مهندسی برق رشتهای است که از یک باتری کوچک تا شبکهی سراسری برق کشور، از تقویتکنندهی صوتی تا ماهوارهی مخابراتی را در بر میگیرد. کتاب مهندسی برق هم به همین دلیل یک جور نیست: بعضی کتابها پر از ریاضی و فرمولاند، بعضی مرجع عملی برای کارگاهاند و بعضی مجموعهی خودآموزی برای کسی که از صفر شروع میکند. در این دسته کتابهای الکترونیک، اندازهگیری، حفاظت شبکه، مخابرات، سنسورها و مواد الکتریکی را میبینید. این صفحه کمک میکند بدانید هر شاخه از کجا شروع میشود، هر کتاب برای چه خوانندهای مناسب است و چطور بدون سردرگمی سراغ خرید بروید.
خوانندهی این صفحه ممکن است دانشجوی کارشناسی، تکنسین، مهندس شاغل یا علاقهمند به الکترونیک باشد. نگاه ما دقیق ولی ساده است و هرجا لازم بود، یادآوری میکنیم که کار با برق خطرناک است.
مهندسی برق از کجا شروع میشود؟
ریشهی مهندسی برق در سه ستون است: مدار، میدان و سیگنال. مدار یعنی حرکت جریان در سیمها و قطعهها، میدان یعنی رفتار الکتریسیته و مغناطیس در فضا و سیگنال یعنی اطلاعاتی که با برق منتقل میشود. هر شاخهی مهندسی برق، از قدرت تا مخابرات، ترکیبی از این سه است.
اگر تازه شروع میکنید، معمولا مسیر از مدارهای ساده میگذرد. قانون اهم، مقاومت، خازن، سلف و ترکیب آنها. بعد سراغ قطعههای نیمههادی میروید: دیود و ترانزیستور. بعد تقویتکنندهها و مدارهای دیجیتال. هر مرحله بر مرحلهی قبل بنا میشود و پرش از آنها معمولا به سردرگمی میانجامد.
ریاضی هم بخش جداییناپذیر است. حساب دیفرانسیل و انتگرال، معادلههای دیفرانسیل و جبر خطی در همهی شاخهها میآید. اگر نگران ریاضی هستید، بخش بعدی دربارهی مجموعههای خودآموز به شما کمک میکند.
مجموعهی خودآموز الکترونیک: یاد گرفتن قدمبهقدم
در این دسته چند عنوان از یک مجموعهی خودآموز الکترونیک دیده میشود، هر کدام با موضوعی مشخص: «تشدید»، «تقویتکنندههای صوتی حالت جامد»، «روشهای ساخت مدارهای مجتمع»، «حساب انتگرال» و «مدولهسازی بسامد». عددی هم در پایان بعضی عنوانها هست که شمارهی کتاب در مجموعه به نظر میرسد.
قالب چنین مجموعههایی معمولا همین است: هر کتاب یک موضوع کوچک را بهصورت مرحلهای توضیح میدهد. این شیوه برای کسی که میخواهد بیاستاد یاد بگیرد یا فقط یک موضوع مشخص را مرور کند، مناسب است. البته همهی عنوانها را نمیتوانید بهصورت پراکنده بخوانید. بعضی، مثل تشدید و مدولهسازی، به پیشنیازهای مشخصی نیاز دارند.
نکتهی مهم دربارهی مجموعههای قدیمی: فناوری الکترونیک با سرعت جلو میرود. اصول پایه مثل قانون اهم و رفتار تشدید عوض نمیشوند، اما قطعهها و شیوههای ساخت تغییر میکنند. برای آموزش مفاهیم، چنین کتابهایی مفیدند. برای انتخاب قطعهی امروزی، باید به برگهی مشخصات فنی سازنده هم مراجعه کنید.
الکترونیک آنالوگ و میکروالکترونیک
کتاب «میکروالکترونیک» از عنوانش پیداست که سراغ مبانی قطعهها و مدارهای الکترونیکی میرود. این حوزه معمولا از فیزیک نیمههادیها شروع میشود، به دیود و ترانزیستور میرسد و از آنجا به تقویتکنندهها و مدارهای مجتمع میرسد. برای دانشجوی برق، این درس یکی از ستونهای اصلی است.
