پرش به محتوای صفحه

این که فقط یکی است!

۵از ۵· از ۱ دیدگاه

۱۴۰۲

سال چاپ

کتابی کوچک با دستاوردهایی بزرگ برای بهبود توانایی توجه و تمرکز، رشد مهارت‌های تصویرخوانی و زبانی، درک رابطه‌ی علت و معلول، آشنایی با مفهوم شهروند مسئول، آگاهی از تأثیرات مسئولیت‌پذیری در زندگی روزمره. این که فقط یکی است! سونی ویله شهر فوق‌العاده‌ای بود. شهری کوچک اما پاکیزه و زیبا. اهالی شهر باهم دوست بودند و به خیروخوشی کنار هم زندگی می‌کردند. تا این‌که یک

۳۰۰٬۰۰۰تومان

فروشنده

کتاب‌جم

۱۴ روز مهلت تعویض یا مرجوعی

  • ارسال سریع به سراسر کشور
  • تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
  • پرداخت امن از درگاه بانکی

مشخصات کتاب

دسته‌بندی
قصه و افسانه
شناسه کالا
kj-187885
شابک
۹۷۸۶۲۲۲۵۲۲۰۳۲
سال انتشار شمسی
۱۴۰۲

دیدگاه‌های کاربران

۵ از ۵ · ۱ دیدگاه
ااکبر صداقت

داستان درمورد سهل انگاری و مسولیت پذیری است. در این داستان نویسنده چند جا آدم رو حسابی غافل گیر میکنه و به فکر وا می داره و با زبانی شیوا نشون میده هر قدم به ظاهر ساده ی ما چقدر در زندگی اطرافییانمون اثر میگذاره. نقاشیهای کتاب واقعا زیباست. زبان کتاب هم فارسی بسیار روان است. من از روزی که این کتاب رو خریدم تا الان چهار پنج بار کتاب رو برای پسرک چهار ساله ام خوندم ولی هنوز هم هر وقت میخوام براش کتابی بخونم این کتاب رو میاره و میگه بابا برام بخون. خوشحالم که اینقدر برای پسر بازیگوش من جذاب بوده.

