کتاب سلطان نیمکت نشین نترس!
این یک قائده است که وقتی کتابی راجع به خودت مینویسی در واقع سفرهی دلت را پیش همه باز کردهای. پس کتاب را باز کنید و بخوانیدش. فقط خواهش میکنم به کسی نگویید که با آن مار چه اتفاقی افتاد. سلطان نیمکت نشین نترس! داستان «سلطان نیمکتنشین»روایت طنزآمیز زندگی استیو، پسربچهای است که همیشه در تیمهای ورزشی مدرسهاش بازیکن ذخیره است و بیشتر وقتش را روی نیمکت میگ
فروشنده
کتابجم
بیش از ۲۰ هزار فروش موفق با رضایت ۵ ستاره
گارانتی ۳۰ روزه کیفیت کتاب
- ارسال سریع به سراسر کشور
- تضمین اصالت کتاب از ناشر معتبر
- پرداخت امن از درگاه بانکی
مشخصات کتاب
- دستهبندی
- کودک و نوجوان
- شناسه کالا
- kj-667581
دیدگاههای کاربران
کتابهای بیشتر از میچکا
مشاهدهی همهتوضیحات
این یک قائده است که وقتی کتابی راجع به خودت مینویسی در واقع سفرهی دلت را پیش همه باز کردهای. پس کتاب را باز کنید و بخوانیدش. فقط خواهش میکنم به کسی نگویید که با آن مار چه اتفاقی افتاد. سلطان نیمکت نشین نترس! داستان «سلطان نیمکتنشین»روایت طنزآمیز زندگی استیو، پسربچهای است که همیشه در تیمهای ورزشی مدرسهاش بازیکن ذخیره است و بیشتر وقتش را روی نیمکت میگذراند. او این موقعیت را چندان بد نمیداند و حتی خودش را «پادشاه نیمکت» مینامد. استیو همراه دو دوست صمیمیاش، جویی و کارلوس، ماجراهای بامزه و گاهی شیطنتآمیزی را تجربه میکند؛ ماجراهایی که باعث میشود خواننده از همان صفحات نخست با شخصیت او همراه شود. در آغاز داستان، استیو تصمیم میگیرد در آزمون ورود به تیم بیسبال مدرسه شرکت کند؛ تصمیمی که برای او چندان آسان نیست، زیرا از ضربه خوردن توپ میترسد. پدرش که خودش ورزشکار سابقی بوده، او را تشویق میکند، اما مادرش بیش از اندازه نگران است و حتی پیشنهاد میدهد هنگام بازی کلاه ایمنی به سر بگذارد. همین تفاوت نگاه پدر و مادر، موقعیتهای طنز فراوانی به وجود میآورد و در عین حال، یکی از دغدغههای اصلی داستان، یعنی روبهرو شدن با ترس، از همان ابتدا شکل میگیرد. در ادامه با شخصیتهای جالبی مثل مربی «چرکگوش»، جیمی جیمرینو، دانشآموز محبوب مدرسه، و بکی، دختری که استیو مخفیانه دوستش دارد، آشنا میشویم. هر یک از این شخصیتها ویژگیهای خاص خود را دارند و تنها برای پر کردن داستان نیامدهاند، بلکه در شکل گرفتن موقعیتهای طنز و پیش بردن روایت نقش دارند. دو دوست استیو، یعنی جویی و کارلوس، نیز هر کدام با خصوصیات متفاوت خود، زوجی دوستداشتنی و بامزه را در کنار قهرمان داستان میسازند. یکی دیگر از بخشهای جذاب کتاب، حیوانات خانگی عجیب استیو هستند؛ مار بوآی دمقرمز، اردکی که خیال میکند سگ است و ماهیای که رفتارهای غیرمنتظرهای دارد. حضور این حیوانات فقط برای خنداندن خواننده نیست، بلکه در بخشهای مختلف داستان به پیشبرد روایت کمک میکنند و به فضای شاد و پرنشاط کتاب رنگ و بوی بیشتری میبخشند. بخشی از داستان به خرید وسایل ورزشی، خجالت استیو از خرید کاپ محافظ و اتفاقات خندهدار فروشگاه لوازم ورزشی اختصاص دارد؛ ماجراهایی که علاوه بر ایجاد طنز، شخصیت استیو را هم بیشتر به خواننده میشناساند. نویسنده در تمام این بخشها با اشارههایی کوتاه، حادثهای را که قرار است در روز آزمون رخ دهد، در ذهن خواننده زنده نگه میدارد و با ایجاد تعلیق، او را وادار میکند صفحات بعدی را با اشتیاق دنبال کند. «سلطان نیمکتنشین» یک رمان طنز نوجوانانه و واقعگرایانه است که در قالب داستانهای مدرسهای نوشته شده است. در آن خبری از عناصر فانتزی یا علمیتخیلی نیست و نویسنده با تکیه بر موقعیتهای آشنا و روزمره، دغدغههایی مانند ترس، اعتمادبهنفس، دوستی، رقابت، شکست و تلاش را روایت میکند. همین نزدیکی داستان به زندگی نوجوانان باعث میشود خواننده بهراحتی با شخصیتها ارتباط برقرار کند. همانطور که متن سرشار از طنز کلامی و موقعیتی است، این ویژگی در تصویرگریها نیز بهخوبی دیده میشود. مانند بسیاری از رمانهای گرافیکی موفق، تصویرگر تنها به تکرار متن بسنده نکرده، بلکه در بسیاری از صحنهها شوخیهای تازهای خلق کرده و جزئیاتی را به تصاویر افزوده است که در متن وجود ندارند، اما روایت را کاملتر میکنند. کافی است به تصویر مربی در صفحه ۱۴ یا صحنهای اشاره کنیم که استیو از مار بوآ میخواهد دستش را نشان بدهد و مار میگوید: «جان…»؛ شوخی جذابی که فقط در تصویر دیده میشود و لبخند را بر لب خواننده مینشاند. طنز کتاب نیز از نقاط قوت اصلی آن است. نویسنده با استفاده از اغراق، گفتوگوهای شیرین و موقعیتهای کمیک، فضایی خلق کرده که خواننده را بارها به خنده وامیدارد. برای نمونه، نگرانی بیش از حد مادر استیو یا توضیحهای ناگهانی و بامزه راوی درباره شخصیتها و اتفاقها، از جمله بخشهایی هستند که به جذابیت روایت کمک کردهاند. حتی وقفههایی که استیو در میان داستان ایجاد میکند تا درباره موضوعی توضیح بدهد، نهتنها آزاردهنده نیست، بلکه بخشی از هویت روایی کتاب شده و به صمیمیت آن افزوده است. کتاب در شخصیتپردازی نیز موفق عمل کرده است. از پدر و مادر استیو گرفته تا مربی، مدیر مدرسه، جویی، کارلوس، بکی و حتی حیوانات خانگی، همگی شخصیتهایی هستند که ویژگیهای مشخص خود را دارند و خواننده آنها را به خاطر میسپارد. نویسنده بدون آنکه وارد توضیحات طولانی شود، با چند رفتار یا گفتوگوی کوتاه، تصویری روشن از هر شخصیت ارائه میدهد. یکی دیگر از نکات مثبت کتاب، پیام آن است. نویسنده بدون آنکه بخواهد نصیحت کند، نشان میدهد که لازم نیست همه





























