( کتاب اسیب دیده ) روزهایی که در خواب رفتند و شبی که الهه ناپدید شد
درباره کتاب: روزهايي که در خواب رفتند و شبي که الهه ناپديد شد (چاپ اول) زندگي همهاش عشق و زيبايي و کاميابي نيست. شروع يک رفتن است، برق چشمهاي يک منتظر و صداي نفسهاي يک محتضر. آنقدر عجيب و حيرتانگيز است که هيچکس نميتواند حتي گوشهاي از وصف آن را بنويسد. جهان مخلوق خداوندي است که اگر انسان در برابر او حيرت نکند، نه رستگار است و نه عاقل. عقل براي درک امور
این کتاب فعلا ناموجود است
شمارهات را بگذار؛ کدِ تأیید برایت میفرستیم تا حسابت ساخته شود و بهمحضِ موجود شدن خبرت کنیم.
با ادامه، حساب کاربریات (در صورت نبود) ساخته میشود.
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- رمان ایرانی
- شناسه کالا
- kj-091413
دیدگاههای کاربران
هنوز دیدگاهی ثبت نشده؛ اولین نفری باش که تجربهاش را مینویسد.
کتابهای بیشتر از بینش نو
مشاهدهی همهتوضیحات
درباره کتاب: روزهايي که در خواب رفتند و شبي که الهه ناپديد شد (چاپ اول) زندگي همهاش عشق و زيبايي و کاميابي نيست. شروع يک رفتن است، برق چشمهاي يک منتظر و صداي نفسهاي يک محتضر. آنقدر عجيب و حيرتانگيز است که هيچکس نميتواند حتي گوشهاي از وصف آن را بنويسد. جهان مخلوق خداوندي است که اگر انسان در برابر او حيرت نکند، نه رستگار است و نه عاقل. عقل براي درک امور خارج از قلمروش نيست. روزهايي که در خواب رفتند و شبي که الهه ناپديد شد (چاپ اول) عقل تنها براي حيرت است. در اين وقت براي بشر هيچ روزنه تفکري باقي نميماند. پس گاه چارهاي نيست بايد ديوانه شد، گاه بايد حيران شد، گاه بايد در آغوش حسرتها و نارسيدهها و از دست رفتهها گريست، گاه بايد آنقدر رفت تا گم شد، گاه بايد در عزاي روزهاي رفته سر به ديوار گذاشت، گاه بايد نوشت، گاه بايد در وادي ترس و تارکي و ابهام بيسرانجام رها شد، گاه بايد جا ماند، گاه بايد يک عمر چشم به راه ماند، گاه بايد دلواپس روزهاي نيامده در انتظار معجزه سر کرد و گاه نيز حتي بايد کمي مُرد. فهرستی از کتاب: در زندگی رفتنهایی اتفاق میافتند که جای آنها دیگر با هیچ ماندنی پر نمیشود. رفتنهایی که با هیچ بودنی جبران نمیشوند. این رفتنهای اسطورهای و با صلابت، مهم نیست که از چه جنس باشند: از جنس مُردن یا جنسی دیگر، اوهام باشند یا واقعیت، و در خواب باشند یا بیداری. مهم این است که رفتنهایی وجود دارند که مرزهای مرسوم میان مرگ و حیات، خیال و واقعیت، احساس و ادراک، و خواب و بیداری را نمیشناسند و همه را به یکباره در هم میریزند. در زندگی خوابهایی به سراغ آدمی میآیند که هیچ حقیقتی نمیتواند جای آنها را پُر کند. حقیقت در برابر آنها ناچار به تسلیم است. خوابهایی با ذاتِ واقعیت. گاه تأثير یک رفتنِ حتی خیالی و خوابآلود میتواند از تأثير هزاران ماندنِ واقعی نیز بیشتر باشد. در اینوقت برای بشر هیچ راهی بجز حیرت، ویرانی، تباهی، سکوت و یا شاید هم فریادهای بیحاصل باقی نمیماند. این رفتنهای بیبازگشت، همة جاماندگان را در وادی آشفتگی، سرگشتگی، بهت و اعجاب در حالتی از عذاب و رنج و مصیبت تنها و بیپناه رها میکنند. بازگشت به فروشگاه وبسایت دکتر نیما قربانی

