۲۵ آذر ۱۴۰۲

کتاب‌های بیشتر از میچکا

مشاهده‌ی همه

کتاب‌های بیشتر با ترجمه‌ی نیلوفر کشتیاری

مشاهده‌ی همه

توضیحات

کتابی کوچک با دستاوردهایی بزرگ برای بهبود توانایی توجه و تمرکز، رشد مهارت‌های تصویرخوانی و زبانی، درک رابطه‌ی علت و معلول، آشنایی با مفهوم شهروند مسئول، آگاهی از تأثیرات مسئولیت‌پذیری در زندگی روزمره. این که فقط یکی است! سونی ویله شهر فوق‌العاده‌ای بود. شهری کوچک اما پاکیزه و زیبا. اهالی شهر باهم دوست بودند و به خیروخوشی کنار هم زندگی می‌کردند. تا این‌که یک روز موشی به یک بچه کرگدن گفت: «بفرمایید آب نبات» بچه کرگدن هم آب‌نبات را گرفت گفت: «دست شما درد نکند.» سپس زرورق آن را باز کرد و پرت کرد یک طرف. می‌‌دانید زیر لب چه گفت؟ «این که فقط یکی است!» منظورش این بود؛ پرت کردن یک زورق کوچک که اشکالی ندارد. ولی ماجرا به همین سادگی که بچه کرگدن فکر می‌کرد نگذشت. چون زورق خورد تو سر لاک‌پشت بیچاره‌ای که داشت عصازنان راه می‌رفت و بعد هم بقیه همان کار بچه کرگدن را تکرار کردند. هرکسی چیزی پرت کرد؛ یکی پوست موز، یکی لنگه جوراب، یکی بطری خالی… . خلاصه طولی نکشید که شهر پر از زباله شد! چه کسی از این کوه زباله خوشش می‌آمد؟ معلوم است، هیچ‌کس! حتی آن‌هایی که روی زمین زباله انداخته بودند. اما کاش مشکل فقط همین یکی یعنی انداختن زباله بود. بعد اتفاقات دیگری در شهر افتاد. این که فقط یکی است! مهم‌ترین ویژگی کتاب خلق یک شهر است. شهری که اسم دارد، سونی ویله. این شهر تعدادی شخصیت دارد که هرکدام یک ویژگی خاص دارند که البته در تصاویر این ویژگی‌ها دیده می‌شود. نکته مهم تصویرگری، قرار گرفتن تصاویر در کنار متن است به گونه‌ای که از سوی تصاویر می‌توان داستان کتاب را فهمید. ازنظر آموزشی هم کتاب نکته بسیار خوبی را به کودکان یاد می‌دهد. اگر بخواهیم به‌صورت کوتاه هدف آموزشی کتاب را بیان کنیم، باید بگوییم: از قدیم گفته‌اند با یک گل بهار نمی‌شود اما هرکار کوچکی می‌تواند تاثیر بزرگی بر اجتماع و اطرافیان ما بگذارد. کندن یک شاخه گل می‌تواند گلستانی را نابود کند. باورکردنی نیست ولی گاهی وقت‌ها یک آشغال کوچک و حتی خیلی‌خیلی کوچک، یک شهر را به هم می‌ریزد! به نظر شما می‌توان در یک شهر به هم ریخته زندگی کرد؟ “این که فقط یکی است!” کتابی ساده و کوچک است اما دنیای بزرگی را دربرگرفته؛ دنیایی برای داشتن یک زندگی سالم، شاد، آرام و پاکیزه که فقط انسان‌ها می‌توانند آن را بسازند؛  فقط اگرانسان‌ها آموزش ببینند و یادبگیرند که چگونه در کنار هم می‌توانند زندگی کنند، به یکدیگر شادی ببخشند و مایه‎‌ی آرامش همدیگر باشند. این که فقط یکی است! نیلوفر کشتیاری ، مترجم فعال کتاب “این که فقط یکی است!” که هم آموزگار است و هم در رشته‌ی روان‌شناسی زبان تحصیلات عالیه دارد، درباره‌ی آن مقدمه‌ی مهمی نوشته که پیشنهاد می‌کنیم آن را هم بخوانید: مقدمه‌ی مترجم شهری زیبا و تمیز با مردمی که به یکدیگر احترام می‌گذارند و با آرامش کنار هم زندگی می‌کنند. یکی از آرزوهای من است. شما چطور؟ راستی شما می‌دانید کجا می‌توان این شهر را پیدا کرد؟ در کتاب “این که فقط یکی است!” نویسنده ما را با خود به شهری می‌برد زیبا و تمیز با مردمی که به یکدیگر احترام می‌گذارند و با آرامش کنار هم زندگی می‌کنند. درست همان شهری که من آرزویش را دارم. اما چیزی نمی‌گذرد که در این شهر همه چیز به‌هم می‌ریزد. آن هم فقط با «یک آشغال ناقابل». باورتان می‌شود که فقط یک آشغال کل شهر را به‌هم بریزد؟ حالا فکر می‌کنید بتوان راه‌حلی برای این مسئله پیدا کرد؟ نویسنده  داستان “این که فقط یکی است!” هوشمندانه کودک را با مفهوم « شهروند مسؤل » آشنا می‌کند و اهمیت و ضرورت آن را مطرح می‌کند و نشان می‌دهد که عدم مسئولیت‌ناپذیری چند شهروند مشکلاتی به بار می‌آورد که همه‌ی اهالی شهر را گرفتار می‌کند. بدین‌ترتیب پیامدهای بی‌توجهی به قوانین شهروندی آشنا تا او را به فکر وامی‌دارد و راه‌حلی برای مشکلات پیدا کند. نویسنده با بهره‌گیری از شیوه‌ی آموزش «غیرمستقیم» و طرح پرسش‌هایی ذهن کودک را به‌خوبی با موضوع درگیر می‌کند و بستری فراهم می‌آورد تا هنگام اکتشاف و لذت مفاهیم مورد‌ نظر را فرا بگیرد. این که فقط یکی است! سخنی با بزرگ‌ترها ● نود درصد از مغز انسان از زمان تولد تا حوالی شش سالگی رشد می‌کند. یافته‌های پژوهشگران، گویای آن است که «کتاب خواندن برای کودک» یکی از شیوه‌های مؤثر برای افزایش فعالیت مغز کودک و رشد آن است. از این امکان ارزشمند غافل نشویم. ● در  کتاب “این که فقط یکی است!” با خواندن متن داستان شما فقط بخشی از ماجرای کتاب را درمی‌یابید. باقی روایت داستان به عهده‌ی تصاویر کتاب است. یکی از اهداف این کتاب کمک به رشد مهارت «تصویرخوانی» است. تصویرخوانی یا همان مهارت تعریف آنچه در تصویر می‌بینیم، پیش‌نیاز یادگیری الفبا و خواندن است. برای کمک به رشد مهارت تصویرخوانی می

۳۰۰٬۰۰۰تومان