کوچه کاکوتی
۲۱۲
صفحه
۱۴۰۵
سال چاپ
رقعی
قطع
چند روز از سی سالگیام گذشته بود. فاطی، آخرین دوست مجردم، داشت ازدواج میکرد. تصور تنها ماندن و تنها مجرد اکیپ شدن برایم آزار دهنده بود. آنقدر حس پوچی و خودکمبینی داشتم که رفتار احترامآمیزِ پیشخدمت کافه، حس ارزشمند بودن در من ایجاد میکرد. درِ کافه باز شد و کتی وارد شد. تازه از آلمان آمده بود و رفتارش ساده و بیتعارف بود. مِنو را نگاه کرد و گفت: کیک بستنی
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-765321
- تعداد صفحه
- ۲۱۲
- قطع
- رقعی
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۵
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از کتابستان معرفت
مشاهدهی همهتوضیحات
چند روز از سی سالگیام گذشته بود. فاطی، آخرین دوست مجردم، داشت ازدواج میکرد. تصور تنها ماندن و تنها مجرد اکیپ شدن برایم آزار دهنده بود. آنقدر حس پوچی و خودکمبینی داشتم که رفتار احترامآمیزِ پیشخدمت کافه، حس ارزشمند بودن در من ایجاد میکرد. درِ کافه باز شد و کتی وارد شد. تازه از آلمان آمده بود و رفتارش ساده و بیتعارف بود. مِنو را نگاه کرد و گفت: کیک بستنی. قرارمان برای صحبت در مورد ورزش و کاهش وزن کتی بود، اما او کیک بستنی سفارش داد!




