یادگیری میکروالکترونیک بدون تمرین سخت است. خواندن معادلهها کافی نیست و باید مسئله حل کنید، مدار را ببندید و اگر امکان دارد روی بردبورد یا نرمافزار شبیهسازی امتحان کنید. کسی که یک تقویتکنندهی ساده را با دست ببندد، مفهوم بهره و پایداری را بهتر از هر کتابی درک میکند.
«تقویتکنندههای صوتی حالت جامد» از همان مجموعهی خودآموز هم در این حوزه میگنجد. حالت جامد یعنی مدارهایی که با ترانزیستور و قطعههای نیمههادی ساخته میشوند، نه با لامپ خلأ. برای علاقهمندان به صدا و ساخت تقویتکننده، این عنوان جذاب است.
اندازهگیری الکتریکی و سنسورها
هر مهندس برق باید بتواند اندازه بگیرد. ولتاژ، جریان، مقاومت، توان و فرکانس اولین کمیتهای آناند. کتاب «اندازهگیری الکتریکی» به همین موضوع میپردازد. اندازهگیری فقط استفاده از یک دستگاه نیست: باید دقت، خطا و روش درست استفاده را بشناسید. مثلا اتصال نادرست یک دستگاه میتواند عدد را کاملا عوض کند یا حتی به دستگاه و مدار آسیب بزند.
«مرجع کامل سنسورها» هم در همین حوزه است. سنسور جایی است که دنیای فیزیکی با دنیای الکترونیک ملاقات میکند: دما، فشار، نور، حرکت و صدا به سیگنال الکتریکی تبدیل میشوند. پروژههای رباتیک، خودکارسازی، خانهی هوشمند و صنعتی همه به سنسور نیاز دارند. برای علاقهمندان به پروژهی عملی، چنین مرجعی میتواند کمک بزرگی باشد.
اگر مسیر شما به سمت رایانه و کنترل میرود، دستهی مهندسی کامپیوتر هم برایتان جالب است، چون این دو رشته در الکترونیک دیجیتال و سیستمهای نهفته به هم میرسند.
سیستمهای قدرت و حفاظت شبکه
شاخهی قدرت مسئول تولید، انتقال و توزیع برق است. نیروگاه، خط انتقال، پست و شبکهی توزیع همه جزو این حوزهاند. در این شاخه، حفاظت جایگاه ویژهای دارد. وقتی خطایی رخ میدهد، مثلا اتصال کوتاه، باید سریع و دقیق بخش معیوب از شبکه جدا شود تا بقیهی شبکه سالم بماند.
این وظیفه با رلههای حفاظتی انجام میشود. کتابهای «هنر و دانش رلهگذاری حفاظتی» و «راهنمای استفاده از رلههای حفاظتی» در این دسته به همین موضوع میپردازند. اولی از عنوانش برمیآید که هم جنبهی نظری و هم جنبهی تجربی رلهگذاری را در نظر دارد. دومی به نظر میرسد راهنمای کاربردیتری است.
رلهگذاری تنظیم دقیق میخواهد. رلهای که خیلی حساس باشد، بیجهت شبکه را قطع میکند. رلهای که کمحساس باشد، در خطای واقعی دیر عمل میکند. پیدا کردن تعادل، ترکیبی از دانش نظری و تجربه است.
در این زمینه یک هشدار جدی داریم: کار روی تجهیزات قدرت و پستهای برق فقط برای افراد آموزشدیده و مجاز است. کتاب دانش میدهد، اما جای آموزش عملی، مجوز و رعایت مقررات ایمنی را نمیگیرد. برای علاقهمندان به کاربرد وسیعتر انرژی، دستهی مهندسی انرژی را هم ببینید.
مخابرات الکترونیکی
وقتی صدایتان از تلفن به گوش کسی در آنسوی شهر میرسد یا یک برنامهی رادیویی از هوا شنیده میشود، مهندسی مخابرات در کار است. کتاب «سیستمهای مخابرات الکترونیکی» به این دنیا میپردازد. اصل کار این است که اطلاعات به سیگنال تبدیل، منتقل و دوباره به اطلاعات برگردانده شود. در راه، نویز و اختلال هم وجود دارد که باید مهار شود.
