روبهروی زمین بیسبال قرار دارد. به دلیل شرایط بد اقتصادی، خانوادههای آنها در روزهای بازی، پشتبامشان را به تماشاگران، با هزینهی بسیار پایینتر از بلیت عادی، اجاره میدهند. اما بهخاطر تنشی که بین استادیوم و اهالی شکل گرفته، قرار است دیوار بلندی اطراف زمین بیسبال بسازند تا دیگر تماشای بازیها از روی پشتبام ممکن نباشد. جیمی و لولا قصد دارند جلوی این اتفاق را بگیرند. بعضی از داستانها به ما یاد میدهند چطور برای آن چیزهایی که میخواهیم بجنگیم و بر سختیها غلبه کنیم. بعضی دیگر را میخوانیم، چون هم میخواهیم سرگرم شویم و کِیف کنیم و هم چیزهایی یاد بگیریم. اینها داستانهایی هستند که خطبهخطش را با علاقه، اشتیاق و انتظار میخوانیم و بعد از تمام شدنشان به خودمان میگوییم چقدر خوششانس بودم که این داستان را خواندم! «خدانگهدار، آقای اسپالدینگ» یکی از همین داستانهاست. اصلاً خود خودش است!







































