کتاب بهبود روابط مادران و دختران (مادرت را سرزنش نکن)
رابطهی مادر و دختر یکی از پیچیدهترین و در عین حال عمیقترین پیوندهای انسانی است؛ پیوندی که میتواند سرچشمهی امنیت و آرامش باشد یا برعکس، منبع رنج، گناه و سوءتفاهمهای چندینساله. کتاب « بهبود روابط مادران و دختران» ، با نام فرعی « مادرت را سرزنش نکن» ، نوشتهی پاولا کاپلان و با ترجمهی مهدی قراچهداغی، دقیقاً به همین موضوع میپردازد: چرا مادران در فرهنگه
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- روانشناسی و موفقیت
- شناسه کالا
- kj-618850
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از نقش و نگار
مشاهدهی همهتوضیحات
رابطهی مادر و دختر یکی از پیچیدهترین و در عین حال عمیقترین پیوندهای انسانی است؛ پیوندی که میتواند سرچشمهی امنیت و آرامش باشد یا برعکس، منبع رنج، گناه و سوءتفاهمهای چندینساله. کتاب « بهبود روابط مادران و دختران» ، با نام فرعی « مادرت را سرزنش نکن» ، نوشتهی پاولا کاپلان و با ترجمهی مهدی قراچهداغی، دقیقاً به همین موضوع میپردازد: چرا مادران در فرهنگهای مختلف تقریباً همیشه مقصر شناخته میشوند و چگونه میتوان از دل این الگوی آسیبزا، رابطهای سالمتر ساخت. اگر به دنبال یک کتاب روانشناسی رابطه مادر و دختر هستید که هم علمی و مستند باشد و هم قابل فهم و کاربردی، این معرفی را از دست ندهید. بسیاری از ما، چه در جایگاه دختر و چه در جایگاه مادر، در دورهای از زندگی خود احساس کردهایم که رابطهمان با خانواده به بنبست رسیده است. گاهی این احساس آنقدر عمیق است که به گناه، سرزنش خود یا سرزنش طرف مقابل ختم میشود، بدون آنکه بدانیم ریشهی واقعی این الگو کجاست. کتاب «بهبود روابط مادران و دختران » دقیقاً از همین نقطه آغاز میکند: نشان میدهد که بخش بزرگی از تنشهای خانوادگی، محصول باورهای فرهنگی نانوشتهای است که نسل به نسل منتقل شدهاند، نه لزوماً نتیجهی کاستیهای شخصی مادر یا دختر. درباره نویسنده و مترجم پاولا کاپلان، روانشناس و پژوهشگر شناختهشده، مبنای نظری این کتاب را بر پایهی بررسی بیش از هفتصد منبع علمی بنا نهاده و آن را با تجربهی بالینی خود در مقام درمانگر و همچنین تجربهی زیستهاش بهعنوان دختر و مادر پیوند زده است. همین ترکیب پژوهش دقیق و روایت انسانی، کتاب را از بسیاری از آثار مشابه در حوزهی کتاب سرزنش مادر متمایز میکند. ترجمهی این اثر را مهدی قراچهداغی، مترجم باسابقهی حوزهی روانشناسی و خودیاری، برعهده داشته است؛ مترجمی که آثار متعددی در زمینهی روابط خانوادگی و رشد فردی به فارسی برگردانده است. سبک ترجمهی او معمولاً به دلیل روانی و نزدیکی به زبان محاورهای فارسی، برای خوانندگان غیرمتخصص نیز قابلفهم است، بدون آنکه از دقت مفاهیم روانشناختی اصلی کاسته شود. همین ویژگی باعث شده بسیاری از آثار ترجمهشده توسط او، از جمله همین کتاب، در میان علاقهمندان کتابهای خودشناسی و روابط خانوادگی با استقبال روبهرو شود. کتاب بهبود روابط مادران و دختران درباره چیست؟ محور اصلی کتاب، مفهومی است که نویسنده آن را «سرزنش مادر» مینامد؛ عادتی ریشهدار و تقریباً ناخودآگاه که هر مشکل عاطفی، رفتاری یا خانوادگی را بهطور خودکار به مادر نسبت میدهد. کاپلان نشان میدهد این سرزنش، صرفاً واکنش شخصی یک دختر دلخور نیست، بلکه محصول شبکهای گسترده از اسطورهها، نهادها و گفتمانهای فرهنگی است؛ از افسانههای کهن گرفته تا نظریههای روانشناسی رایج، رویههای قضایی، گزارشهای رسانهای و حتی شیوهی آموزش رواندرمانگران. نویسنده در بخشهای مختلف کتاب، اسطورههای رایج دربارهی مادری را یکییکی میشکافد؛ باورهایی مانند اینکه مادر خوب یعنی داشتن فرزندی کامل، یا اینکه مادر باید سرچشمهای بیپایان از فداکاری باشد. کاپلان نشان میدهد این اسطورهها چگونه هم مادران را زیر بار گناه و احساس ناکافیبودن میبرند و هم دختران را در چرخهای از خشم، شرم و احساس قربانیبودن نگه میدارند. فصلبندی و ساختار کتاب کتاب در فصلهایی با عناوینی چون «عشق و خشم»، «سرزنش مادر»، «موانع میان مادران و دختران»، «اسطورهی مادر کامل»، «اسطورهی مادر بد» و «صلاح رابطه» سازماندهی شده است. این چینش به خواننده کمک میکند تا مسیر منطقی از شناخت مسئله تا راهحل عملی را طی کند؛ نه صرفاً یک تحلیل نظری، بلکه راهنمایی گامبهگام برای بهبود رابطه با مادر یا دختر . در بخشهای پایانی، کاپلان تأثیر متغیرهایی مانند نژاد، طبقهی اجتماعی و توانمندی جسمی را بر شدت این آسیبها بررسی میکند و بهویژه به وضعیت مادران حاشیهنشین، از جمله مادران مهاجر، کمدرآمد یا دارای معلولیت، توجه ویژهای دارد. این رویکرد بینا-فرهنگی، کتاب را از یک اثر صرفاً فردینگر فراتر میبرد. اسطورههای فرهنگی دربارهی مادری که کتاب آنها را نقد میکند یکی از ارزشمندترین بخشهای این کتاب، بخشی است که کاپلان به تفکیک باورهای غلط و رایج دربارهی مادری میپردازد. این باورها اغلب چنان در فرهنگ عمومی ریشه دواندهاند که کمتر کسی آنها را زیر سؤال میبرد. اسطورهی مادر کامل بر اساس این باور، مادر خوب کسی است که فرزندی «کامل» و بینقص تربیت کرده باشد. هر رفتار نامناسب یا هر مشکل روانی فرزند، بلافاصله بهعنوان شکست مادر تفسیر میشود؛ در حالیکه کاپلان با استناد به پژوهشهای متعدد نشان میدهد رشد فرزند، حاصل عوامل بسیار پیچیدهتری از تربیت ماد