مفهوم مدولاسیون یکی از مفاهیم اصلی مخابرات است. یعنی سوار کردن پیام بر یک موج حامل. مدولاسیون بسامد، یکی از شیوههای معروف آن، در عنوان یکی از کتابهای مجموعهی خودآموز هم آمده است. رادیوی افام که همهی ما شنیدهایم، بر همین اساس کار میکند.
اگر به مخابرات علاقه دارید، پیشنهاد میکنیم قبلش مبانی مدار و سیگنال را خوب بدانید. مخابرات ریاضی سنگینی دارد و بدون پایهی محکم، دنبال کردن آن سخت میشود.
خواص مواد در مهندسی برق
کتاب «خواص مواد در مهندسی برق» موضوعی را باز میکند که کمتر از بقیه دیده میشود ولی مهم است: مواد. رسانا، نارسانا و نیمههادی، هر کدام رفتار خاصی دارند و انتخاب درست ماده تعیین میکند که یک قطعه یا کابل چقدر عمر کند و چقدر ایمن باشد.
مثلا چرا مس در سیمکشی رایج است؟ چرا بعضی عایقها در دمای بالا خراب میشوند؟ چرا سیلیسیم پایهی صنعت الکترونیک شد؟ پاسخ اینها در خواص مواد است. کسی که میخواهد در طراحی قطعه، ساخت مدارهای مجتمع یا عایقبندی کار کند، از دانستن این خواص بینیاز نیست.
این کتابها معمولا به فیزیک و شیمی نزدیکترند و ممکن است برای دانشجویی که ریاضی را بیشتر دوست دارد کمی متفاوت به نظر برسند. ولی همین جایی است که فهم عمیقتر از فناوری شکل میگیرد.
عیبیابی و تعمیر برد الکترونیکی
یک بخش از این دسته به کسانی میرسد که میخواهند وسیلهی خراب را تعمیر کنند. بردهای الکترونیکی لوازم خانگی، مثل ماشین لباسشویی یا یخچال، مسیر عیبیابی خاصی دارند: ابتدا نشانهی خرابی، بعد اندازهگیری نقطههای کلیدی برد و در نهایت شناسایی قطعهی معیوب.
این کار مهارت دست و دانش نظری را با هم میخواهد. اگر میخواهید وارد تعمیرات شوید، کتابهای عملی و تجربهی کارگاهی هر دو لازماند. نقشهخوانی، شناخت قطعهها، اندازهگیری با دستگاه و صبر، چهار پایهی کار تعمیرکار خوباند.
ایمنی اینجا هم شرط اصلی است. بردهای لوازم خانگی به برق شهر وصل میشوند و ولتاژ آنها خطرناک است. خازنها ممکن است بعد از قطع برق هم بار داشته باشند. هرگز بدون دانش و ابزار مناسب سراغ برد برقی نروید و اگر مطمئن نیستید، به متخصص مراجعه کنید. کتاب میتواند راهنمای شما باشد ولی جای آموزش عملی و ایمنی نیست.
برق دریایی و کاربردهای تخصصی
در بین شاخههای مهندسی برق، بعضی تخصصیتر و کمتر شناختهشدهاند. یکی از آنها برق دریایی است: سیستمهای الکتریکی کشتی و شناور که با محیط خاص خود، از جمله رطوبت و شوری، سروکار دارند. اگر در صنعت دریایی کار میکنید یا به آن علاقه دارید، دستهی فنی و مهندسی رشتههای مرتبط را هم نشان میدهد.
یک مثال دیگر، کاربرد یادگیری ماشین در شبکهی برق است. با ورود داده و هوش مصنوعی، شبکههای برق میتوانند مصرف را پیشبینی، عیب را زودتر شناسایی و بهرهوری را بالا ببرند. این ترکیب برق و علوم داده، یکی از شاخههای جدید و پرطرفدار است.
این نمونهها نشان میدهند که مهندسی برق مرز ثابتی ندارد. با گذر زمان به حوزههای مجاور نفوذ میکند و رشتههای تازهای میسازد. پس اگر امروز در یک شاخه تخصص میگیرید، آمادهی یادگیری مداوم باشید.
کدام کتاب برای شما مناسب است؟
دانشجوی کارشناسی برق
اول کتابهای درسی دانشگاه را ببینید و کتابهای این دسته را بهعنوان مرجع کمکی بگیرید. برای هر درس مثل مدار، الکترونیک، ماشین، قدرت یا مخابرات، حداقل یک منبع دوم داشته باشید که توضیح آن را از زاویهی دیگری میدهد.
