پرش به محتوای صفحه
تخفیف کتاب‌خوانی۲۰٪ تخفیف

اقاشیره کجا رفت؟

هنوز دیدگاهی ثبت نشده، اولین نفر باش

۲۴

صفحه

۱۴۰۲

سال چاپ

۲۰۰٬۰۰۰۲۰٪۱۶۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

معرفی کتاب

داستانی لطیف و پرنکته برای بچه‌هایی که از حدس‌زدن ماجرای بعدی قصه لذت می‌برند. آقاشیره کجا رفت؟ سمانه یک شیر توی خانه داشت. یک روز صبح که می‌خواست برود مدرسه دید آقاشیره خواب است. او را بیدار کرد و گفت: «بلند شو تنبل خان مدرسه دیر شد.» آقاشیره پرید روی کول سمانه و گفت: «آخ جون مدرسه! من از مدرسه خیلی خوشم می‌آید.» بعد باهم راه افتادند. سر راه شیر و کیک خریدند. سمانه خریدش را داد دست آقاشیره تا نگه دارد اما به او گفت که آن را نخورد. آقاشیره هم گفت شیر نمی‌خورد در عوضش ماست می‌خورد و بعد هم غش‌غش خندید. بعد سمانه یک پاک‌کن خرید از نوع عطری که آقاشیره خیلی دوست داشت. اینجا سمانه خیلی جدی به او گفت که پاک‌کن را نخورد. در مدرسه همه‌چیز خیلی خوب بود. ولی زنگ دوم در مدرسه، سمانه با خشم سر آقا‌شیره داد کشید. چون هرچه گشت پاکنش را پیدا نکرد. آقاشیره کجا رفت؟ این قصه به رابطه یک شیر با دختری به اسم سمانه می‌پردازد. این‌که شیر کیست و چیست و در خانه سمانه چه می‌کند در پایان قصه معلوم می‌شود؛ اما قصه فقط در این مورد نیست. قصه نمی‌خواهد فقط به این سؤال جواب بدهد که یک شیر چه نسبتی با یک دختر دارد و اصلاً منطقی هست که یک شیر در خانه یک دختر زندگی کند و با او مدرسه برود (هرچند در پایان کتاب به آن جواب داده می‌شود) بلکه می‌خواهد به نکته مهم‌تری اشاره کند. آن‌هم این‌که بهتراست در هنگام خشم و غضب در مورد دیگران قضاوت نکنیم. آقاشیره کجا رفت؟ وقتی عصبانی هستیم و در مورد کار یا رفتار اطرافیان قضاوت می‌کنیم، ممکن است دچار اشتباه شویم و ناخواسته آن‌ها را متهم کنیم. تهمت زدن به دیگران بدترین کار ممکن است. ما وقتی متوجه این اشتباه می‌شویم که دیگر دیر شده و جبران کردنش غیرممکن است. علاوه بر نکته محتوایی که در متن هست کتاب دو ویژگی خوب هم دارد: اول زبان قصه است. زبان قصه که باید گفت با نثر در داستان فرق دارد و آن هم مجموعه‌ای از متن و دیالوگ است، خیلی روان و خودانگیخته است. به‌گونه‌ای که می‌شود از خلال همین زبان به صدای سمانه و حتی شیر گوش داد و به شخصیت این دو پی برد. در ضمن درست است که جملات کوتاه هستند و بار روایتی و عاطفی دارند اما یک نوع پیوستگی متنی در سراسر قصه دیده می‌شود. خواننده کودکی که کتاب را به دست می‌گیرد با هر جمله یا بند، به جمله و بند بعدی می‌رود. درواقع هر بند و یا جمله همچون تصویری است که روایت را پیش می‌برد و خواننده را مشتاق برای ادامه دادن قصه می‌کند. ویژگی دوم را باید در تصاویر آن دید. رنگ‌های روشن که با چاپ خوب کتاب بیشتر نمایان شده است در انتقال قصه خیلی مؤثر است. در شروع ما با دو چهره خندان و شاداب روبرو هستیم یعنی شیر و سمانه. کافی است فقط به روی جلد نگاه کنیم تا هم متوجه این شادی و نشاط شویم و هم به رابطه عمیقی که بین این دو هست پی ببریم و وقتی هم ‌که بین این دو مشکلی به وجود می‌آید ناراحتی و غم و غصه‌ی عمیق و فاصله افتادن بین آن دو به‌خوبی معلوم می‌شود مخصوصاً در چهره ناراحت و متأسف سمانه در تصاویر پایانی. آقاشیره کجا رفت؟ پشت جلد آقاشیره دوست من بود. یک روز، او را از خواب بیدار کردم تا برویم مدرسه. آقا شیره پرید روی کولم و گفت: “آخ جون مدرسه! من از مدرسه خیلی خوشم می‌آید.” می‌خواهی بدانی آقا شیره کیست و در خانه ما چه می‌کند؟! بیشتر بخوانید کتاب “ دختر کوچولو و شیرش ” بیشتر بدانید کتاب مورد تائید آموزش و پرورش در سال 1402

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
قصه و افسانه، کودک و نوجوان
شناسه کالا
kj-286051
شابک
۹۷۸۶۲۲۲۵۲۲۵۷۵
تعداد صفحه
۲۴
سال انتشار شمسی
۱۴۰۲

دیدگاه‌های کاربران

۰ از ۵ · ۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربه‌اش را می‌نویسد.

کتاب‌های بیشتر از میچکا

مشاهده‌ی همه
۲۰٪۲۰۰٬۰۰۰
۱۶۰٬۰۰۰تومان