کوچک ترین پیام بر
۱۴۴
صفحه
۱۴۰۴
سال چاپ
رقعی
قطع
در راه بازگشــت، آنقدر کوهها را با نگاهم جســتجو میکنم که پایگاه کوچک را بــر فــراز قلهای بلند در نزدیکی مرزها مییابم. هوا تار یک شــده اســت. فانوسهای روشــن پایگاه و روســتایی که در میان ابرهاســت از آن دورها سوســو میزنند. صدای خندۀ بچههای پایگاه را میشنوم. دنبال هم گذاشتهاند و در برفی که هنوز بر زمین است بازی میکنند. کسی دارد مجتبی را صدا می
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- ادبیات و داستان
- شناسه کالا
- kj-056987
- تعداد صفحه
- ۱۴۴
- قطع
- رقعی
- سال انتشار شمسی
- ۱۴۰۴
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از کتابستان معرفت
مشاهدهی همهتوضیحات
در راه بازگشــت، آنقدر کوهها را با نگاهم جســتجو میکنم که پایگاه کوچک را بــر فــراز قلهای بلند در نزدیکی مرزها مییابم. هوا تار یک شــده اســت. فانوسهای روشــن پایگاه و روســتایی که در میان ابرهاســت از آن دورها سوســو میزنند. صدای خندۀ بچههای پایگاه را میشنوم. دنبال هم گذاشتهاند و در برفی که هنوز بر زمین است بازی میکنند. کسی دارد مجتبی را صدا میزند. با ســهراب، از محمود و مجتبی بســیار حرف میزنیم؛ از سیلوانا و حَکّی اما نه، انگارنهانگار که از شهرمان تا آنجا فقط چند ساعت فاصله است. انگار سالها باید بگذرد تا غبار حادثه بنشیند، سالهایی بسیار..



