تکنسین و تعمیرکار
کتابهای اندازهگیری، سنسورها و مدارهای عملی به کار شما میآید. تمرکز روی کارهایی که در کارگاه انجام میدهید داشته باشید.
مهندس شاغل در صنعت
مراجع تخصصی مثل حفاظت و رلهگذاری یا سنسورها میتوانند در کتابخانهی شخصی شما جای بگیرند. هنگام کار، به استانداردها و دستورالعملهای رسمی هم مراجعه کنید.
علاقهمند مبتدی
مجموعههای خودآموز و کتابهای پایهای الکترونیک شروع مناسبیاند. اول مفاهیم ساده را یاد بگیرید و بعد سراغ موضوعهای تخصصی بروید. هر وقت خواستید، پروژهی کوچک بسازید.
نکتههایی دربارهی خرید کتاب فنی
- ویرایش و سال: اصول پایه ثابتاند، اما استانداردها، قطعهها و فناوری تغییر میکنند. سال انتشار را ببینید.
- پیشنیاز: بعضی کتابها مثل مخابرات و مدولهسازی، فرض میکنند که ریاضی و مدار را میدانید. مشخصات و فهرست مطالب را بخوانید.
- ترجمه یا تألیف: بعضی کتابها ترجمهاند. کیفیت ترجمه برای متن فنی مهم است. اگر مطمئن نیستید، توضیح صفحه را بخوانید.
- مرجع یا آموزشی: کتاب مرجع برای مراجعهی مکرر است و کتاب آموزشی برای یادگیری از اول. هدفتان را روشن کنید.
- تمرین: در مهندسی، خواندن بدون حل مسئله ثمر ندارد. کتابی که تمرین داشته باشد، برای یادگیری بهتر است.
مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است. قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود.
چطور مهندسی برق را دوست داشتنیتر یاد بگیریم؟
خیلیها مهندسی برق را سخت میدانند. ولی چند عادت میتواند مسیر را نرمتر کند.
- هر مفهوم را با یک آزمایش بسنجید. حتی یک مدار ساده با باتری، لامپ و مقاومت چیزهای زیادی یاد میدهد.
- شکل بکشید. مدار را روی کاغذ رسم کنید. تصویر ذهن را روشن میکند.
- بعد از هر فصل، خلاصه بنویسید. با زبان خودتان، در یک صفحه.
- از خطا نترسید. بسیاری از فهمهای عمیق از مداری میآید که کار نکرد و شما دلیلش را پیدا کردید.
- با دیگران کار کنید. دوستی که همرشته یا همعلاقه باشد، بهترین شریک یادگیری است.
این توصیهها سادهاند، ولی اثرشان در طول ماهها زیاد است. مهندسی مهارت است و مهارت با تکرار ساخته میشود.
ایمنی: بخشی که هیچوقت نباید نادیده گرفته شود
برق آدم را میکشد و این جمله اغراق نیست. ولتاژ شبکهی شهری برای بدن انسان خطرناک است و حتی ولتاژهای پایینتر در شرایط خاص مثل رطوبت میتوانند آسیب بزنند. قواعد ایمنی را جدی بگیرید:
- پیش از کار روی هر مدار، برق را قطع کنید و با دستگاه مناسب از قطع بودن مطمئن شوید.
- از ابزار عایقدار و وسایل حفاظتی استفاده کنید.
- هرگز تنها روی تجهیزات پرولتاژ کار نکنید.
- بعد از قطع برق هم به خازنهای بزرگ توجه کنید، چون ممکن است بار داشته باشند.
- اگر تجربه ندارید، از فرد باتجربه کمک بگیرید.
اینها توصیههای عمومیاند. مقررات ایمنی رسمی، دستورالعمل کارخانهی سازندهی هر وسیله و آموزش عملی، جای خود را دارند. هیچ کتابی نباید بهانهای برای ریسک بیجا باشد.
ریاضی در مهندسی برق: چقدر لازم است؟
پرتکرارترین ترس دانشجوهای تازهکار همین است: «ریاضیام ضعیف است، میتوانم مهندس برق شوم؟» جواب صادقانه این است که ریاضی ابزار اصلی این رشته است، اما ابزار بهمرور یاد گرفته میشود. کسی که از روز اول همهچیز را بلد نیست، میتواند در طول چند ترم تقویتش کند.
چند مبحث ریاضی که در برق بیش از بقیه به کار میآیند: حساب دیفرانسیل و انتگرال برای فهم تغییرات و انباشت، معادلههای دیفرانسیل برای رفتار مدارها در زمان، اعداد مختلط برای تحلیل مدارهای متناوب، و جبر خطی برای دستگاههای بزرگ و سیگنالها. یکی از عنوانهای مجموعهی خودآموز این دسته، «حساب انتگرال» است که نشان میدهد چنین مجموعههایی ریاضی را هم در قالب ساده آموزش میدهند.
توصیهی عملی این است که ریاضی را همراه با کاربردش یاد بگیرید. وقتی انتگرال را ببینید که ولتاژ خازن را حساب میکند، معنایش برایتان روشنتر میشود تا وقتی فقط فرمول حفظ کنید. اگر ضعف ریاضی دارید، بهجای ترسیدن، هر هفته چند مسئلهی کوتاه حل کنید و صبور باشید.
شغلها و مسیرهای کاری برای فارغالتحصیلان برق
مسیرهای کاری در مهندسی برق متنوعاند. بعضی از مهندسان در نیروگاهها، شرکتهای برق و پروژههای شبکه کار میکنند. بعضی در صنایع تولیدی و خودکارسازی. بعضی در مخابرات و شبکه. بعضی در طراحی الکترونیک و ساخت دستگاه. بعضی هم راه تعمیرات و خدمات فنی یا کسبوکار شخصی را انتخاب میکنند.
در هر مسیر، مهارت عملی بهاندازهی مدرک اهمیت دارد. کسی که هم دانش نظری دارد و هم با دستش کار کرده، در بازار کار جایگاه محکمتری دارد. بنابراین ترکیب کتاب نظری و پروژهی عملی را جدی بگیرید.
ما وعدهی شغل و درآمد نمیدهیم چون بازار کار تغییر میکند. فقط میگوییم که پایهی دانش هرچه محکمتر باشد، انعطاف شما هم بیشتر است. برای دیدن رشتههای دیگر که با برق ارتباط دارند، به فنی و مهندسی و زیرشاخههایش نگاه کنید.
مسیر ششماهه برای علاقهمند تازهکار
اگر رشتهی برق نمیخوانید ولی به الکترونیک علاقه دارید، این مسیر پیشنهادی را با آرامش امتحان کنید.
ماه اول و دوم: مدار و اندازهگیری
با یک کتاب پایهی مدار شروع کنید. قانون اهم، مقاومت، جریان و ولتاژ را یاد بگیرید. یک مولتیمتر ساده بخرید و ولتاژ باتری، مقاومتها و پیوستگی سیمها را اندازه بگیرید. همین تمرینها ذهن را با واقعیت عجین میکند.
ماه سوم و چهارم: قطعههای نیمههادی
سراغ دیود و ترانزیستور بروید. یک مدار چراغ چشمکزن یا یک تقویتکنندهی ساده روی بردبورد ببندید. مجموعههای خودآموز و کتاب میکروالکترونیک در این مرحله کمک میکنند.
ماه پنجم و ششم: یک پروژهی کامل
حالا یک پروژهی کوچک انتخاب کنید که چند مفهوم را کنار هم بگذارد: مثلا دماسنج با سنسور و نمایشگر، یا یک تقویتکنندهی صدا. انجام یک پروژهی کامل، بیش از خواندن چند کتاب یاد میدهد.
در تمام این مدت، اگر با برق شهر سروکار ندارید، امنتر هستید. کار با باتری و ولتاژ کم برای شروع مناسب است. سراغ برق شهر نروید تا زمانی که آموزش کافی دیده باشید.
داستانک: ترانزیستوری که همهچیز را عوض کرد
رضا دانشجوی ترم سوم برق بود و درس الکترونیک را نمیفهمید. فرمولها را از حفظ میکرد ولی در امتحان هر بار گیج میشد. یک روز پدرش یک بردبورد کوچک و چند ترانزیستور برایش آورد و گفت: «بیا خودت امتحان کن.» رضا دو شب وقت گذاشت و یک تقویتکنندهی ساده ساخت. وقتی صدای ضعیف یک میکروفن را از بلندگو شنید، برای اولین بار فهمید که «بهره» یعنی چه.
از آن روز درس الکترونیک برایش عوض شد. هر مبحث تازه را میخواند و پیش از امتحان، سعی میکرد یک مدار مرتبط بسازد. ماهها بعد، همان درسی که ازش میترسید، شد یکی از درسهای موردعلاقهاش.
درسی که این داستان دارد این است که در مهندسی، دست و ذهن باید با هم کار کنند. کتاب مرجع خوب مثل نقشه است، اما راه را باید خودتان بروید. کتابهای الکترونیک و اندازهگیری وقتی کنار بردبورد باشند، جان میگیرند.
اشتباههای رایج در یادگیری برق
رد کردن پایهها
خیلیها میخواهند سریع سراغ مباحث پیشرفته بروند. اما بدون مدار پایه، هر مبحث پیشرفتهای گنگ میماند.
فقط خواندن
خواندن فرمول بدون حل مسئله و بدون مدار عملی، یادگیری سطحی میدهد.
بیتوجهی به ایمنی
گاهی کسانی که کمی مهارت دارند، دچار اعتمادبهنفس کاذب میشوند. اشتباه ساده با برق شهر میتواند برگشتناپذیر باشد.
اعتماد کامل به یک منبع
هیچ کتابی همهچیز را نمیگوید. دو یا سه منبع را مقایسه کنید و اگر اختلاف دیدید، به استاد یا فرد باتجربه مراجعه کنید.
پرسشهای پرتکرار دربارهی کتاب مهندسی برق
برای شروع الکترونیک چه کتابی بخوانم؟
یک کتاب پایهای مدار و الکترونیک و در کنارش مجموعهی خودآموز میتواند شروع خوبی باشد. اول قانون اهم و مدارهای ساده را یاد بگیرید و بعد به نیمههادیها بروید.
آیا کتابها برای دانشجو کافی است یا باید جزوهی استاد را هم داشت؟
بهتر است هر دو را ببینید. کتاب دید کاملتری میدهد و جزوهی استاد مسیر امتحان را روشن میکند. هر جا اختلاف بود، از استاد بپرسید.
کتابهای قدیمی هنوز به درد میخورند؟
برای مفاهیم پایه بله، ولی برای قطعهها و استانداردهای جدید نه لزوما. سال انتشار را ببینید و اگر لازم بود منابع تازهتر را هم مقایسه کنید.
آیا با خواندن کتاب میتوان تعمیرکار شد؟
کتاب به فهمیدن کمک میکند ولی مهارت تعمیر با کار عملی ساخته میشود. کتاب را با تمرین، ابزار مناسب و ایمنی همراه کنید و در صورت نیاز آموزش عملی ببینید.
رلهگذاری حفاظتی برای همه است؟
نه، این حوزه تخصصی است و بیشتر برای مهندسان قدرت و کسانی که با پستها و شبکه سروکار دارند مفید است. مبتدیها اول باید مبانی مدار و قدرت را بدانند.
نسخه چاپی را میتوانم آنلاین سفارش بدهم؟
بله، نسخه چاپی را میتوانید آنلاین سفارش بدهید. قیمت و موجودی هر کتاب هر روز بهروز میشود و مشخصات هر کتاب در صفحهی خودش است.
جمعبندی: مهندسی برق را یکییکی جلو ببرید
مهندسی برق وسیع است و هیچکس همهی آن را نمیداند. مهم این است که پایهی محکمی از مدار و ریاضی بسازید و بر اساس علاقه و نیاز، یک شاخه را عمیقتر دنبال کنید: الکترونیک، قدرت، مخابرات، اندازهگیری یا تعمیرات. کتابهای این دسته برای هر کدام از این مسیرها ابزارهایی دارند.
پیشنهاد ما این است که از یک کتاب پایه و یک کتاب عملی شروع کنید و سراغ موضوع تخصصی هر وقت آماده بودید بروید. برای دیدن رشتههای دیگر مهندسی، به مهندسی مکانیک و مهندسی عمران هم سر بزنید. کتابهای همین دسته را یکییکی ببینید، مشخصات هر کدام را بخوانید و نسخهی چاپی مناسب را آنلاین سفارش بدهید.